
۱. «مهمترین حرکت تاریخ و حرکت تاریخساز بشری، لیبرالیسم است. من به نئولیبرالیسم کاری ندارم. لیبرالیسم یعنی چه؟ لیبرالیسم از جایی آغاز میشود که عقل و خرد، حقوق انسانی و حقوق طبیعی را مبنا قرار میدهد؛ برای انسان و آزادی او ارزش قائل میشود و به همین دلیل، برای آزادی مبادله و پیگیری یک زندگی خوب نیز ارزش قائل است. این مهمترین حرکتی است که در تاریخ اتفاق افتاده است.»
۲. «آنهایی که با نفس آزادی انسانها مخالف هستند، به شکلهای مختلف برای بردگی انسانها کار میکنند؛ از جمله اینکه معاش آنها را در اختیار بگیرند. {با لیبرالیسم مخالف هستند}. بدترین نوع بردگی، از طریق کنترل معاش مردم اتفاق میافتد. وقتی معاش عدهای را کنترل میکنید، آنها را به بدترین شکل ممکن به بردگی کشیدهاید. لیبرالیسم میگوید اجازه بدهید معاش مردم آزاد و در اختیار خودشان باشد. هیچ گروه مسلحی به نفع لیبرالیسم فعالیت نکرده است. حکومتها و روشنفکران علیه آن سخن گفتهاند؛ اما لیبرالیسم پیروز شده است. چرا؟ چون به ذات انسان و آزادی فرد بازمیگردد.»
۳. {به ما میگویند نئولیبرال، اما} «من خودم نمیدانم نئولیبرالیسم چیست. «هر کسی از ظن خود شد یار من»؛ هر کسی آمده، چیزی گفته و نام آن را نئولیبرالیسم گذاشته است. اما چیزی که در ایران با این عنوان مطرح میشود، اصلاً به این شکل در آمریکا وجود ندارد؛ اساساً چنین بحثهایی آنجا مطرح نیست. من چون سر کلاسهای استیگلیتز رفتم و نشستم، میدانم چه میگوید. فکر میکنید استیگلیتز مخالف کاپیتالیسم است؛ میگوید من بحثم مخالفت با کاپیتالیسم نیست، من از این سرمایهداری دفاع میکنم، اما اشکال دارد.»
۴. «اقتصاد یک علم است. ما در اقتصاد میدانیم که خدمات درمانی را نه بخش خصوصی بهتنهایی، نه بخش دولتی بهتنهایی و نه خیریه بهتنهایی میتواند تأمین کند. اگر کسی گفت همه خدمات درمانی را به بخش خصوصی بسپاریم، بدانید که اقتصاد را نفهمیده است. هیچکدام از این سه بخش، یعنی مارکت {بازار}، دولت و خیریه، نمیتواند خدمات درمانی را بهتنهایی ارائه کند. ترکیبی فراتر از اینها لازم است و به یک نهاد بیمهای نیاز داریم. ایجاد چنین نهادی اجتنابناپذیر است. اینها اقتصاد است؛ بحث لیبرالیسم و غیرلیبرالیسم نیست.»
۵. «بخش خصوصی نمیتواند بهتنهایی {این خدمات} را ارائه کند و بخش دولتی هم بهتنهایی قادر به انجام آن نیست. در آموزش نیز مسئله همین است. باید همه امکانات کشور را فراهم و تجمیع کنیم تا تضمین شود همه بچههای ما از بهترین آموزش برخوردار میشوند. این لیبرالیسم است؛ من غیر از این نمیبینم. میگویید غیرلیبرالیسم است؟ نه. سوسیالیسم است؟ نه. این همان اقتصاد است. اقتصاد این نیست که بگوییم بچههای فقیر را کنار بگذاریم تا بچههای ثروتمند از آموزش خوب برخوردار شوند. در سرمایهداری هم اینگونه نیست.»
۶. «اقتصاد همه اینها را در خود هضم کرده است؛ مارکس را هم هضم کرده است. اگر از کارل مارکس حرفی ماندگار بوده، امروز در علم اقتصاد حضور دارد. اقتصاد یک رشته علمی است و هر آنچه معقول، منطقی و کاربردی بوده، در خود جذب کرده و به بخشی از آن تبدیل شده است. اقتصاد یک علم یگانه است؛ باید آن را یاد گرفت و آموزش دید. اقتصاد را باید آموخت؛ نمیشود همینطور شروع به انشا نوشتن کرد.»
۷. «سنگاپور حتی آب آشامیدنی نداشت؛ الان یک اقتصاد پویاست. آنجا مارکت {بازار} حتی در خیابان کار میکند. هر چهارراه قیمت دارد، هر خیابان قیمت دارد، هر پل قیمت دارد. چرا؟ قیمت گذاشتهاند برای اینکه ترافیک شهرشان کنترل شود. اقتصاد میگوید فضای عمومی هم کالایی است که باید تخصیص پیدا کند؛ فضای عمومی مجانی نیست. پول آن هم صرف اتوبوس و تراموا میشود که کسی که پول ندارد با آن برود. اینها اقتصاد است.»
۸. «اصلاً چیزی به نام سیاست تعدیل وجود نداشته است. یک کارشناس دفتر اقتصاد کلان اواخر دهه ۱۳۶۰ گزارشی تهیه کرده بود که اسم آن را «سیاست تعدیل» گذاشته بود و روی آن مهر محرمانه خورده بود. این رسم شد و حالا بعضی وقتها خود ما هم میگوییم، ولی چنین چیزی نبود. پیشنهاد میکنم هر کسی که میخواهد مطالعه کند، اول نظر سازمان برنامه، بعد لایحه دولت و بعد قانون مجلس را نگاه کند؛ اینها خیلی با همدیگر فرق میکند. بنابراین اصلاً این «سیاست تعدیل» را کنار بگذارید.»
۹. «این کتاب، کتاب مصاحبه با آقای نیلی است. باید به مصاحبه با آقای دکتر نیلی وفادار میماندید و نباید آن را تبدیل به مانیفست علیه اقتصاد آزاد میکردید. از پس لیبرالیسم هم برنمیآیید؛ نه شما و نه دیگران. کسی از پس آن برنیامد، چون یک نیروی تاریخ است.»
۱۰. «هیچ دولتی در ایران بر مبنای اصول خِرَد کار نکرده است. اهانت نمیخواهم بکنم، نقد هم نمیخواهم بکنم؛ چون اصلاً ما ایرانیها از زمان غزالی به بعد، یعنی ۹۰۰ سال پیش، خِرَد را کنار گذاشتیم. علت اینکه آشفتهفکری هست همین است. اصول خردورزی در ایران پا نگرفته است. خردورزی اصولی دارد. علت این آشفتهفکری، آشفتهذهنی و بحثهای آشفته این است که ابتدا آن چارچوب ذهنی را نساختهایم تا بتوانیم موضوعات مختلف را در آن منظم کنیم. آنجا آشفته است؛ به همین دلیل دولتهایمان آشفتهاند، خودمان آشفتهایم و روزنامهنگار ما هم آشفته فکر میکند.»
پینوشت: این موارد دهگانه از سخنان محمد طبیبیان در نشست رونمایی از کتاب «ناتوانی دولتها در یادگیری»، تازهترین کتاب مسعود نیلی، که سهشنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ در نشر نی برگزار شد، استخراج، تلخیص و برای انتشار ویرایش شده است.
مطالب مرتبط
