جام جهانی ۲۰۲۶ از امروز، ۲۱ خرداد، رسماً آغاز میشود؛ نخستین جام جهانی ۴۸ تیمی تاریخ که قرار است در سه کشور آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار شود. این مسابقات در ۱۶ شهر و طی ۱۰۴ بازی برگزار خواهد شد و از همین حالا بسیاری آن را بزرگترین نسخه تاریخ جام جهانی میدانند؛ نه فقط به خاطر تعداد تیمها و مسابقات، بلکه به دلیل ابعاد اقتصادی آن.
فیفا در گزارش رسمی خود برآورد کرده که جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند حدود ۸۰ میلیارد دلار تولید ناخالص اقتصادی، بیش از ۴۰ میلیارد دلار اثر بر تولید ناخالص داخلی و حدود ۸۲۴ هزار شغل معادل تماموقت ایجاد کند. همچنین انتظار میرود حدود ۶.۵ میلیون نفر برای تماشای مسابقات به ورزشگاهها بروند.
این اعداد بزرگ، همان تصویری است که فیفا و حامیان اقتصادی مسابقات روی آن تأکید دارند؛ اینکه جام جهانی فقط یک رویداد ورزشی نیست، بلکه موتور محرکی برای گردشگری، خدمات، حملونقل، تبلیغات و رونق شهری است. در شهرهای میزبان، هتلها، رستورانها، شرکتهای حملونقل و حتی فروشگاههای محلی امیدوارند از موج گردشگران و هواداران فوتبال درآمد قابل توجهی به دست آورند.
اما همزمان با شروع مسابقات، روایت دیگری هم وجود دارد؛ روایتی که میگوید فاصله زیادی میان «گردش مالی» و «سود واقعی» وجود دارد.
منتقدان میگویند عدد ۸۰ میلیارد دلار به معنای سود خالص شهرها و دولتهای میزبان نیست. بخش بزرگی از این رقم در واقع حجم پولی است که در اقتصاد جابهجا میشود؛ از فروش بلیت و تبلیغات گرفته تا خدمات شهری، هتلها و حملونقل. به بیان دیگر، همه این پول لزوماً به جیب شهرهای میزبان نمیرود.
در مقابل، بخشی از هزینهها مستقیماً بر دوش دولتها و شهرها قرار میگیرد؛ از امنیت و کنترل جمعیت گرفته تا آمادهسازی زیرساختها و خدمات شهری. دولت آمریکا پیشتر اعلام کرده بود صدها میلیون دلار برای پشتیبانی امنیتی و اجرایی شهرهای میزبان اختصاص میدهد.
در روزهای منتهی به شروع مسابقات، برخی گزارشها حتی از تقاضای کمتر از انتظار در بعضی بازارها خبر دادند. رویترز گزارش داده بود که برخی هتلها و خطوط هوایی در آمریکا هنوز با موج بزرگی از تقاضای پیشبینیشده روبهرو نشدهاند و در بعضی موارد قیمتها کاهش یافته است. بخشی از تحلیلگران دلیل این مسئله را هزینه بالای سفر، قیمت بلیتها و پیچیدگی جابهجایی میان شهرهای میزبان میدانند.
همین مسئله باعث شده دوباره بحث قدیمی درباره جام جهانی مطرح شود؛ اینکه آیا چنین رویدادهایی واقعاً برای کشور میزبان سودآور هستند یا بیشتر به نفع فیفا، اسپانسرهای جهانی و برندهای بزرگ تمام میشوند؟
تجربه دورههای قبلی هم این تردیدها را کاملاً از بین نبرده است. پس از جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل، برخی ورزشگاهها با استفاده محدود و هزینه نگهداری بالا روبهرو شدند؛ موضوعی که بعدها با عنوان «فیل سفید» شناخته شد. درباره قطر ۲۰۲۲ نیز با وجود دیدهشدن جهانی این کشور، هنوز بحث درباره تناسب هزینهها و منافع اقتصادی ادامه دارد.
با این حال، موافقان میگویند نباید فقط به درآمد مستقیم نگاه کرد. از نظر آنها، جام جهانی برای کشورها فقط یک پروژه درآمدی نیست؛ بلکه ابزاری برای تقویت برند ملی، جذب گردشگر، نمایش توان زیرساختی و افزایش نفوذ بینالمللی است.
شاید به همین دلیل باشد که با وجود تمام تردیدها، هنوز کشورها برای میزبانی جام جهانی رقابت میکنند.
برای مخاطب ایرانی، این بحث فقط درباره فوتبال نیست. جام جهانی یک نمونه بزرگ از پروژههایی است که با وعده رونق اقتصادی، توسعه شهری و اعتبار بینالمللی تعریف میشوند. اما تجربههای مختلف نشان میدهد در چنین پروژههایی، همیشه باید یک سؤال را دوباره پرسید: بعد از پایان هیجان اولیه، دقیقاً چه چیزی برای اقتصاد و شهر باقی میماند؟