تصور کنید مغازهتان هر هفته چند روز تعطیل اجباری باشد، مشتریهای ثابت یکییکی بروند و آخر ماه مجبور شوید به کارمندتان بگویید: «حقوق این ماه را ندارم». این دقیقاً همان چیزی است که این روزها برای شرکتهای فناوری ایران اتفاق میافتد.
«ریزش ۵۰ درصدی درآمد»، تیتر یک خبر نیست؛ روایت کسبوکارهایی است که با قطعی و اختلال اینترنت، نیمی از درآمدشان را از دست دادهاند.
این قطعیها چطور زندگی ما را تغییر میدهد؟
وقتی نرمافزارها قفل میشوند
برنامههایbanking، پلتفرمهای آموزش آنلاین و فروشگاههای اینترنتی به اینترنت پایدار وابستهاند. اختلال یعنی تراکنشهای بانکی ناتمام، کلاسهای درس تعطیل و سفارشهای لغو شده.
شرکتها در بنبست هزینهها
برای بقا، شرکتها ناچارند هزینهها را کاهش دهند. نتیجه؟ تعطیلی استخدامهای جدید، حذف مزایا و در نهایت، جایی که جوان متخصص با خودش میگوید: «اینجا که آینده نداره، بروم جای دیگری که کارم لنگ اینترنت نباشد.»
زنگ خطر بزرگ: فرار مغزها
متخصص فناوری که امروز به دلیل قطعی اینترنت بیکار بنشیند، فردا رزومهاش را برای شرکتهای خارجی میفرستد. اینجاست که قطعی اینترنت، به «فرصت سوزی ملی» تبدیل میشود. هر متخصصی که میرود، یک تکه از آینده اقتصاد دیجیتال ایران را با خودش میبرد.
چرا باید برایمان مهم باشد؟
چون وقتی شرکتهای فناوری زمین بخورند، خدماتی که ما هر روز استفاده میکنیم (از خرید آنلاین تا آموزش مجازی) یا گران میشوند یا از دسترس خارج. تازه، این فقط امروز نیست؛ سرمایهگذاری خارجی و بازارهای صادراتی هم برای همیشه از دست میروند.
راهحل چیست؟
اینترنت برای اقتصاد امروز، مثل جاده برای اقتصاد دیروز است. بدون جاده، کالا به مقصد نمیرسد. بدون اینترنت پایدار، متخصص میرود، شرکت میمیرد و ما میمانیم و عقبماندگی بیشتر. بازگشت ثبات به اینترنت، سرمایهگذاری برای ماندن نخبگان است.