سعیده این جملهها را حفظ بود. آن چیزی که فرق کرده، خودِ کلمهی «پول ندارم» نیست؛ لحن گفتنش است. حالا آن را با صدای بلند، در استوری، اعلام میکنند، چون دیگر چیزی برای پنهانکردن نمانده.
آمار هم همین حس را تأیید میکند، هرچند مدام عقبتر از واقعیت زندگی مردم میدود. طبق آخرین گزارش مرکز آمار ایران، شاخص قیمت مصرفکننده خانوار در تیر ۱۴۰۵ به عدد ۶۷۶.۹ رسیده و نرخ تورم سالانه (میانگین ۱۲ ماه) به ۶۶ درصد رسیده است. اما عدد گویاتر، تورم نقطهبهنقطه است — یعنی مقایسهی مستقیم قیمت امروز با همین ماه سال قبل: خانوارها برای خرید همان سبد کالا و خدمات، ۸۷.۹ درصد بیشتر از تیر ۱۴۰۴ هزینه کردهاند. این یعنی همان بستهی اینترنتِ دوستِ سعیده، تقریباً دو برابر شده.
نکتهی جالب اینجاست که برای اولینبار پس از ماهها، شتاب ماهانهی تورم افت کرده: کاهش تنشهای سیاسی و رفع محاصره دریایی در تیرماه، تورم ماهانه را از ۷.۴ درصد در خرداد به ۳.۶ درصد رساند. اما این خبر خوب عمر کوتاهی داشت. کارشناسان از همان ابتدا هشدار داده بودند که کاهش تورم تیرماه عمدتاً ناشی از تعدیل انتظارات و کاهش نااطمینانی سیاسی بوده، نه یک روند پایدار نزولی. و درست هم از آب درآمد: در روزهای پایانی تیر و ابتدای مرداد، آمریکا استقرار مجدد محاصره دریایی را اعلام کرد — خبری که بهاحتمال زیاد دوباره انتظارات تورمی و هزینهی واردات را شعلهور میکند.
این نوسان، دقیقاً همان چیزی است که زندگی سعیده و دوستانش را از حالت «سخت» به حالت «غیرقابلپیشبینی» میبرد. یک ماه نفس راحت میکشند، ماه بعد دوباره خبر تحریم یا تنش، همهچیز را برمیگرداند به نقطهی صفر. رئیسکل بانک مرکزی هم در همایشی اخیر عدد نگرانکنندهای رو کرد: نرخ رشد نقدینگی نقطهبهنقطه در خرداد ۱۴۰۵ به ۵۶ درصد رسیده، بیشترین رقم از سال ۱۳۵۳ تاکنون. یعنی پول بیشتری در گردش است، بیآنکه پشتوانهی تولید واقعی داشته باشد — دستور پخت کلاسیک برای تورم بیشتر.
سعیده گوشی را کنار گذاشت. فردا هم دو شیفت کار داشت. تنها فرقش با یک سال پیش این بود که دیگر لازم نبود از کسی بپرسد «تو هم همینطوریای؟» — جواب را هر شب، در صفحهی کوچک گوشیاش، خودش میدید؛ و میدانست که حتی وقتی عدد یک ماه پایین میآید، خیالش راحت نمیشود، چون یاد گرفته دلیلش را هم بپرسد.