تهران این روزها فقط با آسمان خاکستری درگیر نیست؛ با یک «هزینه ناپیدا» روبهروست که آرام و پیوسته از جیب خانوار، فروش مغازهها و بهرهوری اقتصادی شهر کم میکند. آلودگی هوا در پایتخت مدتهاست از یک هشدار زیستمحیطی عبور کرده و به مسئلهای اقتصادی تبدیل شده؛ مسئلهای که نشانههایش نهتنها در شاخصهای رسمی، بلکه در رفتار روزمره شهروندان و کسبوکارهای کوچک دیده میشود.
در داروخانههای مرکزی شهر، تغییر رفتار مردم بهوضوح قابلمشاهده است. فروش ماسک، اسپریهای ضدعفونی و داروهای تنفسی طی روزهای اخیر افزایش یافته؛ نهبه اندازه دوران کرونا، اما به اندازهای که جریان فروش ماهانه را جابهجا کند. فروشندهای در خیابان ولیعصر میگوید: «این هفته خیلیها برای ماسک آمدهاند، بعضیها میگویند بچههایشان سرفه میکنند.» این الگوی رفتاری تنها یک تغییر مصرفی ساده نیست؛ نشانهای است از افزایش هزینههای جانبی خانوار که در حسابهای رسمی ثبت نمیشود، اما در سبد هزینه ماهانه خانوادهها مستقیم اثر دارد.
در کافیشاپها و کسبوکارهای خدماتی، اثر آلودگی هوا گونهای دیگر دارد. یک صاحب کافیشاپ کوچک در خیابان کارگر روایت میکند: «مشتریها کم نشدهاند، اما نمیایستند. سریع قهوه میگیرند و میروند.» در اقتصاد شهری، کاهش زمان توقف مشتری به معنای کاهش فروش جانبی است؛ فروشهایی که بخش مهمی از درآمد روزانه بسیاری از کسبوکارهای کوچک را تأمین میکند. این تغییر کوچک رفتاری، در نهایت روی جریان نقدی روزانه تأثیر میگذارد.
پیکهای موتوری اما از فشار مستقیمتری میگویند. یکی از آنها که بین انقلاب و طالقانی کار میکند، از سرفههای پشت ماسک و سختی کار در هوای سنگین میگوید: «سینهام میسوزد، اما نمیشود کار نکرد.» آلودگی هوا برای این گروه فقط خطر سلامت نیست؛ یک فشار اقتصادی است. کاهش سرعت حرکت، افزایش زمان تحویل و بالا رفتن مصرف سوخت آرامآرام درآمد ساعتی آنها را پایین میآورد. این گروه جزئی حیاتی از شبکه توزیع شهری هستند؛ فشاری که بر آنها وارد میشود، ناخواسته روی هزینه و زمان ارائه خدمات اثر میگذارد.
در سمت دیگر بازار، مغازههای خردهفروشی روزهای کموقفهای را تجربه میکنند. فروشنده لوازم خانگی در چهارراه ولیعصر میگوید: «مردم تماس میگیرند و سؤال میپرسند، اما کمتر وارد مغازه میشوند. هوا سنگین است؛ حوصله ایستادن نیست.» در بازاری که مقایسه و مشاهده حضوری نقش مهمی دارد، این کاهش زمان حضور در خیابان، به شکل کند شدن جریان فروش روزانه خود را نشان میدهد.
از سوی خانوارها هم روایتهای مشترکی شنیده میشود؛ هزینه خرید ماسک و دارو، غیبتهای کاری ناشی از بیماریهای تنفسی، و مشکلاتی که تعطیلی مدرسه یا کلاسهای مجازی برای والدین ایجاد میکند، همه بهصورت پراکنده اما پیوسته فشار اقتصادی ایجاد میکند. مادر جوانی در میدان هفتتیر میگوید: «این روزها فقط هوا نیست که سنگین است؛ برنامه زندگی هم سختتر شده.»
این روایتها کنار هم، تصویری واضحتر از وضعیت تهران میسازند. آلودگی هوا شبکهای از هزینههای خرد ایجاد کرده که هرکدام کوچکاند، اما مجموع آنها سطح رفاه شهری را کاهش میدهد. هزینههای درمانی، اختلال در فعالیت روزانه شاغلان، کاهش بهرهوری، تغییر در الگوی زمان توقف مشتری و افت فروش کسبوکارهای کوچک، همه نشانههای یک فشار اقتصادیاند که معمولاً دیده نمیشوند.
به زبان اقتصاد، آلودگی هوا یک هزینه بیرونی (Externality) است؛ هزینهای که ایجاد میشود اما پرداختکنندهاش مردم و کسبوکارها هستند، نه تولیدکنندگانِ آلودگی. تهران دهههاست با این هزینه پنهان زندگی کرده، اما اثر آن امروز محسوستر از همیشه است. این شهر در این هفتهها فقط آسمانی خاکستری ندارد؛ اقتصادی خاکستری هم دارد. تغییر رفتار مصرفی مردم، استهلاک نیروهای خدماتی، افزایش هزینه خانوار و کند شدن جریان خرید، همگی نشان میدهد آلودگی هوا از مرز سلامت گذشته و وارد قلب اقتصاد روزمره شهر شده است.