دوشنبه 12 مرداد 1405 شمسی /8/3/2026 7:09:48 PM

آقای روغنی اول همین هفته، بعد از چند هفته پیگیری و رفت‌وآمد، بالاخره یک قرار کاری برای روز دوشنبه جفت‌وجور کرده بود. قراری که برایش اهمیت زیادی داشت؛ ماه‌ها بود دنبالش می‌گشت. اما همان لحظه که زمان قرار نهایی شد، از پشت خط صدایی شنید که همه‌چیز را روی هوا معلق کرد: «ان‌شاءالله اگه جنگ نشد، در خدمتیم.»
وقتی «شاید جنگ بشود» تصمیم اقتصادی می‌گیرد

همین یک جمله کافی بود تا فشار آقای روغنی بالا و پایین برود. خواست برایش دم‌نوش بیاورند. خدماتیِ میان‌سالِ شرکت، همان‌طور که استکان را جلو می‌گذاشت، با شرم و لحنی نگران پرسید: «آقای مهندس، شرمنده، چه خبره؟ قراره جنگ بشه؟»مهندس دیگر تحمل نکرد.

اسنپ گرفت که برود خانه. هنوز کامل سوار نشده بود که یکی‌دو تماس کاری زد؛ آن‌طرف خط هم همان نگرانی، همان مکث‌های معنادار. راننده اسنپ سر صحبت را باز کرد و اولین سؤالش همان بود که همه می‌پرسیدند.به خانه که رسید، قبل از سلام، همسرش پرسید: «راستش را بگو، خبری شده؟ همه می‌گن جنگ می‌شه.»

آقای روغنی همان شب نشست و حساب کرد: قراری که هفته‌ها برایش زحمت کشیده بود، به یک جمله‌ی احتیاطی گره خورده بود. طرف مقابل معامله را نه رد کرده بود نه قبول؛ فقط آن را به یک «اگر» سپرده بود. و همین «اگر»، از دفتر کار تا صندلی جلوی تاکسی تا میز شام خانه، دنبالش آمده بود.آنچه آقای روغنی آن روز تجربه کرد، چیزی بیش از یک نگرانی شخصی بود؛ نمونه‌ی کوچکی از رفتاری بود که در مقیاس بزرگ‌تر، اقتصاد را کند می‌کند.

وقتی احتمال جنگ فقط یک شایعه یا یک جمله‌ی احتیاطی باشد، نه یک خبر قطعی، تصمیم‌ها لغو نمی‌شوند، فقط «به تعویق» می‌افتند؛ سرمایه‌گذاری‌ها نه متوقف می‌شوند نه جلو می‌روند، فقط منتظر می‌مانند؛ قرارها نه کنسل می‌شوند نه قطعی، فقط مشروط به «اگر» باقی می‌مانند.

این حالت بلاتکلیفی، که اقتصاددان‌ها اسمش را «عدم قطعیت» می‌گذارند، خودش هزینه دارد؛ شاید حتی گزنده‌تر از خودِ بحران، چون هیچ‌کس نمی‌داند برای چه مدت باید در حالت انتظار بماند. در اقتصادی که با «شاید» تصمیم می‌گیرد، رشد هم مشروط می‌ماند.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

آخرین عناوین