آمار تازه از کاهش حدود هفتدرصدی نرخ زاد و ولد در ایران، نه فقط یک رقم، که نمادی از ناکارآمدی سیاستهای پرهزینهی دولتی در کنترل بحران جمعیت است. در شرایطی که دولت تمام ظرفیت قانونی، تبلیغاتی و مالی خود را برای افزایش موالید بسیج کرده، این کاهش مداوم —آنهم با شتابی قابل توجه— پرسشهای جدی دربارهی علل ساختاری و پیامدهای بلندمدت آن مطرح میکند.
۱. صورت مسئله: هفت درصد به چه معناست؟
هفت درصد کاهش نرخ زاد و ولد به این معناست که تعداد تولدهای سال جاری نسبت به سال قبل حداقل ۷۰ هزار نفر (در فرض پایهٔ یک میلیون تولد) کمتر شده است. این کاهش، ادامهی روند نزولی چندساله است که با وجود همهی برنامههای تشویقی، نه تنها متوقف نشده، بلکه به نظر میرسد شتاب گرفته است. عدد هفت درصد، در واقع یک نشانهی هشداردهنده از تشدید بحران جمعیتی در ایران است.
۲. تحلیل عباس عبدی: نقد سیاستهای رسمی
عباس عبدی، تحلیلگر مسائل اجتماعی، در یادداشتی با اشاره به این آمار تأکید کرده است: «شکست سیاستهای رسمی حتی از خود کاهش زاد و ولد نگرانکنندهتر است.» به باور او، دولت با وجود هزینههای گزاف، استفاده از تمام ابزارهای رسانهای و قانونی، و وعدههای حمایتی، نتوانسته اعتماد جامعه —بهویژه نسل جوان— را جلب کند. این ناتوانی، نشاندهندهٔ شکاف عمیق بین ذهنیت سیاستگذار و واقعیت زیستِ مردم است.
۳. چرایی این کاهش: چهار عامل کلیدی
۳.۱. عامل اقتصادی: فشار معیشت
تورم افسارگسیخته، بیکاری ساختاری، ناامنی شغلی و هزینههای سرسامآور مسکن و آموزش، مهمترین دلایل اقتصادی هستند. وقتی «تأمین معاش» به دغدغهٔ اول خانوادهها تبدیل شود، فرزندآوری به حاشیه رانده میشود.
۳.۲. عامل اجتماعی: تغییر سبک زندگی
افزایش تحصیلات زنان، تمایل به حضور فعال در بازار کار، تأخیر در ازدواج و تغییر الگوهای خانوادهداری، از عوامل اجتماعی مؤثرند. جامعهٔ ایران در حال گذار از الگوی سنتی چندفرزندی به الگوی مدرن تکفرزندی یا بیفرزندی است.
۳.۳. عامل حمایتی: نبود زیرساختهای رفاهی
کمبود مهدکودکهای ارزان و قابل اعتماد، مرخصی زایمان ناکافی، قوانین کار ناسازگار با والدین و ضعف بیمههای درمانی، امکان توازن بین «شغل» و «فرزندآوری» را سلب کرده است.
۳.۴. عامل روانی: بیاعتمادی به آینده
ناامیدی از بهبود شرایط اقتصادی، احساس ناامنی اجتماعی و بیثباتی در چشمانداز بلندمدت، میل به فرزندآوری را به شدت کاهش داده است.
۴. پیامدهای هشداردهنده: از پیری جمعیت تا رکود اقتصادی
۴.۱. پیری سریع جمعیت
با تداوم این روند، ایران در دهههای آینده با جمعیتی سالمند و کمجمعیت در سن کار مواجه خواهد شد. این به معنای فشار بیسابقه بر نظام بازنشستگی و سلامت است.
۴.۲. کاهش رشد اقتصادی
کاهش جمعیت فعال، به معنای کوچکشدن بازار مصرف، کمبود نیروی کار، کاهش نوآوری و در نهایت، رکود پایدار اقتصادی است.
۴.۳. تهدید امنیت ملی
جمعیت جوان یکی از ارکان اساسی امنیت و پویایی ملی است. کاهش آن میتواند بر توان دفاعی، تولید علمی و انسجام اجتماعی تأثیر منفی بگذارد.
۴.۴. دگرگونی ساختار خانواده
افزایش خانوادههای تکنفره و تکفرزند، کاهش شبکههای حمایتی خانوادگی و افزایش انزوای اجتماعی را در پی خواهد داشت.
۵. آیا راه برونرفتی وجود دارد؟
کاهش هفتدرصدی زاد و ولد، یک هشدار جدی به سیاستگذاران است: سیاستهای مبتنی بر شعار و حمایتهای مقطعی پاسخگو نیست. راه حل، نه در تبلیغات بیشتر، که در ایجاد بسترهای واقعی رفاه و امنیت اقتصادی است:
مهار تورم و ایجاد اشتغال پایدار.
گسترش حمایتهای رفاهی (مرخصی والدین، مهدکودک عمومی، بیمه کامل درمانی).
اصلاح قوانین کار برای حفظ تعادل بین شغل و خانواده.
بازسازی امید و اعتماد اجتماعی از طریق شفافیت و ثباتسازی.
بدون این تغییرات، کاهش زاد و ولد نه تنها ادامه خواهد یافت، بلکه پیامدهای آن در آیندهای نهچندان دور، غیرقابل مدیریت خواهد بود.