
۱. موج اول: سیاستهای ترامپ (همیشه خبرساز!)
با بازگشت ترامپ به کاخ سفید، بحث تعرفههای سنگین بر واردات دوباره داغ شده است. پیامدش برای ما چیست؟ هر وقت تنشهای تجاری بالا میگیرد، سرمایهدارهای بزرگ دست به عصا میشوند و پول خود را از دلار و سهام آمریکایی خارج میکنند. نتیجهی این هراس؟ دلار ضعیفتر و در مقابل، طلای قدرتمندتر.
۲. موج دوم: تغییر نرخ بهره (پول ارزان یا گران؟)
آقای «کوین وارش»، گزینهی تصدی بانک مرکزی آمریکا، نظریهی جالبی دارد: کاهش چشمگیر نرخ بهره. استدلال او این است که انقلاب هوش مصنوعی آنقدر بهرهوری را بالا میبرد که دیگر نیازی به نرخ بهرههای بالا نیست. نرخ بهره پایین یعنی پول ارزانتر، دلار ضعیفتر و رونق بیشتر بازارها. اما یک علامت سوال بزرگ اینجاست: تورم هنوز سرکش است و این سیاست میتواند آن را دوباره شعلهور کند.
۳. موج سوم: انقلاب هوش مصنوعی (موتور محرکهی پنهان)
غولهای فناوری مثل انویدیا هنوز میلیاردها دلار روی هوش مصنوعی سرمایهگذاری میکنند. همین موضوع بورس آمریکا را سرپا نگه داشته و به رشدش ادامه میدهد. اما زمزمههایی هم شنیده میشود: برخی کارشناسان هشدار میدهند این رشد شاید یک حباب باشد که هر لحظه ترکیدن.
و حالا تصویر نهایی را مجسم کنید: قایق کوچک ما در میانهی دریا، از یک سو با موج سیاستهای ترامپ به چپ میرود، از سوی دیگر با جریان تغییر نرخ بهره به راست کشیده میشود، و در همین حال، موج عظیم هوش مصنوعی از زیر پایش آن را به آسمان میفرستد.
آیا این سه موج، قایق را به ساحل آرامش میرسانند یا آن را تکهتکه خواهند کرد؟ شاید پاسخ در یک معادلهی ساده نهفته باشد: طلای همیشه درخشان در برابر دلار کاغذی، و سهام پُرزرقوبرق در برابر حبابهای زودترکیدنی.
اما یک نکته را فراموش نکنید: در این دریای طوفانی، ناخدای باهوش کسی نیست که پیشبینی کند کدام موج بعدی میآید، بلکه کسی است که قایقش را چنان محکم ساخته که از هیچ موجی نترسد. شاید وقت آن رسیده که ما هم قایق سرمایهگذاریمان را محکمتر بسازیم، قبل از اینکه موج بعدی برسد... و آن موج، همیشه غافلگیرکنندهترین موج است.
در طوفانهای اقتصادی، تنها ماهیگیرانی میمانند که تورهایشان را برای موج بعدی پهن کردهاند، نه آنهایی که به آرامش دریا دل بستهاند.
مطالب مرتبط

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

