محور دوم: آن طرف سکه؛ مالیات چند درصد از درآمد شرکتها و افراد را گرفت؟
آمارها نشان میدهد که نرخ مؤثر مالیات در بخش خصوصی به شدت کاهش یافته است. در بخش شرکتهای خصوصی، مالیات پرداختی فروردین ۱۴۰۵ حدود ۲۳ همت بوده است. برآورد درآمد این شرکتها در همان بازه، بر اساس میانگین حاشیه سود ۳۵ درصدی و نرخ مؤثر مالیاتی ۲۵ درصد، حدود ۲۶۳ همت است. در نتیجه نرخ مؤثر مالیات بر درآمد شرکتهای خصوصی در فروردین ۱۴۰۵ به حدود ۸.۷ درصد رسیده است. در شرایط عادی و در بودجه سال ۱۴۰۴، این نرخ معمولاً بین ۱۲ تا ۱۵ درصد بود. این کاهش نشان میدهد شرکتها نه به خاطر معافیت مالیاتی، بلکه به خاطر زیان و کاهش فروش، درآمد مالیاتی کمتری ایجاد کردهاند.
در بخش حقوق بگیران خصوصی، مالیات پرداختی ۹.۷ همت بوده و برآورد کل حقوق پرداختی حدود ۱۳۰ همت است. بنابراین نرخ مؤثر مالیات بر حقوق بخش خصوصی حدود ۷.۵ درصد محاسبه میشود. این رقم در سال قبل حدود ۹.۵ تا ۱۰ درصد بود. کاهش این نرخ یعنی بخش بزرگی از نیروی کار یا بیکار شدهاند، یا حقوقشان به حدی پایین آمده که از سقف معافیت مالیاتی عبور نمیکند.
در سوی مقابل، بخش دولتی نرخ مؤثر بالاتری داشته است. مالیات کارکنان دولت با ۳۶.۶ درصد افزایش نسبت به سال قبل به ۵.۱ همت رسیده که نشان میدهد درآمد و اشتغال این بخش در دوران جنگ با ثبات بیشتری نسبت به بخش خصوصی همراه بوده است.
محور سوم: چرا این درآمد کلان از دست رفت؟
دولت در نخستین ماه سال، بیش از ۲۰۳ همت درآمد مالیاتی را از دست داده است. این ازدسترفتن ریشه در سه عامل اصلی دارد.
عامل اول، اصابت مستقیم موشک و بمب به زیرساختهای صنعتی و اداری است. تخریب هزاران ساختمان، کارخانه، انبار و مرکز خدماتی در جنگ ۴۰ روزه، پایه مالیاتی بسیاری از بنگاهها را به کلی نابود کرده است. یک شرکت بمبارانشده نه فروش دارد، نه سود، نه مالیات.
عامل دوم، قطعی گسترده و طولانی اینترنت است. کسبوکارهای مدرن ایران به شدت به اینترنت متصل هستند؛ از فروشگاههای آنلاین گرفته تا شرکتهای پخش، داروخانهها، خدمات مشاوره و فریلنسرها. قطعی چندروزه اینترنت در بهمن و اسفند ۱۴۰۴ عملاً فصل فروش بسیاری از کسبوکارها را حذف کرد. اثر آن در فروردین ۱۴۰۵ به شکل سقوط مالیات مشاغل آزاد با نزدیک به ۴۰ درصد کاهش و همچنین کاهش شدید مالیات شرکتهای خصوصی ظاهر شده است.
عامل سوم، فضای نااطمینانی شدید در کسبوکارهاست. جنگ یعنی بلاتکلیفی. سرمایهگذار نمیداند کارخانه را تعطیل کند یا افتتاح. فروشنده نمیداند جنس بیاورد یا نه. مصرفکننده خرید بزرگ را به تأخیر میاندازد. این فضای نااطمینانی، چرخه درآمد-هزینه-سود را مختل میکند. وقتی این چرخه مختل شود، مالیات هم مختل میشود.
محور چهارم: دولت درآمد از دست داد، اما مردم بسیار بیشتر
دولت در فروردین ۱۴۰۵ حدود ۲۰۳ همت درآمد مالیاتی از دست داده است. این رقم برای بودجه دولت سنگین است و او را به سمت چاپ پول و استقراض سوق میدهد. اما تصویر کامل وقتی دیده میشود که مقایسه کنیم: ازدسترفته دولت، تنها بخش کوچکی از ازدسترفته مردم است.
تخمین متعارف در اقتصاد ایران این است که هر یک همت کاهش در درآمد مالیاتی، معادل ۵ تا ۷ همت کاهش در درآمد کل بخش خصوصی است. دلیل ساده است: مالیات درصدی از سود یا فروش است. اگر مالیات ۲۰۳ همت کاهش پیدا کرده باشد، یعنی پایه مالیاتی که همان سود شرکتها و درآمد افراد است، حداقل ۳ تا ۴ برابر این رقم، یعنی حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ همت کوچکتر شده است.
به زبان ساده، دولت ۲۰۳ همت از دست داده، اما مردم و کسبوکارها نزدیک به ۸۰۰ همت از درآمد خود را از دست دادهاند. یعنی از هر پنج تومانی که جنگ از چرخه اقتصاد خارج کرده، یک تومان آن به صورت کسری مالیاتی در بودجه دولت دیده میشود و چهار تومان دیگر به شکل حقوق نرفته، فروش نرفته، سود نرفته و ورشکستگی در جیب و حساب مردم جا مانده است.
دو لایه ضربه جنگی
درآمد مالیاتی واقعی فروردین ۱۴۰۵ برابر با ۷۷.۹ همت بوده است، در حالی که هدف بودجه ۲۸۱ همت بود. بنابراین کسری مالیاتی ماهانه ۲۰۳ همت ثبت شده است. نرخ مؤثر مالیات شرکتها از ۱۲ تا ۱۵ درصد در شرایط عادی به ۸.۷ درصد کاهش یافته است. برآورد کاهش درآمد بخش خصوصی نیز حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ همت است.
بهشاد عشق همیشگی: گزارش رسمی نشان میدهد ضربه جنگ به اقتصاد ایران دو لایه دارد. لایه اول که در گزارش مالیاتی دولت دیده میشود، ۲۰۳ همت کسری است. اما لایه دوم که در آمارهای مالیاتی منعکس نیست، از دست رفتن نزدیک به ۸۰۰ همت درآمد مردم و کسبوکارهاست. دولتی که درآمدش کم شده به سمت تورم میرود، اما مردمی که درآمدشان کم شده، دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند جز قدرت خرید باقیمانده.