بحث درآمدهای احتمالی تنگه هرمز سال‌هاست با اعداد بزرگ و بعضاً نجومی در فضای سیاسی و رسانه‌ای مطرح می‌شود، اما محاسبات دقیق اقتصادی تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد؛ تصویری که نشان می‌دهد حتی در خوش‌بینانه‌ترین سناریوها نیز درآمد این شاهراه راهبردی به مراتب کمتر از برآوردهای رایج است و همین شکاف، پرسش‌های جدی درباره خطای محاسباتی و پیامدهای تصمیم‌سازی بر اساس ارقام غیرواقعی ایجاد می‌کند.
«اشتباه محاسباتی بزرگ: درآمد تنگه هرمز آنقدرها هم که می‌گویند نیست!»
۱. پروفسور هاشم پسران، اقتصاددان برجسته ایرانی، چه گفته است؟
پروفسور هاشم پسران، یکی از مشهورترین اقتصاددانان ایرانی در جهان، در مقاله‌ای تازه (آوریل ۲۰۲۶) استدلال کرده است:
· به جای جنگ نظامی با ایران برای باز کردن تنگه هرمز، بهتر است این تنگه نهادینه شود، یعنی ایران با همکاری کشورهای همسایه، عبور امن را تضمین کند و در مقابل عوارض خدماتی دریافت نماید.
· الگوی موفق این کار، تنگه‌های ترکیه (بسفر و داردانل) است که طبق کنوانسیون مونترو، بدون بستن تنگه، از کشتی‌ها بابت خدمات ناوبری، راهبری، یدک‌کشی و امداد هزینه دریافت می‌کند.
· هزینه جنگ یا تغییر رژیم در ایران تریلیون‌ها دلار آب می‌خورد (بیش از کل بودجه نظامی آمریکا)، اما با این روش، ضمن حفظ صلح، درآمد پایداری هم ایجاد می‌شود.
۲. الگوی ترکیه؛ الگویی عملی و موفق
ترکیه سال‌هاست بر اساس کنوانسیون مونترو، از کشتی‌های عبوری از تنگه‌های بسفر و داردانل عوارض خدماتی دریافت می‌کند:
· نرخ فعلی (۲۰۲۵): ۵.۸۳ دلار به ازای هر تن خالص کشتی
· این عوارض نه برای «عبور آزاد» که برای خدمات واقعی مانند راهبری، یدک‌کشی، ایمنی، نجات و پزشکی است
· درآمد سالانه ترکیه از این محل چند میلیارد دلار تخمین زده می‌شود
پسران پیشنهاد می‌دهد همین مدل در تنگه هرمز پیاده شود؛ ایران و عمان با همکاری یکدیگر خدمات امنیتی-ناوبری ارائه دهند و درآمد حاصل را تقسیم کنند.
۳. محاسبات دقیق؛ درآمد واقعی تنگه و سهم ایران چقدر است؟
بر اساس محاسبات مقاله (فقط نفتکش‌ها، حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز):
· کل درآمد سالانه تنگه: ۴.۳ میلیارد دلار
سناریوی اول: حاکمیت کامل (مثل ترکیه)
در این سناریو، درآمد روزانه ایران: ۱۱.۸ میلیون دلار است و در طول سال، درآمد کل به ۴.۳ میلیارد دلار می‌رسد.
البته این سناریو شانس تحقق بالایی ندارد، زیرا عمان نیز به عنوان یک شریک و همسایه ساحلی خواهان سهم خود خواهد بود.
سناریوی دوم: تقسیم ۵۰-۵۰ با عمان
در این سناریو فرض بر این است که ایران و عمان به عنوان دو کشور ساحلی تنگه هرمز، عوارض خدماتی را به صورت مساوی بین خود تقسیم می‌کنند.
درآمد روزانه ایران: ۵.۹ میلیون دلار
درآمد سالانه ایران: ۲.۱۵ میلیارد دلار
این سناریو نسبت به سناریوی اول واقع‌بینانه‌تر است، زیرا عمان نیز در آن سوی تنگه حاکمیت داشته و خواهان سهم خود خواهد بود.
سناریوی سوم: مشارکت منطقه‌ای (با عراق و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس)
در این سناریو، مدیریت امنیت و دریافت عوارض تنگه به صورت جمعی و با مشارکت همه کشورهای ساحلی خلیج فارس شامل ایران، عمان، عراق، عربستان، امارات، کویت، قطر و بحرین انجام می‌شود.
