هر بار که بحث بنزین داغ می‌شود، دو روایت روبه‌روی هم قرار می‌گیرند. در یک سو دولت ایستاده که از رشد مصرف، هزینه‌های سنگین تأمین سوخت و فشار بر بودجه عمومی گلایه می‌کند. در سوی دیگر شهروندی قرار دارد که هر روز باید خود را به محل کار برساند و می‌گوید افزایش قیمت بنزین فقط یک معنای ساده دارد؛ هزینه بیشتر برای زندگی.
بنزین؛ نه دولت می‌تواند تحمل کند، نه مردم می‌توانند کنار بگذارند

پژوهش تازه سازمان برنامه و بودجه نشان می‌دهد هر دو طرف ماجرا بخشی از حقیقت را می‌گویند.

برای دولت، مسئله از جایی شروع می‌شود که مصرف بنزین سال‌هاست روندی صعودی دارد. افزایش تعداد خودروها، رشد سفرهای درون‌شهری و فاصله میان قیمت فروش داخلی و هزینه تأمین سوخت، فشار فزاینده‌ای بر منابع عمومی وارد کرده است. به همین دلیل اصلاح قیمت بنزین همواره به عنوان یکی از گزینه‌های روی میز سیاست‌گذاران مطرح می‌شود.
اما مشکل اینجاست که بنزین کالایی عادی نیست.
اگر قیمت تلویزیون یا لباس افزایش پیدا کند، بسیاری از خانوارها می‌توانند خرید خود را عقب بیندازند. اما چند نفر می‌توانند به دلیل گرانی بنزین، فردا سر کار نروند؟ چند راننده تاکسی اینترنتی می‌تواند خودرو را در خانه پارک کند؟ چند کارمند می‌تواند مسیر خانه تا محل کار را حذف کند؟
پژوهش سازمان برنامه این واقعیت را در قالب یک عدد نشان می‌دهد. بررسی‌ها حاکی از آن است که اگر قیمت بنزین ۱۰ درصد افزایش پیدا کند، مصرف آن تنها حدود ۴.۵ درصد کاهش می‌یابد.
به زبان ساده، بنزین در ایران کالایی است که مردم حتی در صورت گرانی هم نمی‌توانند به راحتی از آن چشم بپوشند.
اما شاید مهم‌ترین یافته گزارش در مقایسه قبل و بعد از آبان ۱۳۹۸ نهفته باشد. بسیاری تصور می‌کنند افزایش قیمت بنزین باعث می‌شود مردم به تدریج مصرف خود را کاهش دهند و وابستگی کمتری به خودرو پیدا کنند. داده‌های این پژوهش روایت متفاوتی دارند.
بررسی‌ها نشان می‌دهد پس از شوک قیمتی آبان ۱۳۹۸، اثر گرانی بر کاهش مصرف حتی ضعیف‌تر از گذشته شده است. اگر پیش از آبان ۱۳۹۸ افزایش ۱۰ درصدی قیمت بنزین می‌توانست مصرف را حدود ۵.۴ درصد کاهش دهد، در سال‌های بعد همین افزایش قیمت تنها حدود ۳.۶ درصد از مصرف را کم کرده است.
انگار سیاست‌گذار با اسفنجی روبه‌رو است که بخش زیادی از آب آن قبلاً گرفته شده است؛ هر بار فشار بیشتری وارد می‌شود اما آب کمتری بیرون می‌آید.
این اتفاق احتمالاً یک دلیل ساده دارد. بسیاری از خانوارها هر میزان صرفه‌جویی ممکن را انجام داده‌اند. راننده‌ای که درآمدش به خودرو وابسته است، ساکن شهرهای اقماری که هر روز ده‌ها کیلومتر تا محل کار فاصله دارد یا خانواده‌ای که دسترسی مناسبی به حمل‌ونقل عمومی ندارد، حتی با افزایش قیمت نیز ناچار است بخش بزرگی از مصرف خود را حفظ کند.
اما این یافته برای دولت نیز خبر خوشی نیست.
اگر هدف از افزایش قیمت، کاهش سریع مصرف باشد، پژوهش نشان می‌دهد ابزار قیمت به تنهایی قدرت محدودی دارد. در مقابل، آنچه بیشتر تغییر می‌کند درآمد دولت است. سناریوهای بررسی‌شده در این مطالعه نشان می‌دهد افزایش قیمت بنزین در همه حالت‌ها به بهبود تراز مالی دولت منجر می‌شود، اما میزان کاهش مصرف به مراتب کمتر از میزان افزایش قیمت است.
در واقع دولت و مردم در دو سوی یک معادله دشوار ایستاده‌اند. دولت نمی‌تواند رشد مصرف و هزینه‌های تأمین سوخت را برای همیشه نادیده بگیرد و مردم نیز نمی‌توانند به سادگی خودرو را کنار بگذارند.
شاید مهم‌ترین پیام این پژوهش همین باشد که مسئله بنزین در ایران دیگر فقط مسئله قیمت نیست. تا زمانی که حمل‌ونقل عمومی توسعه پیدا نکند، فاصله محل سکونت و اشتغال کاهش نیابد و معیشت میلیون‌ها نفر به خودرو وابسته باشد، هر افزایش قیمت بیش از آنکه مصرف را مهار کند، صورت‌حساب زندگی را تغییر خواهد داد.
به همین دلیل، پرسش اصلی دیگر این نیست که بنزین گران می‌شود یا نه. پرسش مهم‌تر این است که چگونه می‌توان اقتصادی ساخت که مردم برای رفتن به محل کار، کسب درآمد و انجام کارهای روزمره تا این اندازه به بنزین وابسته نباشند.


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0