برای فهمیدن جهت حرکت بازار خودرو، همیشه لازم نیست به سقفها نگاه کنیم؛ گاهی کف قیمتها روایت دقیقتری از اقتصاد میدهند. اگر قرار باشد کف قیمت محصولات ایرانخودرو را با یک شاخص ساده بسنجیم، «وانت آریسان ۲ دوگانهسوز» انتخاب مناسبی است؛ خودرویی که سالها بهعنوان یکی از ارزانترین گزینههای این شرکت شناخته میشد و هنوز هم معیار ورود به سبد محصولات آن به شمار میآید.
بر اساس لیست رسمی قیمتها، وانت آریسان ۲ دوگانهسوز در بهمن ۱۴۰۴ با قیمت نهایی ۸۷۵ میلیون تومان به مصرفکننده عرضه میشد
لیست بهمن 1404
همین خودرو در فروردین ۱۴۰۴ با قیمت ۵۰۵ میلیون تومان در فهرست جدید ایرانخودرو قرار گرفته است
لیست فروردین 1404
. اختلاف این دو عدد به ۳۶۹ میلیون و ۸۱۴ هزار تومان میرسد؛ عددی که «عدد روز» این گزارش است.
در نگاه اول، این جابهجایی ممکن است شبیه کاهش قیمت به نظر برسد، اما روایت اقتصادی ماجرا دقیقاً برعکس است. آنچه تغییر کرده، نه مسیر کلی قیمتها، بلکه تعریف کف قیمت در یک بازه تورمی است. در فاصله بهمن تا فروردین، اقتصاد ایران همچنان با تورم بالا، نااطمینانی سیاستی و فشار انتظارات تورمی مواجه بوده است. در چنین شرایطی، بنگاهها بهجای تثبیت واقعی قیمتها، معمولاً بازتعریف سبد محصول را انتخاب میکنند؛ یعنی کف قیمتی را با تغییر کلاس، تیپ یا شیوه قیمتگذاری جابهجا میکنند.
از این زاویه، عدد ۳۶۹ میلیون تومان بیش از آنکه خبر از ارزانی بدهد، نشانهای از ناپایداری کف بازار است. وقتی تورم مزمن میشود، «عدد ارزان» معنا و ثبات خود را از دست میدهد. مصرفکننده با هر لیست جدید، با یک کف تازه روبهروست؛ کفی که ممکن است ظاهراً پایینتر باشد، اما از نظر قدرت خرید، دسترسپذیری و کیفیت، الزاماً بهبود نیافته است.
این پدیده ریشه در انتظارات تورمی دارد. وقتی انتظار عمومی بر تداوم افزایش قیمتهاست، هم تولیدکننده و هم مصرفکننده رفتار خود را بر اساس آینده تنظیم میکنند، نه حال. تولیدکننده میکوشد قیمتها را بهگونهای بچیند که از تورم عقب نماند؛ مصرفکننده هم میداند هر تعلل، میتواند هزینه بیشتری تحمیل کند. نتیجه، بازاری است که در آن حتی کف قیمتها هم شناور میشوند.
به بیان دیگر، عدد روز ما صرفاً اختلاف دو قیمت نیست؛ بازتاب یک وضعیت اقتصادی است. وضعیتی که در آن تورم نهفقط سطح قیمتها، بلکه ساختار قیمتگذاری را هم تغییر داده است. وقتی سقفها بالا میروند، کفها هم ناگزیر جابهجا میشوند؛ گاهی با افزایش مستقیم، و گاهی با تغییر تعریف.
در چنین فضایی، تمرکز صرف بر «گرانترین خودرو» تصویر کاملی نمیدهد. آنچه اهمیت دارد، این است که حداقل هزینه ماشیندار شدن در ذهن جامعه چگونه شکل میگیرد و هر بار با چه عددی بازتعریف میشود. عدد ۳۶۹ میلیون تومان یادآوری میکند که در اقتصاد تورمی، حتی سادهترین انتخابها هم دیگر نقطه اتکای ثابتی ندارند؛ و این، شاید مهمترین پیام کفِ بالا آمده باشد.