درآمد روزانه ایران: بین ۲.۷ تا ۴.۱ میلیون دلار
درآمد سالانه ایران: بین ۱ تا ۱.۵ میلیارد دلار
این سناریو بیشترین همکاری منطقه‌ای و کمترین تنش را به همراه دارد، اما سهم ایران در آن به نسبت جمعیت و نقش عملیاتی اش بستگی خواهد داشت.
سناریوی چهارم: حداقل (فقط خدمات محدود)
در این سناریو، ایران نقشی بسیار محدود در ارائه خدمات تنگه دارد. برای مثال، تنها ارائه خدمات راهبری کشتی‌ها، امداد و نجات، یا کمک‌های ناوبری در محدوده آب‌های سرزمینی خود. بقیه خدمات و درآمد حاصل از آن نصیب دیگران می‌شود.
درآمد روزانه ایران: بین ۱.۴ تا ۲.۲ میلیون دلار
درآمد سالانه ایران: بین ۰.۵ تا ۰.۸ میلیارد دلار
این سناریو کمترین درآمد را برای ایران دارد و در شرایطی محتمل است که ایران نتواند نقش اصلی را در مدیریت امنیت تنگه ایفا کند.
۴.اخذ عوارض از همه کشتی ها
حتی اگر کشتی‌های غیرنفتی مانند ال‌ان‌جی‌برها، کشتی‌های کانتینری، کالاهای خشک و سایر شناورها را نیز به محاسبات اضافه کنیم، در سناریوی دوم (۵۰-۵۰ با عمان) درآمد روزانه ایران از ۵.۹ میلیون دلار فراتر نمی‌رود. زیرا کل درآمد سالانه تنگه حداکثر به ۶ تا ۷ میلیارد دلار می‌رسد که پس از تقسیم بر ۳۶۵ روز و نصف کردن بین ایران و عمان، عددی در همین حدود را نشان می‌دهد.
۵. خطای محاسباتی رایج: اعداد اغراق‌آمیز در فضای سیاسی و مجازی
در فضای مجازی و برخی محافل سیاسی، ارقام عجیبی درباره درآمد احتمالی تنگه هرمز مطرح می‌شود: «سالانه ۵۰ میلیارد دلار»، «درآمد روزانه ۲۰۰ میلیون دلار» و … اما محاسبات دقیق نشان می‌دهد:
· حتی در خوش‌بینانه‌ترین حالت (شامل همه کشتی‌ها و حاکمیت کامل)، درآمد ایران از ۳ تا ۴ میلیارد دلار فراتر نمی‌رود.
· این اعداد اغراق‌آمیز معمولاً از سه اشتباه نشأت می‌گیرد:
  ۱. اشتباه در تبدیل واحدها (بشکه به تن و تناژ خالص)
  ۲. فرض اشتباه اینکه می‌توان عوارض عبور آزاد گرفت (که طبق قوانین بین‌المللی ممنوع است)
  ۳. فرض اینکه ایران تنها کنترل‌کننده تنگه است در حالی که عمان نیز حاکمیت دارد
۶.این خطا چه ضربه‌ای به منافع مردم و کشور زده است؟
· هزینه‌های بی‌نتیجه: برخی تحلیل‌ها با فرض درآمدهای نجومی، هزینه‌های سنگین نظامی و سیاسی را توجیه می‌کردند؛ در حالی که درآمد واقعی حتی به یک‌دهم آن اعداد هم نمی‌رسد.
· تصمیم‌های غلط و پرهزینه: تصور «بهشت درآمدی» باعث شده هزینه‌های کلان صرف پروژه‌هایی شود که بازگشت سرمایه ندارند.
· انتظارات غیرواقعی و ناامیدی بعدی: وقتی اعداد واقعی آشکار می‌شود، مردم احساس می‌کنند فریب خورده‌اند و اعتماد به برنامه‌های اقتصادی کاهش می‌یابد.
· فرصت‌های از دست رفته: تمرکز روی درآمدهای خیالی تنگه، باعث غفلت از ظرفیت‌های واقعی درآمدزایی مانند گردشگری، حمل‌ونقل منطقه‌ای و دیپلماسی اقتصادی شده است.
درآمد واقعی تنگه هرمز در بهترین حالت چند میلیارد دلار است، نه ده‌ها میلیارد. پذیرش این واقعیت تلخ، اولین گام برای برنامه‌ریزی اقتصادی دقیق و واقع‌بینانه و جلوگیری از هدررفت منابع ملی است.


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0