سه شنبه 6 مرداد 1405 شمسی /7/28/2026 3:35:18 PM

حسن ساعت هفت عصر از سر کار بیرون می‌زند و مستقیم به سمساری‌ای می‌رود که آدرسش را از یک گروه تلگرامی گرفته. فاطمه قبل از او رسیده و کنار یک یخچال قدیمی ایستاده، دستش را روی درِ آن می‌کشد. «سالمه، فقط رنگش رفته» — فروشنده این را می‌گوید و حسن به قیمت روی برچسب نگاه می‌کند: عددی که هنوز هم برایش زیاد است، اما در مقابل قیمت یخچال نو، انگار تخفیفی نجات‌بخش به نظر می‌رسد.
وقتی عروسی با قیمت یخچال دست‌دوم شروع می‌شود

 

سه ماه پیش، وقتی حسن و فاطمه تصمیم گرفتند ازدواج کنند، فهرستی نوشتند: یخچال، ماشین لباسشویی، اجاق گاز، یک مبل راحتی، میز ناهارخوری. فهرستی معمولی برای شروع یک زندگی مشترک. اما وقتی قیمت‌ها را یکی‌یکی استعلام گرفتند، فهرست دیگر شبیه یک رؤیا شد تا یک برنامه‌ی عملی.
فاطمه می‌گوید مادرش برایش جهیزیه‌ی نو خریده بود، سی سال پیش، با حقوق چند ماه پدرش. «الان با حقوق یک سال هم نمی‌شه خیلی از این‌ها رو نو خرید.» حسن حرفش را کامل می‌کند: «ما مجبور شدیم زندگی‌مون رو با چیزهای دست دوم دیگران شروع کنیم. اولش سخت بود قبولش کنیم.»
آن‌ها حالا در سمساری‌های مختلف شهر می‌گردند، قیمت‌ها را مقایسه می‌کنند، و هر بار که یک وسیله‌ی کارکرده اما سالم پیدا می‌کنند، خوشحال می‌شوند — خوشحالی‌ای که با بغض همراه است.
داستان حسن و فاطمه، هرچند در جزئیات شخصی است، بازتاب یک الگوی اقتصادی گسترده‌تر است که این روزها در بازارهای دست‌دوم‌فروشی سراسر کشور دیده می‌شود. بر اساس آمارهای رسمی، تورم لوازم خانگی در ماه‌های اخیر به‌طور محسوسی از تورم عمومی کشور پیشی گرفته و برخی گزارش‌ها رقم تورم نقطه‌به‌نقطه‌ی این گروه کالایی را بالای صد درصد ثبت کرده‌اند. این یعنی خانواده‌ای که امسال می‌خواهد همان یخچال یا ماشین لباسشویی سال گذشته را نو بخرد، باید بیش از دو برابر هزینه کند.
این فشار قیمتی به‌طور خاص بر نسل جوانی سنگینی می‌کند که برخلاف نسل‌های قبل، دارایی انباشته‌ای مانند ملک یا پس‌انداز ارزی ندارد تا خودش را در برابر تورم بیمه کند. نتیجه، تغییری در معنای خودِ «جهیزیه» و «شروع زندگی مشترک» است: چیزی که تا چند سال پیش نماد تازگی و امید بود، امروز برای بسیاری به یک تمرین مدیریت بحران مالی تبدیل شده.
کارشناسان اقتصادی معمولاً این وضعیت را ذیل مفهوم «فشار اقتصادی خانوار» یا در ادبیات گسترده‌تر، «شاخص فلاکت» (ترکیب تورم و بیکاری) بررسی می‌کنند؛ شاخصی که ارتباط مستقیمی با احساس رضایت از زندگی و شادی اجتماعی دارد. وقتی هزینه‌ی شروع یک زندگی مشترک متناسب با رشد دستمزدها بالا نمی‌رود، نتیجه‌ی طبیعی آن، یا به تعویق افتادن ازدواج است یا کاهش استانداردهای آن — دقیقاً همان چیزی که در تجربه‌ی حسن و فاطمه دیده می‌شود.
به این ترتیب، بازار سمساری که تا دیروز پناهگاه کم‌درآمدترین اقشار بود، اکنون به یک شاخص غیررسمی از وضعیت اقتصادی طبقه‌ی متوسط تبدیل شده است — جایی که رؤیاهای کوچک زندگی مشترک، با قیمت واقعی یک بازار دست‌دوم سنجیده می‌شوند.


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

آخرین عناوین