سخنگوی دولت از تصویب بستهای حمایتی به ارزش ۷۰۰ هزار میلیارد تومان برای تأمین سرمایه در گردش تولیدکنندگان خبر داد. این کمکهای مالی عمدتاً از طریق ابزارهایی مانند اوراق گام، اعتبارات اسنادی و برات الکترونیک اعمال خواهد شد.
این رقم در نگاه نخست، اقدامی حیاتی و ضروری است. تولید در کشور با کمبود شدید نقدینگی مواجه است و این بسته میتواند مانند آبی برای رفع عطش واحدهای تولیدی باشد، از ورشکستگیها جلوگیری کند و چرخهای صنعت را بچرخاند.
اما نقد اصلی دقیقاً به سرچشمه این آب برمیگردد. در شرایط کنونی که نظام بانکی با نانرازی (کمبود نقدینگی ساختاری) مواجه است، احتمال قوی این است که تأمین این حجم اعتبار، در نهایت به افزایش اضافهبرداشت بانکها از بانک مرکزی بیانجامد. این به معنای چاپ پول بدون پشتوانه است.
نقطه بحران دقیقاً اینجاست: آبی که برای رفع عطش تولید میریزند، اگر شور (تورمی) باشد، در درازمدت، تشنگی را بیشتر خواهد کرد. تزریق پول بدون پشتوانه، اگرچه ممکن است امروز مشکل نقدینگی را موقتاً تسکین دهد، اما با دامن زدن به رشد نقدینگی و تقاضای کاذب، هزینههای تولید را در آینده بالاتر برده و تورم را شعلهور میسازد. نتیجه میتواند ایجاد یک دور باطل باشد: کمک امروز به تولیدکننده، به دلیل افزایش هزینههای ناشی از تورم در آینده، او را دوباره نیازمند حمایتی بزرگتر کند.
سؤال کلیدی این است: آیا سازوکار این بسته به گونهای طراحی شده که این نقدینگی از منابع واقعی و غیرتورمی (مانند بازار سرمایه یا جذب سپردههای جدید) تأمین شود، یا مسیر آن نهایتاً از چاپخانه بانک مرکزی میگذرد؟ پاسخ به این پرسش، تفاوت میان یک تزریق خون سالم و یک مسکن قوی با عوارض خطرناک را مشخص میکند.