گاهی یک عدد، بیش از صد صفحه لایحه بودجه حرف میزند. امروز آن عدد ۱,۰۰۰,۰۰۰ تومان است. رقمی که به گفته رئیس سازمان برنامه و بودجه، دولت در سال آینده باید به ازای هر نفر، در قالب «کالابرگ»، پرداخت کند؛ عددی که نه از دل سیاستهای رفاهی کلاسیک، بلکه از دل حذف ارز ترجیحی و یکسانسازی نرخ ارز بیرون آمده است. اما این یک میلیون تومان دقیقاً چه چیزی را جبران میکند؟ و چه چیزی را نه؟
یک میلیون تومان یعنی چه؟ به زبان ساده
اول، عدد را از حالت انتزاعی خارج کنیم. اگر این رقم را به ۱۲ ماه تقسیم کنیم، سهم هر نفر در سال آینده حدود ۸۳ هزار تومان در ماه میشود.
رقمی که حتی در خوشبینانهترین سناریوها، معادل چند قلم محدود خوراکی است؛ نه بیشتر. این عدد در واقع «یارانه معیشت» نیست؛ بلکه عدد تسویهحساب دولت با شوک اصلاح ارزی است.
دولت میگوید: اگر ارز ترجیحی حذف شود و قیمتها واقعی شوند، باید بخشی از فشار را بازتوزیع کنم. خروجی این محاسبه، عدد یک میلیون تومان است.
چرا دقیقاً یک میلیون؟ منطق پنهان عدد
این عدد تصادفی نیست. رئیس سازمان برنامه و بودجه صراحتاً گفته که با اجرای سیاستهای جدید ارزی:
• دولت ناچار است یارانه جبرانی پرداخت کند
• همزمان منابع غذای دانشجویان، سربازان و سایر گروههای تحت پوشش را نیز تأمین کند
به بیان دیگر، یک میلیون تومان حاصل یک جمع جبری است:
• حذف ارز ترجیحی
• افزایش قیمت کالاهای اساسی
• فشار بر هزینههای عمومی
• و محدودیت شدید منابع بودجه
این عدد، سقف توان دولت است؛ نه لزوما کف نیاز خانوار.
یک میلیون تومان چه نمیگوید؟
این عدد سه چیز مهم را پنهان میکند:
اول؛ تورم آینده
اگر تورم خوراکیها در سال آینده بالا بماند، ارزش واقعی این یک میلیون تومان بهسرعت آب میرود.
دوم؛ شیوه توزیع
کالابرگ، برخلاف یارانه نقدی، آزادی انتخاب خانوار را محدود میکند.
این یعنی عدد اسمی ثابت است، اما مطلوبیت واقعی آن برای دهکها متفاوت خواهد بود.
سوم؛ تداوم پرداخت
تجربه نشان داده که مسأله اصلی یارانهها «شروع» نیست، «ادامه» است.
یک میلیون تومان، تا زمانی معنا دارد که پرداخت آن منظم، قابل پیشبینی و پایدار باشد.
این عدد نشانه چیست؟ فراتر از یارانه
عدد یک میلیون تومان، بیش از آنکه پیام رفاهی داشته باشد، سیگنال سیاستگذاری است.
این عدد میگوید: دولت پذیرفته که اصلاح ارزی بدون جبران اجتماعی ممکن نیست اما همزمان نشان میدهد که فضای مانور بودجهای بسیار محدود شده است و اصلاحات، نه از مسیر رشد، بلکه از مسیر بازتوزیع حداقلی در حال پیش رفتن است. به زبان ساده: دولت هزینه اصلاح را پذیرفته، اما توان پرداخت کامل آن را ندارد.
عددی که باید جدی گرفته شود
عدد امروز فقط «یک میلیون تومان» نیست. این عدد، معیاری است برای سنجش صداقت و توان دولت در اصلاحات اقتصادی.
پرسش اصلی این است:
آیا این یک میلیون تومان، پلی موقت تا ثبات اقتصادی است؟
یا فقط مُسکنی است برای عبور از یک شوک، بدون درمان ریشهای؟
پاسخ این سوال، نه در وعدهها، بلکه در ارزش واقعی همین عدد در ماههای آینده روشن خواهد شد.