بر اساس آمار رسمی مرکز آمار ایران، رشد اقتصادی محققشده در سال ۱۴۰۴ تنها ۰.۲۱ درصد بوده است؛ در حالی که برآورد همین نهاد نشان میدهد اگر قطعی اینترنت وجود نداشت، این رقم میتوانست به ۰.۸۵ درصد برسد، یعنی تقریباً چهار برابر بیشتر. این تفاوت، عددی خشک در یک جدول آماری نیست؛ داستان زندگی روزمره میلیونها نفر است.
پشت هر قطعی اینترنت، یک فروشنده آنلاین است که سفارشهایش را از دست میدهد، یک فریلنسر که پروژه بینالمللیاش را بهموقع تحویل نمیدهد و اعتبارش خدشهدار میشود، یک دانشجو که کلاس آنلاینش قطع میشود، یا یک خانواده کوچک که کسبوکارش را روی اینستاگرام و واتساپ ساخته و یکشبه بیدرآمد میماند. اینها همان «ثروت»ی هستند که در آمارهای کلان گم میشوند اما در زندگی واقعی مردم بهشدت حس میشوند.
نکته مهمتر این است که این کاهش ثروت، تنها به قطعی اینترنت محدود نمیشود. هر عاملی که جریان آزاد اطلاعات، تجارت و ارتباط را مختل کند، همین اثر را دارد: تحریمهایی که دسترسی به ابزارهای مالی و فناوری را میبندند، بیثباتی نرخ ارز که برنامهریزی کسبوکارها را غیرممکن میکند، بوروکراسی سنگین که راهاندازی یک ایده ساده را ماهها به تأخیر میاندازد، و مهاجرت نیروی متخصص که سرمایه انسانی کشور را تخلیه میکند. همه این موارد، مثل قطعی اینترنت، «هزینههای نامرئی» هستند؛ چیزهایی که در لحظه شاید کوچک به نظر برسند، اما در جمع، رشدی را که میتوانست اتفاق بیفتد، خنثی میکنند.
آنچه این آمار بهروشنی نشان میدهد این است که ثروت یک ملت فقط با منابع طبیعی یا سرمایه بانکی ساخته نمیشود؛ با اعتماد، پیوستگی و دسترسی پایدار ساخته میشود. وقتی این پیوستگی به هر بهانهای قطع شود، آنچه از دست میرود فقط چند دهم درصد رشد اقتصادی نیست، بلکه فرصتهایی است که هرگز دوباره تکرار نمیشوند.