
مادهواحدهای که پایان کار ابتهاج را رقم زد
در زمان نخستوزیری دکتر منوچهر اقبال، مادهواحدهای در مجلس مطرح شد که به گفته خداداد فرمانفرماییان، زمینه پایان کار ابوالحسن ابتهاج در سازمان برنامه را فراهم کرد. فرمانفرماییان به یاد میآورد که در روزی که این موضوع به ابتهاج اطلاع داده شد، او جلسهای را که با حضور چند نفر از مدیران داشت، ناگهان خاتمه داد.
به روایت فرمانفرماییان، خسرو هدایت، قائممقام سازمان برنامه، در گوش ابتهاج مطلبی گفت. ابتهاج پس از تشکر از او، جلسه را پایان داد و حاضران از اتاق خارج شدند. فرمانفرماییان میگوید همان موقع متوجه شدند که اقبال مادهواحده را به مجلس برده است.
چند ساعت بعد، ابتهاج فرمانفرماییان را به اتاق خود فراخواند. او در حال جمعکردن کاغذهایش در چند جعبه بود و از اینکه پس از سه بار استعفا، قرار بود بدون کنارهگیری داوطلبانه از سازمان برنامه خارج شود، ناراحت بود. فرمانفرماییان نقل میکند که ابتهاج به او گفت: «من که تا به حال سه بار استعفا دادم، چرا مرا مثل سگ بیرون میکنند.»
ابتهاج در همان دیدار، موضوع دیگری را نیز پیش کشید: حکم ریاست دفتر اقتصادی سازمان برنامه برای فرمانفرماییان. به گفته او، قرار بود پس از سه ماه سرپرستی، حکم ریاست دفتر صادر شود، اما این کار هنوز انجام نشده بود. ابتهاج دستور داد حکم را آماده کنند تا همان روز امضا کند. فرمانفرماییان پاسخ داد که حتی از وجود چنین حکمی خبر نداشته است؛ زیرا از ابتدا، به اتکای اعتماد ابتهاج، عملاً ریاست دفتر را بر عهده گرفته بود.
دیدار با رئیس ستاد مشترک آمریکا
فرمانفرماییان در روایت خود، دیداری را که چند روز پیش از برکناری ابتهاج در سازمان برنامه برگزار شد، یکی از عوامل مهم پایان کار او میداند. در این دیدار، آدمیرال آرتور ردفورد، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در دوره ریاستجمهوری دوایت آیزنهاور، به همراه جورج مگی، از مقامهای وزارت خارجه آمریکا، ایورسون و چند نفر دیگر حضور داشتند. از طرف سازمان برنامه نیز ابتهاج، فرمانفرماییان، غلامرضا مقدم و هنسن در جلسه شرکت کرده بودند.
هدف دیدار، بنا بر روایت فرمانفرماییان، گفتوگو درباره برنامهریزی ابتهاج و توضیح برنامههای توسعهای ایران بود. اما گفتوگو خیلی زود از تعارفات اولیه فاصله گرفت. ابتهاج خطاب به ردفورد با صدای بلند بر این نکته تأکید کرد که ایران به توسعه اقتصادی نیاز دارد، نه کمک نظامی.
فرمانفرماییان سخنان ابتهاج را چنین نقل میکند:
«ایران احتیاج به توسعه اقتصادی دارد نه کمک نظامی. ایران کمک برای توسعه اقتصادی لازم دارد. ایران ارتش بزرگ لازم ندارد.»
به گفته فرمانفرماییان، ابتهاج هنگام بیان این مواضع با مشت روی میز میکوبید و توضیح میداد که ارتش قدرتمند بدون اقتصادی نیرومند شکل نمیگیرد. از نظر او، تا زمانی که درآمد و سطح زندگی مردم افزایش نیابد، ارتش نیز به جایگاه مطلوبی نخواهد رسید.
فرمانفرماییان میگوید ردفورد از شدت و صراحت سخنان ابتهاج متأثر شده بود و واکنش او در جلسه آشکار بود. به باور فرمانفرماییان، محتوای این دیدار بهسرعت به سفارت آمریکا و سپس به دربار منتقل شد.
اختلافهای انباشته و فرصت برکناری
فرمانفرماییان برکناری ابتهاج را صرفاً نتیجه یک جلسه نمیداند. به گفته او، مخالفتها با ابتهاج پیش از این دیدار نیز شدت گرفته بود. ابتهاج حتی در جلسات خصوصی مجلس و سنا حاضر شده و از عملکرد خود دفاع کرده بود؛ بااینحال، مخالفانش در پی یافتن فرصتی برای پایاندادن به دوره مدیریت او بودند.
در تحلیل فرمانفرماییان، رویارویی با ردفورد همان فرصتی شد که زمینه اجرای تصمیم را فراهم کرد. او معتقد است پس از این دیدار، مادهواحده با قید دو فوریت از مجلس گذشت و ابتهاج از سازمان برنامه کنار گذاشته شد؛ درحالیکه به روایت او، شاه تا آن زمان از ابتهاج پشتیبانی میکرد.
پینوشت: این گزارش بر اساس روایت خداداد فرمانفرماییان در کتاب توسعه در ایران ۱۳۵۷ـ۱۳۲۰، تألیف غلامرضا افخمی، تنظیم شده است. (صص. ۲۰۹ـ۲۰۶)
مطالب مرتبط
