فیلها در ساوانای قیر و آسفالت
در ساوانای آفریقا، فیلهای سفید حیواناتی مقدس اما بیاستفاده بودند. هزینه نگهداریشان گریبانگیر صاحبشان میشد. در بودجه ۱۴۰۵ ایران، اما گونهای دیگر از این فیلها زندگی میکنند؛ نه در دشت، که در بندهای «پروژههای عمرانی». آنها سالهاست که کلنگخوردهاند، اما خبری از بهرهبرداری نیست.
شناسایی بزرگترین گلهی فیلهای سفید
بررسی «لایحه بودجه ۱۴۰۵» تصویر تکاندهندهای از سالخوردگی طرحهای عمرانی کشور به نمایش میگذارد. آمارها نشان میدهد که بیش از ۷۰ درصد پروژههای عمرانی کشور، بالای ۲۰ سال سن دارند. به عبارت سادهتر، از هر ۱۰ پروژه، ۷ طرح در شرایطی بودجه میگیرند که یک نسل از عمرشان میگذرد.
این تازه ابتدای ماجراست. بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، برای به سرانجام رساندن این پروژهها، به بودجهای معادل ۵ هزار و ۱۵۰ هزار میلیارد تومان نیاز است. رقمی که بیش از ۸.۵ برابر کل بودجه عمرانی کشور در یک سال است. این یعنی اگر دولت تا ۸ سال آینده حتی یک ریال هم پروژه جدید تعریف نکند، باز هم نمیتواند این فیلها را سیراب کند.
این همان گلهی «فیلهای سفید» ایران است؛ پروژههایی که دیگر نه نیازی از امروز را پاسخ میدهند، نه توان به سرانجام رسیدن دارند، و نه کسی جرات تعطیل کردنشان را.
شناسایی فیلها؛ آنها چگونه به اینجا رسیدند؟
چطور یک پروژه که باید در ۳ سال تمام میشد، به فیل ۲۰ ساله تبدیل میشود؟
تولد در فصل انتخابات: بسیاری از این پروژهها در دورهای متولد شدند که یک وزیر، نماینده یا استاندار برای جا ماندن نام خود در تاریخ، کلنگ طرحی را به زمین زد؛ بدون توجه به اینکه منابع کافی برای بزرگ کردنش وجود دارد یا نه.
رژیم غذایی قطرهچکانی: این فیلها هر سال فقط به اندازهای بودجه میگیرند که از گرسنگی نمیرند، اما نه آنقدر که رشد کنند و به بهرهبرداری برسند. نتیجه، یک حیوان نیمهکاره و لاغر است که فقط هزینه دارد.
مصونیت در برابر انقراض: جالب اینجاست که در جنگل بودجه ایران، شکار این فیلها ممنوع است! چون هیچ مکانیسمی برای «مرگ پروژهها» وجود ندارد. اگر طرحی کلنگ خورد، تا ابد زنده میماند، حتی اگر دیگر به کار نیاید.
عوارض؛ وقتی فیلها وارد اتاق شیشهای میشوند
حضور این تعداد فیل سفید در بودجه، نه فقط یک شوخی آماری، که یک فاجعه اقتصادی و اجتماعی است. عوارض آن را میتوان در چند بند خلاصه کرد:
۱. چرای بیرویه در منابع محدود
بودجه عمرانی کشور یک چمنزار محدود است. وقتی گلهای از فیلهای پیر و گرسنه در آن مشغول چرایند، دیگر جایی برای «بچه فیلها» یعنی پروژههای نو و ضروری امروز (مثل انرژی خورشیدی، راهآهن سریعالسیر یا شبکه ملی اطلاعات) باقی نمیماند. این فیلها دارند غذای نسل بعد را میخورند.
۲. له شدن اعتماد عمومی
مردم وقتی میبینند فلان طرح ۲۰ سال است که با تابلو «در حال اجرا» رها شده، به کارآمدی حاکمیت بدبین میشوند. این فیلها نماد «حرف بدون عمل» هستند و اعتماد عمومی را زیر پای سنگین خود له میکنند.
۳. تولید نقشه برای سرزمین دیروز
بزرگترین خطر این فیلها این است که ما را به گذشته متصل نگه میدارند. طرحی که بر اساس نیازهای آبی و جمعیتی ۲۰ سال پیش طراحی شده، در شرایط خشکسالی و بحران آب امروز، نه فقط بیفایده که گاهی مخرب است. ما داریم برای نقشهای سرمایهگذاری میکنیم که مقصدش سرزمین دیروز است.
راهحل؛ شکارچیِ مهربان
آیا باید همه این فیلها را کشت؟ نه. برخی از آنها اگر به موقع به آب و علف برسند، هنوز هم میتوانند به کار آیند. اما روش فعلی «تغذیه قطرهچکانی» بیفایده است. ما به یک «شکارچی مهربان» نیاز داریم. یک ناظر بیرونی که:
فیلهای درمانناپذیر (پروژههای بیتوجیه) را شناسایی کند: همان «مرگآزما» یا «غربالگری پروژهها». پروژههایی که توجیه اقتصادی خود را از دست دادهاند، باید تعطیل شوند. پذیرش شکست ۲۰ سال پیش، بهتر از ادامه شکست امروز است.
به فیلهای قابل نجات اولویت بدهد: بودجه محدود باید صرف پروژههایی شود که بیش از ۷۰ درصد پیشرفت دارند و تا یکی دو سال آینده به نتیجه میرسند، نه آنهایی که هنوز در مرحله مطالعه مقدماتی ۲۰ سال پیش ماندهاند.
موزه یا جنگل؟
آمار ۷۰ درصدی پروژههای بالای ۲۰ سال، به ما میگوید که دشت پروژههای عمرانی ایران دیگر جنگل نیست؛ به موزه تبدیل شده. جایی که فیلها راه نمیروند، فقط قاب شدهاند و بودجه میبلعند. تا زمانی که جراحی بزرگ «توقف پروژههای غیرضرور» انجام نشود، این موزه، سالن انتظار بیپایانی خواهد بود برای نسلی که هنوز منتظر دیدن نتیجه یک کلنگزنی ۲۰ سال پیش است.