چهارشنبه 15 بهمن 1404 شمسی /2/4/2026 6:37:12 PM

اقتصادنامه: حدود شش هفته تا شروع سال جدید بیشتر نمانده اما برخلاف سال های پیش انگار خواب زمستانی خیال رخت بستن از ویترین های مغازه های شهر را ندارد. ویترین‌هایی که هر سال در این روزها، پر از رنگ و بسته‌های چرخی نوروزی بود، حالا یا خالی‌اند، یا پر از کالاهای فصل‌های گذشته. 
بوی عید به بازارها نرسید
حدود شش هفته تا شروع سال جدید بیشتر نمانده اما برخلاف سال های پیش انگار خواب زمستانی خیال رخت بستن از ویترین های مغازه های شهر را ندارد. ویترین‌هایی که هر سال در این روزها، پر از رنگ و بسته‌های چرخی نوروزی بود، حالا یا خالی‌اند، یا پر از کالاهای فصل‌های گذشته. در دل این سکوت عجیب، "امید"، که ده سال است در همین بازار لباس‌فروشی دارد، پشت پیشخوان ایستاده و به گذر مردم کم‌شمار نگاه می‌کند. او می‌گوید: «امسال، نوروز به بازار ما نیامده.»
او می گوید: هر سال چنین روزهایی بازار نفس‌نفس می‌زد. کارگر اضافه می‌گرفتیم، چراغ‌های اضافی می‌زدیم، همه جنس‌های عیدی از هفته‌ها قبل می‌آمد و مغازه پر می‌شد از هیاهو. امسال اما..
امید دستش را به سمت سالن فروشگاهش می‌گرداند. چند مانکن با لباس‌های پاییزه و قفسه‌هایی که نیمه‌خالی‌اند. شش هفته طلایی که معمولاً نیمی از سود سالانه‌ی مغازه‌داران را می‌ساخت، امسال به آرامی یک ماه عادی می‌گذرد. تقویم اقتصادی بازار، از کار افتاده است.
حلقه اول شکست: تولیدکننده که جرأت نکرد
«اوایل آذر با تامین‌کننده‌هام تماس گرفتم. گفت: “امیدجان، ما امسال خط تولید عیدی راه نینداختیم.” گفتم مگه چه شده؟ گفت: “پول پارچه سه برابر شده، دستمزد کارگر بالا رفته، وام گران است، و اصلاً... مطمئن نیستیم مردم بخرند یا نه. ریسکش را نمی‌کنیم.»
از زبان امید، مشکل اول از سوی عرضه شروع شد. تولیدکننده در محاسبات خود، با سه متغیر روبه‌رو بود:هزینه سرسام‌آور مواد اولیه و تولید،کمبود نقدینگی و نرخ سود بالا برای تسهیلات و انتظارات منفی از قدرت خرید مردم.
نتیجه: انگیزه‌ی اقتصادی برای تولید کالای جدید نوروزی به حداقل رسید. به بیان اقتصادی، منحنی عرضه به چپ حرکت کرد، در حالی که قیمت تمام‌شده به شدت بالا رفته بود.
حلقه دوم شکست: مشتری که یا پول ندارد، یا انگیزه
«پارسال همین موقع، زن و مرد می‌آمدند برای بچه‌ها و فامیل لباس عیدی می‌گرفتند. امسال حتی مشتریان قدیمی هم که می‌آیند، فقط نگاه می‌کنند. یکی گفت: “قیمت گوشت و مرغ آنقدر بالا رفته که پول لباس نو ندارم.” یکی دیگر گفت: “دلم نمی‌خواهد امسال چرخی بزنم. حال و حوصله‌ی عید نیست.»
در سوی تقاضا هم معادله به هم ریخته است. امید دو دسته مشتری می‌بیند:
دسته اول: آنانی که قدرت خرید واقعی‌شان به دلیل تورم بالا (خصوصاً در کالاهای اساسی) شدیداً کاهش یافته است. دسته دوم: آنانی که پول دارند، اما ترجیح می‌دهند مصرف نکنند. اینجاست که «انتظارات» وارد می‌شود: وقتی آینده مبهم به نظر می‌رسد، مردم خریدهای غیرضروری را به تعویق می‌اندازند. در اقتصاد به این می‌گویند:  افزایش پس‌انداز احتیاطی.
گرداب رکود تورمی: کابوس دوگانه
«قیمت کالاها سر به فلک کشیده، ولی کسی خریدار نیست. این چه وضعی است؟ من در این ده سال ندیده بودم.»  وضعیتی که امید توصیف می‌کند، در ادبیات اقتصادی «رکود تورمی» نام دارد. یعنی اقتصاد همزمان درگیر: تورمی بالا (افزایش سطح عمومی قیمت‌ها)   و رکود اقتصادی (کاهش شدید فعالیت‌های اقتصادی و فروش) . این وضعیت، بدترین سناریو برای کاسبی مانند امید است، زیرا از یک طرف هزینه‌هایش بالا رفته و از طرف دیگر درآمدش به شدت کاهش یافته است. ویترین خالی، نماد همین پدیده است: هم کالایی برای عرضه موجود نیست، هم تقاضایی در کار نیست.
سایه سنگین ناامنی روانی: وقتی “اعتماد” کالای نایاب می‌شود
«بعد از اتفاقات دی ماه، انگاری روحیه‌ی جمعی شکسته. هم من به آینده بی‌اعتماد شدم، هم تولیدکننده، هم مشتری. همه فقط می‌خواهند از این فصل به سلامت رد شوند» امید به نکته‌ی عمیق‌تری اشاره می‌کند: «هزینه‌ی مبادله». در فضای بی‌اعتمادی و ناامنی روانی:   تولیدکننده به آینده‌ی فروش اعتماد ندارد، پس سرمایه‌گذاری نمی‌کند، مصرف‌کننده به بهبود اوضاع اعتماد ندارد، پس پس‌انداز می‌کند و کاسب مانند امید، به هیچ‌کدام از این زنجیره اعتماد ندارد، بنابراین نه جنس می‌خرد، نه توسعه می‌دهد. این کاهش اعتماد عمومی، مانند روغنی است که چرخ‌های اقتصاد را روان می‌کرد. حالا که این روغن خشکیده، چرخ‌ها به سختی می‌چرخند.
نوروزی که نیامد
امید پشت پیشخوان، تقویم جلویش را ورق می‌زند: *«امسال فقط یک آرزو دارم: سال بسته شود. ما کاسبان، عید را تعطیل اعلام کرده‌ایم. شاید برای تابستان... شاید»
گزارش بازار امید، روایتی از یک شوک عرضه و تقاضای همزمان است که در بستر رکود تورمی و کاهش شدید اعتماد اجتماعی تشدید شده است. بهبود این وضعیت، بیش از هر سیاست پولی یا مالی، نیازمند بازگرداندن «امید»به عنوان سرمایه‌ای اجتماعی است. تا آن روز، بازار در سکوتِ پیش از عید خود باقی می‌ماند.


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

آخرین عناوین