فرض کنید صبح حقوقتان واریز شده است. تصمیم میگیرید خرید ماهانه را آخر هفته انجام دهید، اما چند روز بعد متوجه میشوید همان پول دیگر خرید هفته قبل را هم پوشش نمیدهد. این فقط گرانی نیست؛ اگر چنین اتفاقی بارها و بارها تکرار شود، اقتصاد وارد مسیری میشود که اقتصاددانان آن را «ابرتورم» مینامند.
بیشتر ما فکر میکنیم ابرتورم فقط نتیجه چاپ بیرویه پول است. اما پژوهشهای جدید اقتصاد میگویند چاپ پول، بیشتر پایان داستان است تا آغاز آن.
ماجرا معمولاً از جایی شروع میشود که دخل و خرج دولت با هم نمیخواند. هزینهها از درآمدها بیشتر میشود، کسری بودجه شکل میگیرد و وقتی راههای معمول تأمین منابع کافی نباشد، خلق پول به یکی از گزینهها تبدیل میشود.
اما نقطه خطرناک زمانی است که مردم باور کنند این روند قرار نیست متوقف شود. در این شرایط رفتار جامعه تغییر میکند. خانوادهها خریدهایشان را جلو میاندازند، فروشندگان قیمتها را مدام اصلاح میکنند و همه نگران ارزش پولی هستند که امروز در دست دارند. همین تغییر رفتار، خود به افزایش بیشتر قیمتها دامن میزند و چرخه تورم را تندتر میکند.
اقتصاددان آمریکایی توماس سارجنت پس از بررسی تجربه کشورهایی مانند آلمان، مجارستان و آمریکای لاتین به نتیجه جالبی رسید؛ هیچ کشوری فقط با متوقف کردن چاپ پول از ابرتورم نجات پیدا نکرد. زمانی اوضاع آرام شد که دولتها توانستند بودجه خود را اصلاح کنند و دوباره اعتماد مردم را به آینده اقتصاد برگردانند.
شاید مهمترین درس تاریخ همین باشد: ابرتورم فقط یک بحران پولی نیست؛ یک بحران اعتماد است. وقتی مردم مطمئن نباشند که اقتصاد فردا باثباتتر از امروز خواهد بود، حتی بزرگترین اسکناسها هم نمیتوانند احساس امنیت را به سفره خانوادهها برگردانند.