
فلاح و آرامش؛ آغاز اختلاف
در این زمان، فرمانفرماییان همچنان رئیس دفتر اقتصادی سازمان برنامه بود. به روایت او، دکتر فلاح پیش از پذیرش مسئولیت ریاست سازمان برنامه، برای مشورت به این سازمان آمد و نظر او و چند نفر دیگر را جویا شد. فرمانفرماییان در پاسخ، صفی اصفیاء را گزینه مناسبتری برای این سمت دانست؛ فردی که سالها در سازمان برنامه حضور داشت، با امور آن آشنا بود و از حمایت و اعتماد همکاران برخوردار بود.
فلاح پس از این گفتوگو، سازمان برنامه را ترک کرد و دیگر بازنگشت. پس از او، دکتر آرامش که همسر خواهر جعفر شریفامامی بود، به این سمت منصوب شد.
فرمانفرماییان که از این انتصاب رضایت نداشت، ابتدا استعفا داد؛ اما از او خواسته شد بهجای استعفا، درخواست مرخصی کند. او در روایت خود میگوید در نهایت، با اصرار همکاران به دیدار آرامش رفت؛ دیداری که به گفته او، به تجربهای کمسابقه تبدیل شد.
آرامش در این ملاقات از فرمانفرماییان پرسید آیا به توصیه پدرش اعتقاد دارد. سپس به جملهای از فرمانفرما اشاره کرد: «تا در بازی نباشید چهار آس نمیآورید.»
فرمانفرماییان در پاسخ گفت: «آقا بازی من با بازی فرمانفرما فرق میکند. بازی او با بازی من فرق داشته است.»
به روایت فرمانفرماییان، آرامش پس از این گفتوگو شروع به گریستن کرد؛ واکنشی که مخالفت او با ادامه همکاری را نهتنها کاهش نداد، بلکه شدت بخشید.
استعفا و ادامه مخالفت
در نهایت، فرمانفرماییان درخواست مرخصی کرد و آرامش روی آن نوشت که او از تعطیلاتش بهطور متناوب استفاده کند. فرمانفرماییان که در آن زمان معنای واژه «متناوب» را نمیدانست، برای فهم آن به دنبال معنی رفت.
او در همین بخش از خاطراتش، به همکاری با خسرو هدایت نیز اشاره میکند؛ مدیری که در جلسات به سخنان او گوش میداد و پس از پایان جلسه، فهرستی از اشتباهات زبانیاش تهیه میکرد و شکل صحیح واژهها را در اختیارش میگذاشت.
فرمانفرماییان در ادامه میگوید استعفایش را ارسال کرد، اما استعفا پذیرفته نشد. صفی اصفیاء نیز از او خواست فعلاً در سازمان بماند تا شرایط روشن شود.
با این حال، او حاضر نبود به دفتر آرامش مراجعه کند و ترجیح میداد مستقیماً با اصفیاء کار کند. به گفته فرمانفرماییان، اصفیاء نیز در مقام معاون سازمان، در دفتر سابق خسرو هدایت مستقر شده بود و او هر روز گزارشهای خود را به اصفیاء ارائه میکرد، نه آرامش.
اتهام به آرامش و اعتراض فرمانفرماییان
فرمانفرماییان در ادامه خاطراتش به ماجرایی اشاره میکند که مخالفت او با آرامش را جدیتر کرد. به گفته او، یک پیمانکار فرانسوی در دفتر اقتصادی سازمان برنامه به وی مراجعه کرد و مدعی شد از طرف آرامش از او درخواست پول شده است.
فرمانفرماییان پس از شنیدن این موضوع، به دفتر اصفیاء رفت و نگرانی خود را مطرح کرد. او تأکید میکند که با افرادی که شناختی از آنها ندارد و احتمال وجود زدوبند در کارشان میدهد، حاضر به همکاری نیست.
آرامش نیز در ادامه، در مجلس علیه بانک بینالمللی و یوجین بلک، رئیس پیشین این بانک، موضعگیری شدیدی کرد و از دخالت او در امور ایران انتقاد کرد.
پس از نخستوزیری دکتر علی امینی، فرمانفرماییان در سفری به واشنگتن مأمور شد از یوجین بلک بابت اظهارات آرامش عذرخواهی کند؛ مأموریتی که به گفته او، انجام داد.
بازگشت به سازمان برنامه در دولت امینی
فرمانفرماییان میگوید پیش از نخستوزیری علی امینی، به دلیل آشنایی قبلی و خویشاوندی دور، مرتب به خانه او رفتوآمد داشت و درباره وضعیت سازمان برنامه با وی گفتوگو میکرد.
او در این دیدارها همواره بر ضرورت انتصاب صفی اصفیاء به ریاست سازمان برنامه تأکید میکرد؛ فردی که به گفته فرمانفرماییان، امینی شناخت چندانی از او نداشت.
پس از انتصاب اصفیاء، فرمانفرماییان به درخواست او، مسئولیت معاونت اقتصادی و مالی سازمان برنامه را پذیرفت. سپس اصفیاء از وی خواست برای انتصاب منوچهر گودرزی به معاونت اداری سازمان، موافقت نخستوزیر را جلب کند.
فرمانفرماییان با اشاره به سابقه مدیریتی و خدمات گودرزی در سازمان برنامه، توانست پس از گفتوگو و پیگیری، موافقت امینی را به دست آورد.
گودرزی و اصلاح ساختار اداری دولت
در ادامه، فرمانفرماییان به پیشنهادهای سازمان برنامه برای اصلاح ساختار اداری دولت در چارچوب برنامه سوم اشاره میکند. یکی از مهمترین این پیشنهادها، ایجاد دستگاهی مرکزی و مستقل بود که مستقیماً به نخستوزیر گزارش دهد و مسئولیت هماهنگی امور اداری دولت را بر عهده داشته باشد؛ نهادی که بعدها شورای عالی اداری نام گرفت.
به روایت او، هدف سازمان برنامه این بود که ریاست چنین نهادی به فردی سپرده شود که سابقه فعالیت در سازمان برنامه را داشته باشد. منوچهر گودرزی، به دلیل تخصص در امور اداری و تشکیلاتی و تجربه مدیریتی در سازمان برنامه، گزینه موردنظر فرمانفرماییان بود.
با این حال، موافقت امینی با این انتصاب آسان به دست نیامد؛ چراکه برخی از دوستان و همکاران قدیمی نخستوزیر، رقبای جدی گودرزی محسوب میشدند.
فرمانفرماییان در خاطرات خود، از گفتوگویی در مسیر همراهی با امینی یاد میکند که در آن، درباره ضرورت انتخاب فردی باتجربه و قابل اعتماد برای مسئولیت معاونت نخستوزیر به توافق رسیدند. او میگوید برای انتصاب گودرزی آنقدر پافشاری کرده بود که امینی سرانجام به او گفت: «تو که مرا کشتی، بسیار خوب این کار را خواهم کرد.»
در نهایت، منوچهر گودرزی به معاونت نخستوزیر و ریاست سازمان اداری و امور استخدامی کشور منصوب شد. فرمانفرماییان در پایان این روایت تأکید میکند که امینی بعدها به اصفیاء اعتماد زیادی پیدا کرد و از عملکرد گودرزی نیز رضایت کامل داشت.
پینوشت: قسمت دهم از مجموعه گزارشهای برگرفته از کتاب توسعه در ایران ۱۳۵۷ـ۱۳۲۰، بر اساس مصاحبههای خداداد فرمانفرماییان تنظیم شده است. (صص.۲۱۷ـ۲۱۳)
مطالب مرتبط


