جام جهانی ۲۰۲۶ از امروز در ۱۶ شهر آمریکا، کانادا و مکزیک آغاز می‌شود؛ شهرهایی که امیدوارند از موج گردشگران و رونق اقتصادی سود ببرند، اما تجربه دوره‌های قبلی نشان می‌دهد هزینه‌های چنین رویدادهایی گاهی سال‌ها باقی می‌ماند.
شهرهای میزبان؛رونق چند هفته‌ای یا هزینه ماندگار؟

برای شهرهای میزبان، جام جهانی فقط یک رویداد فوتبالی نیست؛ یک پروژه اقتصادی و شهری بزرگ است. از امروز که مسابقات آغاز می‌شود، ۱۶ شهر وارد یکی از سنگین‌ترین عملیات‌های گردشگری، حمل‌ونقل و امنیتی سال‌های اخیر می‌شوند.

در روایت رسمی، این مسابقات می‌تواند برای شهرها رونق اقتصادی ایجاد کند؛ از افزایش درآمد هتل‌ها و رستوران‌ها گرفته تا رشد حمل‌ونقل، فروش محلی و گردشگری. بسیاری از شهرداری‌ها امیدوارند جام جهانی بتواند تصویر بین‌المللی شهر را تقویت کند و در آینده نیز گردشگران بیشتری جذب کند.
اما تجربه دوره‌های قبلی نشان می‌دهد مسئله فقط به هفته‌های مسابقات محدود نمی‌شود.
یکی از مهم‌ترین انتقادها به رویدادهای بزرگی مثل جام جهانی، هزینه‌های بلندمدت آن‌هاست. شهرها معمولاً باید برای امنیت، حمل‌ونقل، خدمات شهری، بازسازی ورزشگاه‌ها و آماده‌سازی زیرساخت‌ها هزینه‌های سنگینی پرداخت کنند. بخشی از این هزینه‌ها حتی بعد از پایان مسابقات باقی می‌ماند.
نمونه مشهور این بحث، ورزشگاه‌های موسوم به «فیل سفید» در برزیل پس از جام جهانی ۲۰۱۴ است؛ ورزشگاه‌هایی که با هزینه بالا ساخته شدند اما بعد از مسابقات استفاده محدودی داشتند و نگهداری آن‌ها به یک بار مالی تبدیل شد.
البته شرایط آمریکا و کانادا با برخی میزبان‌های قبلی متفاوت است. بسیاری از ورزشگاه‌ها و زیرساخت‌ها از قبل وجود داشته و همین مسئله باعث شده هزینه ساخت‌وساز نسبت به بعضی دوره‌های گذشته کمتر باشد. به همین دلیل، برخی اقتصاددان‌ها معتقدند ریسک «فیل سفید» در جام جهانی ۲۰۲۶ پایین‌تر است.
با این حال، بحث درباره هزینه‌های پنهان همچنان ادامه دارد. افزایش قیمت هتل، اجاره کوتاه‌مدت، فشار بر حمل‌ونقل شهری و هزینه‌های امنیتی از جمله نگرانی‌هایی است که در بعضی شهرهای میزبان مطرح شده است.
از سوی دیگر، موافقان می‌گویند نباید فقط هزینه‌ها را دید. از نگاه آن‌ها، شهرهایی که بتوانند از موج توجه جهانی استفاده کنند، در بلندمدت سود خواهند برد؛ چه از نظر گردشگری و چه از نظر برند شهری.
در واقع، جام جهانی برای شهرها چیزی میان «فرصت» و «ریسک» است. بعضی شهرها می‌توانند از این فرصت برای بازاریابی جهانی استفاده کنند و بعضی دیگر ممکن است سال‌ها با هزینه‌های آن درگیر بمانند.
برای مخاطب ایرانی، این تجربه یادآور یک سؤال مهم در پروژه‌های شهری و عمرانی است؛ اینکه موفقیت یک پروژه فقط به روز افتتاح یا حجم هزینه آن وابسته نیست. مسئله اصلی این است که وقتی هیجان اولیه تمام شد، آن پروژه هنوز برای شهر و مردم کارکرد واقعی دارد یا نه؟


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0