از سنایی و ایرانشهر تا نوفللوشاتو؛ پلمب چند کافه در مرکز تهران شایعاتی درباره ارتباط این اقدام با «امنیت اخلاقی» ایجاد کرد، اما ایرنا مدعی شده است علت پلمب این واحدها مشکلات صنفی بوده است؛ با این حال، تعطیلی کافهها فقط بستن چند واحد صنفی نیست، بلکه ضربهای مستقیم به یک زنجیره اقتصادی کوچک اما پرتراکم است که بخشی از اشتغال، درآمد و گردش مالی خرد تهران به آن وابسته است.
کرکرهها یکییکی پایین میآیند. سنایی، ایرانشهر و حالا نوفللوشاتو؛ کافههایی که تا چند روز پیش محل قرار، کار، گفتوگو و رفتوآمد شبانه بودند، حالا پشت برگههای پلمب ماندهاند.
پس از انتشار تصاویر و خبر پلمب چند کافه در مرکز شهر تهران، شایعاتی درباره ارتباط این اقدام با موضوعات مرتبط با «امنیت اخلاقی» در فضای مجازی منتشر شد؛ شایعاتی که عدم اظهارنظر کافههای مورد اشاره درباره علت پلمب، به آن دامن زد. با این حال، خبرگزاری جمهوری اسلامی ـ ایرنا ـ گزارش داده است که بر اساس اخبار موثق دریافتی، تمام کافههای مورد اشاره به دلیل مشکلات صنفی پلمب شدهاند و این اقدام ارتباطی با مسائل مربوط به امنیت اخلاقی ندارد.
اما حتی پس از روشنشدن علت اعلامشده برای پلمب، یک پرسش بزرگتر همچنان پیش روی شهر باقی است: وقتی یک کافه بسته میشود، فقط یک کسبوکار تعطیل شده یا حلقهای از یک اقتصاد محلی هم از کار میافتد؟
هزینه اقتصادی یک کرکره پایینکشیدهشده
هر کافهای که پلمب میشود، در واقع یک واحد اقتصادی کوچک با چند لایه درآمد و هزینه است. صاحب کسبوکار معمولاً اجاره ماهانه، حقوق چند کارمند، هزینه مواد اولیه، قبضها و اقساط تجهیزات را همزمان بر دوش میکشد؛ در بسیاری موارد با وام یا سرمایه قرضی راهاندازی شده است. با پلمب، این جریان درآمدی بهطور ناگهانی متوقف میشود اما بخشی از تعهدات مالی (اجاره، وام، بیمه کارکنان) همچنان باقی میماند. نتیجه، نه فقط تعطیلی یک مغازه، بلکه احتمال ورشکستگی خرد و تجمیع بدهی برای صاحب آن است.
کارمندان کافهها ـ باریستا، سرآشپز، گارسون، نیروی نظافت ـ در لحظه پلمب، بدون اطلاع قبلی بیکار میشوند؛ گروهی که غالباً در قراردادهای غیررسمی یا کوتاهمدت کار میکنند و از مزایای بیمه بیکاری برخوردار نیستند. در اقتصادی که نرخ اشتغال در مشاغل خرد و خدماتی نقش مهمی در جذب نیروی کار جوان دارد، هر پلمب به معنای افزودهشدن چند نفر به صف بیکاران غیررسمی است.
زنجیره تأمین که کسی آن را نمیبیند
یک کافه بهتنهایی فعالیت نمیکند. تأمینکنندگان دانه قهوه، لبنیات، شیرینی، بستهبندی، شرکتهای پخش مواد غذایی و حتی سرویسهای تعمیرات تجهیزات، بخشی از درآمد خود را از همین واحدهای کوچک به دست میآورند. بستهشدن چند کافه در یک محدوده به معنای کاهش سفارش برای این تأمینکنندگان است؛ کاهشی که در مقیاس کلان شاید کوچک به نظر برسد، اما در مقیاس خرد میتواند برای یک کارگاه تولید کیک خانگی یا یک توزیعکننده کوچک قهوه، تفاوت میان سودآوری و تعطیلی باشد.
اقتصاد خیابان و ارزش ملک
کافهها معمولاً نقش «لنگر اقتصادی» یک بلوک تجاری را دارند؛ حضور آنها جریان عابر پیاده ایجاد میکند که به نفع کتابفروشی، گالری، فروشگاه لباس یا سوپرمارکت مجاور نیز هست. وقتی چند کافه در یک خیابان همزمان تعطیل میشوند، رفتوآمد کاهش مییابد و کسبوکارهای اطراف با افت مشتری مواجه میشوند. در بلندمدت، این روند میتواند بر ارزش اجاره و حتی قیمت ملک تجاری آن محدوده هم اثر بگذارد؛ چرا که جذابیت یک خیابان برای مستأجر بعدی، تا حد زیادی به رونق کسبوکارهای موجود در آن گره خورده است.
