اظهارات تازه معاون وزیر رفاه فقط درباره کالابرگ نیست؛ این سخنان تصویری از جامعه‌ای ارائه می‌دهد که مرز میان طبقه متوسط و فقر در آن هر روز کمرنگ‌تر می‌شود.
معاون وزیر رفاه: فقط دهک دهم با بقیه فاصله معنادار دارد

امروز اگر از یک فروشگاه زنجیره‌ای عبور کنید، شاید نتوانید از روی ظاهر مردم حدس بزنید چه کسی فقیر است. مردی که کارمند دولت است، زنی که معلم مدرسه است یا بازنشسته‌ای که هنوز حقوق ماهانه دریافت می‌کند، همگی با همان چرخ‌دستی‌های معمولی وارد فروشگاه می‌شوند؛ اما بسیاری از آنها هنگام رسیدن به قفسه گوشت، لبنیات یا میوه، ماشین‌حساب تلفن همراهشان را بیرون می‌آورند. فقر در ایران دیگر همیشه چهره‌ای آشکار ندارد؛ گاهی فقط خودش را در مکث چندثانیه‌ای مقابل یک برچسب قیمت نشان می‌دهد.

شاید به همین دلیل باشد که اظهارات تازه معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی فراتر از یک خبر درباره کالابرگ اهمیت پیدا می‌کند.
او با تأکید بر مخالفت وزارت رفاه با حذف سه دهک از دریافت کالابرگ گفته است تفاوت معناداری میان دهک‌های هفتم، هشتم و نهم وجود ندارد و تنها دهک دهم تا حدی با دهک نهم فاصله دارد. به گفته او، اگر قرار باشد گروهی از دریافت کالابرگ حذف شوند، این گروه باید همان خانوارهایی باشند که از درآمدهای بسیار بالا، خانه‌های لوکس و خودروهای گران‌قیمت برخوردارند. مهم‌تر از همه، او تأکید کرده است که حتی برخی خانوارهای دهک‌های میانی نیز برای تأمین حداقل کالری مورد نیاز خود با مشکل روبه‌رو هستند.
این شاید مهم‌ترین بخش ماجرا باشد.
سال‌ها تصور عمومی این بود که سیاست‌های حمایتی باید بر دهک‌های پایین متمرکز شود؛ همان خانوارهایی که درآمدی برای تأمین نیازهای اولیه ندارند. اما حالا مقام مسئول حوزه رفاه از واقعیتی سخن می‌گوید که تصویر متفاوتی از اقتصاد خانوارهای ایرانی ارائه می‌دهد؛ اینکه بخشی از دهک‌های میانی نیز دیگر از امنیت غذایی کامل برخوردار نیستند.
این تغییر فقط یک مسئله آماری نیست؛ بلکه نشانه‌ای از تغییر چهره فقر در ایران است.
در ادبیات اقتصادی، طبقه متوسط زمانی معنا پیدا می‌کند که خانوار علاوه بر تأمین هزینه‌های ضروری، بتواند برای آموزش، درمان، تفریح، پس‌انداز و آینده نیز برنامه‌ریزی کند. اما وقتی دغدغه اصلی خانواده دوباره به تأمین حداقل کالری روزانه برگردد، دیگر فاصله چندانی میان دهک‌های میانی و خانوارهای کم‌درآمد باقی نمی‌ماند؛ حتی اگر درآمد اسمی آنها همچنان بالاتر باشد.
به همین دلیل، جمله معاون وزیر رفاه را می‌توان از زاویه‌ای دیگر نیز خواند؛ «فقط دهک دهم با بقیه فاصله معنادار دارد.» این جمله بیش از آنکه درباره دهک دهم باشد، درباره ۹ دهک دیگر است؛ دهک‌هایی که اختلاف درآمدی میان آنها، زیر فشار تورم و افزایش هزینه‌های زندگی، دیگر الزاماً به معنای تفاوت در کیفیت معیشت نیست.
در سال‌های اخیر، رشد قیمت خوراک، اجاره مسکن، حمل‌ونقل، درمان و آموزش باعث شده بخش بزرگی از درآمد خانوارها صرف هزینه‌های اجتناب‌ناپذیر شود. نتیجه آن است که خانواده‌ای با درآمدی بالاتر از خط فقر رسمی نیز ممکن است ناچار شود مصرف گوشت، لبنیات یا میوه را کاهش دهد یا از هزینه‌های درمان و آموزش بزند تا بتواند هزینه‌های ماهانه را مدیریت کند.
از این منظر، بحث کالابرگ دیگر فقط درباره یک ابزار حمایتی نیست؛ بلکه به شاخصی برای سنجش وضعیت معیشت جامعه تبدیل شده است. وقتی وزارت رفاه معتقد است حذف دهک‌های هفتم، هشتم و نهم می‌تواند نادرست باشد، در واقع این پیام را منتقل می‌کند که فشار اقتصادی دیگر محدود به پایین‌ترین لایه‌های درآمدی نیست و به بخش قابل توجهی از طبقه متوسط نیز سرایت کرده است.
شاید مهم‌ترین پیام این اظهارات همین باشد؛ چهره فقر در ایران تغییر کرده است. فقر امروز الزاماً با بیکاری یا نداشتن سرپناه شناخته نمی‌شود. گاهی در خانه‌ای دیده می‌شود که شاغل دارد، خودرو دارد و شاید حتی مالک یک واحد مسکونی باشد؛ اما برای حفظ کیفیت سفره، تأمین پروتئین یا خرید مایحتاج ضروری، هر ماه ناچار به حذف بخشی از هزینه‌های زندگی است.
اگر تا چند سال پیش سیاست‌گذار مرز میان فقیر و غیر‌فقیر را در دهک‌های پایین جست‌وجو می‌کرد، امروز همان سیاست‌گذار از واقعیتی سخن می‌گوید که نشان می‌دهد مرزهای معیشتی جامعه به یکدیگر نزدیک‌تر شده‌اند. شاید به همین دلیل، مهم‌ترین خبر این روزها نه ادامه پرداخت کالابرگ، بلکه همان یک جمله باشد: فقط دهک دهم با بقیه فاصله معنادار دارد.


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0