آنها نه در اتاقهای تصمیمگیری حضور دارند و نه در میدان رقابت قدرتها. خواستهشان نه یک تحلیل سیاسی بزرگ است و نه یک وعده بلندمدت؛ فقط میخواهند اگر فردایشان بهتر نمیشود، دستکم از امروز سختتر نباشد.
اما برای بخشی از مردم، حتی همین خواسته ساده هم دشوار شده است.
تورم دیگر فقط یک عدد اقتصادی نیست؛ وارد زندگی روزمره شده است. در خانوادهای که خرید یک کالا را عقب میاندازد، بیماری که نگران هزینه درمان است، یا پدری که باید میان اجاره، آموزش فرزند و هزینههای ضروری یکی را انتخاب کند.
بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، فشار تورمی در همه نقاط کشور یکسان نیست. در آخرین گزارشهای منتشرشده، ۱۱ استان کشور تورم نقطهبهنقطه سهرقمی را تجربه کردهاند؛ یعنی سطح قیمتها در این مناطق نسبت به سال قبل بیش از دو برابر شده است.
این عدد فقط درباره قیمتها نیست؛ درباره خانوادههایی است که باید درآمد ثابت خود را با هزینههایی تطبیق دهند که با سرعت تغییر میکنند.
گزارشهای مرکز آمار درباره تورم دهکهای هزینهای نیز نشان میدهد فشار گرانی میان گروههای مختلف درآمدی برابر نیست. دهکهای پایینتر که سهم بیشتری از هزینه خود را صرف خوراک، مسکن و کالاهای ضروری میکنند، آسیبپذیری بیشتری در برابر افزایش قیمتها دارند.
تورم شدید فقط قدرت خرید را کاهش نمیدهد؛ امکان برنامهریزی را هم از بین میبرد.
وقتی مردم ندانند درآمد امروز آنها چند ماه بعد چه ارزشی خواهد داشت، تصمیمهای بزرگ زندگی دشوار میشود. خرید خانه، ازدواج، فرزندآوری و سرمایهگذاری جای خود را به یک هدف کوتاهتر میدهد: عبور از ماه بعد.
مطالعات بینالمللی نشان میدهد نااطمینانی اقتصادی میتواند با افزایش استرس، اضطراب و کاهش احساس کنترل بر زندگی همراه شود. در بسیاری از اقتصادهای توسعهیافته، حتی افزایش چند درصدی تورم میتواند به یک نگرانی جدی اجتماعی تبدیل شود؛ زیرا مردم به ثبات قیمتها و امکان برنامهریزی عادت کردهاند.
اما زندگی در اقتصادی با تورمهای نزدیک به ۱۰۰ درصد، تجربهای متفاوت است. مسئله فقط گرانی نیست؛ از بین رفتن احساس امنیت و پیشبینیپذیری است.
اگر چند درصد افزایش قیمت میتواند آرامش عمومی را در یک اقتصاد باثبات برهم بزند، میتوان تصور کرد تغییرات شدید قیمتها چه فشاری بر ذهن و روابط خانوادهها وارد میکند.
اقتصاددانان اجتماعی همچنین درباره اثر بحران اقتصادی بر سرمایه اجتماعی هشدار دادهاند. اعتماد میان مردم زمانی شکل میگیرد که قواعد بازی قابل پیشبینی باشد. اما وقتی قیمتها دائماً تغییر میکنند، افراد بیشتر به فکر حفظ خود هستند تا همکاری بلندمدت.
فشار اقتصادی آرامآرام وارد روابط خانوادگی هم میشود. نگرانی درباره پول میتواند گفتوگوهای روزمره را تغییر دهد و اضطراب آینده را به بخشی از زندگی تبدیل کند.
در شبکههای اجتماعی، همه درباره جنگ و صلح، مذاکره و آینده سیاسی حرف میزنند. هر خبر تازهای میتواند موجی از امید یا نگرانی ایجاد کند.
اما در گوشهای دیگر از همین جامعه، کسانی هستند که درگیر یک نبرد خاموشترند؛ نبرد با هزینههای زندگی.
آنها نه دنبال پیروزی یک جریان سیاسی هستند و نه شکست طرف مقابل مذاکره. فقط میخواهند بدانند فردا چه چیزی در انتظارشان است.
در میان همه بحثها درباره جنگ و توافق، بخشی از شهروندان بدون اینکه صدایشان شنیده شود، زیر فشار قیمتها، نااطمینانی و اضطراب آینده آرامآرام فرسوده میشوند.