اقتصاد شبانه؛ حلقه گمشده رونق شهری
بخش قابلتوجهی از فروش کافهها در ساعات عصر و شب رقم میخورد؛ زمانی که بسیاری از مشاغل دیگر تعطیلاند. این «اقتصاد شبانه» در بسیاری از کلانشهرهای دنیا یکی از منابع مهم اشتغال و درآمد مالیاتی شهرداریها محسوب میشود. تعطیلی کافهها این بخش از اقتصاد را کوچکتر میکند و بهطور غیرمستقیم درآمد مشاغل وابسته به رفتوآمد شبانه ـ از تاکسیهای اینترنتی تا دستفروشان و پارکینگها ـ را نیز کاهش میدهد.
بستری که تصمیمها در آن گرفته میشود
محمدکریم آسایش، کنشگر و پژوهشگر شهری، از پلمب تعداد زیادی از کافهها در سنایی و ایرانشهر توسط پلیس اماکن خبر میدهد و میگوید پیش از این نیز در شهرهایی مانند کاشان و دزفول گزارشهایی از چنین اقداماتی منتشر شده بود. به گفته او، پیشتر و در بحبوحه جنگ ۴۰روزه نیز درباره اخطار به کافههای سنایی گزارشهایی وجود داشت؛ موضوعی که حالا با وقوع دوباره درگیریها و فشارهای اجتماعی و اقتصادی، حساسیت بیشتری پیدا کرده است. او تأکید میکند کافهها فقط محل نوشیدن قهوه نیستند؛ آنها فضای معاشرت، فعالیت فرهنگی، اشتغال و زیست اجتماعیاند. در شرایطی که کسبوکارهای کوچک بخش مهمی از اشتغال را بر دوش دارند، حذف هر فعالیت اقتصادی میتواند فشار بر بازار کار را بیشتر کند.
پلمب یک در؛ تعطیلی چند زندگی
ماجرا از یک سو، پرسشی حقوقی است. محسن برهانی، حقوقدان، درباره اینکه پلمب اقدامی قضایی است یا غیرقضایی، تردیدهایی را مطرح میکند و معتقد است وقتی چنین اقدامی مستقیماً مالکیت و درآمد افراد را هدف قرار میدهد، باید در چارچوب دقیق قانون انجام شود. حتی در صورت تشکیل پرونده قضایی نیز، به گفته او، قانون برای پلمب مراکز خدماتی و تولیدی محدودیتهایی در نظر گرفته است و نمیتوان اختیار تعطیلی را بیحدومرز در اختیار نهادهای غیرقضایی قرار داد.
اما پشت هر کرکره پایینکشیدهشده، فقط یک صاحب کسبوکار نیست. کارمندانی هستند که شغل خود را از دست میدهند، تأمینکنندگانی که مشتری خود را از دست میدهند و کسبوکارهایی که به رفتوآمد مردم در آن خیابان وابستهاند.
تهران فقط برای عبور نیست
حسین ایمانی جاجرمی، جامعهشناس شهری، میگوید شهر را نمیتوان فقط با آسفالت، بتن و ساختمان تعریف کرد. شهر، پیش از آنکه کالبد باشد، شبکهای از روابط انسانی و اقتصادی است. او این وضعیت را یک «زیستبوم شهری» مینامد؛ مجموعهای که در آن کافه، کتابفروشی، گالری، تماشاخانه و دیگر کسبوکارها به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به هم وابستهاند و آسیب به یک حلقه، به سرعت به حلقههای دیگر منتقل میشود.
امنیت فقط با دوربین و نظارت رسمی ایجاد نمیشود؛ حضور اقتصادی مردم در خیابان هم بخشی از امنیت و رونق شهر است.
قانون باید اجرا شود؛ اما اقتصاد شهر نباید خالی شود
هیچکس نمیگوید قانون نباید اجرا شود. اگر تخلفی رخ داده، باید رسیدگی شود و هیچ کسبوکاری نمیتواند خارج از چارچوب مقررات فعالیت کند. اما پرسش اینجاست: آیا اجرای قانون همیشه باید با سریعترین و سختترین ابزار ممکن ـ یعنی پلمب فوری ـ انجام شود، در حالی که هزینه اقتصادی آن بهسرعت روی دوش کارمندان، تأمینکنندگان و کسبوکارهای همسایه میافتد؟
حسین ایمانی جاجرمی معتقد است سیاستگذاری شهری باید پیامدهای اجتماعی و اقتصادی تصمیمها را نیز بسنجد. گفتوگو با صاحبان کسبوکار، اخطار، اصلاح رویهها و استفاده از ظرفیت تشکلهای صنفی، میتواند پیش از رسیدن به نقطه تعطیلی و پلمب مورد توجه قرار گیرد؛ رویکردی که هزینه اقتصادی کمتری برای شهر و شهروندانش دارد.
پرسش امروز تهران، فقط درباره آینده چند کافه نیست. پرسش این است که آیا در سیاستگذاری شهری، تنها کالبد شهر دیده میشود یا چرخه اقتصادی و حیات اجتماعی آن هم اهمیت دارد؟
کرکره یک کافه که پایین میآید، شاید در ظاهر فقط یک در بسته شود؛ اما اگر این کرکرهها یکییکی پایین بیایند، ممکن است چیزی بزرگتر از چند کسبوکار خاموش شود: بخشی از اقتصاد یک خیابان، زنجیرهای از مشاغل وابسته، بخشی از حافظه جمعی و بخشی از زندگی شهری تهران.