يکشنبه 17 آبان 1405 شمسی /11/8/2026 11:34:13 AM

۱. روزنامه دنیای اقتصاد
تیتر: تولید در بحران
نویسنده: هاشم اورعی
در اقتصاد ایران درجا زدن پدیده جدیدی نیست. سال‌هاست اقتصاد کشور از رشد بی‌بهره بوده و از سال۱۳۹۷ موتور اقتصاد به‌دلیل کاهش سرمایه‌گذاری، تحریم، بی‌ثباتی و افزایش ‌نااطمینانی خاموش شده است. در سال ۱۴۰۳ کیک اقتصاد ایران به اندازه سال ۱۳۸۶ بازگشته و با توجه به افزایش جمعیت، سهم هر ایرانی کوچک‌تر شده است. البته با کاهش رشد اقتصادی در سال جاری دیگر به سختی می‌توان از واژه کیک اقتصادی استفاده کرد.
از سال۱۳۹۷ اقتصاد ایران از مرحله تورم بالا عبور کرده و به مرحله تورم‌های فزاینده وارد شده است. به‌رغم گذشت نزدیک به یک دهه شاهد آنیم که وضعیت اقتصادی کشور هر روز بحرانی‌تر می‌شود. طبق گزارش شهریورماه شاخص مدیران خرید که دماسنج شرایط تولید است رکوردهای تازه‌ای ثبت شده است. بخش اقتصاد کلان برای هجدهمین ماه متوالی با رکود مواجه است که خود رکورد تازه‌ای به شمار می‌رود. صنعت کشور نیز بر مبنای این گزارش برای یازدهمین ماه متوالی رشد منفی داشته که رکورد بی‌سابقه‌ای است. آمار و داده‌ها خبر از شرایط دشوار پیش‌رو می‌دهند. میزان سفارش‌ها، تولید، موجودی مواد اولیه و استخدام جملگی منفی‌‎اند و رکود شدیدی در بخش تولید کشور حاکم است. گویی تولید که باید منجی اقتصاد بحران زده کشور باشد، وارد مرحله زوال سیستماتیک شده است. شگفتا که در این شرایط تنها قیمت کالاها، خدمات و مواد اولیه روند صعودی دارند که خود موجب تعمیق رکود خواهد شد.

مرکز آمار ایران در آخرین گزارش خود نرخ رشد اقتصادی در پایان بهار را در مقایسه با دوره مشابه سال قبل منفی ۱۰.۱درصد اعلام کرد و تاسف‌بارتر اینکه رشد بخش صنعت به منفی ۱۴.۷درصد رسید و بدین ترتیب سیاه‌ترین بهار اقتصاد ایران رقم خورد. این مرکز نرخ تورم در ماه گذشته را ۷۶.۸درصد یعنی ۳درصد بیشتر از ماه قبل از آن اعلام کرده و بالاترین نرخ رسمی تورم از سال ۱۳۲۲ به ثبت رسید. تورم نقطه به نقطه نیز یعنی سطح قیمت‌ها نسبت به مهر سال قبل ۸۸.۷درصد اعلام شد. نکته‌ای که کمتر مورد توجه قرار گرفت این است که طبق اعلام مرکز آمار ایران نرخ تورم در روستاها، شهرهای کوچک و برای قشر کم‌درآمد بیشتر از کلان‌شهرها و دهک‌های بالای درآمدی بوده است. به این ترتیب معدل جامعه نه تنها هر روز فقیرتر می‌شود، بلکه اختلاف بین فقیر و غنی نیز هر روز بیشتر شده و زمان به سرعت به زیان صبر اجتماعی سپری می‌شود.

صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی رشد اقتصاد کشور در سال جاری را به ترتیب منفی ۷.۶ و منفی ۷.۸درصد پیش‌بینی می‌کنند که حاصل آن اضافه شدن نزدیک به ۳میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر است. سوال اصلی آن است که وقتی طی یک سال بخش مولد اقتصاد کشور یعنی صنعت نزدیک به ۱۵درصد کوچک شده، ۶۳۰هزار نفر از سهم ۳۳درصدی شاغلان کشور در این بخش کاسته شده و همه مولفه‌ها منفی و در انتظار شکسته شدن رکورد رکود دیگری هستیم، چگونه می‌توان در این مسیر ادامه داد و در انتظار معجزه نشست. این آمار بیانگر فرسایش اقتصادی ساختاری است و نه یک شوک موقت که بتوان آن را به جنگ و تحریم نسبت داد. جنگ علت اصلی بیماری اقتصاد ایران نیست، بلکه آینه‌ای است که ضعف‌های ساختاری را نمایان می‌کند. سایه جنگ نمی‌تواند برای همیشه جلوی اصلاحات ساختاری اقتصاد را بگیرد. به نظر می‌رسد اقتصاد ایران در بن‌بست قرار گرفته است. چشم‌انداز مطلوبی از افق آینده دیده نمی‌شود و جامعه بدون روایت آینده ممکن است؛ دوام بیاورد ولی قطعا رشد نمی‌کند.
مخلص کلام اینکه اقتصاد کشور به‌ویژه بخش تولید، به‌رغم همه شعارها، در سراشیبی تحلیل قرار دارد. وقت آن رسیده که طرحی نو دراندازیم. باید همین امروز بانک مرکزی آستین بالا زده و به جای آنکه نظاره‌گر واسطه‌گری بانک‌ها در خرید و فروش سکه و دلار باشد، نقدینگی را در اختیار واحدهای تولیدی برای تامین سرمایه در گردش قرار دهد. باید دولت به سازمان‌های امور مالیاتی، تامین اجتماعی و سایر دستگاه‌ها تکلیف کند که حداقل برای مدت یک‌سال دست از سر تولیدکننده بردارند و بسیاری بایدهای دیگر تا تولیدکنندگان با انگیزه مضاعف به فعالیت ادامه دهند. در غیر این صورت تنها باید شاهد تداوم سیر نزولی شاخص‌های کیفی اقتصاد ایران، یعنی کوچک‌تر شدن باقی‌مانده کیک اقتصادی بوده و با شکستن رکوردهای جدید رکود به دنبال راه چاره باشیم!


۲. روزنامه تعادل
تیتر: با بارش‌های فزاینده چه کنیم؟
نویسنده: مهدی زارع
طی روزهای اخیر احتمال وقوع سیلاب (به‌ویژه سیلاب ناگهانی) در بخش‌هایی از استان‌های غربی، جنوب‌ غربی و برخی مناطق شمالی و دامنه‌ای وجود دارد . بارش‌های آبان ۱۴۰۵ عمدتا فراتر از نرمال (به ‌ویژه نیمه غربی کشور) پیش‌‌بینی شده و بارها هشدار نارنجی و قرمز برای رگبار شدید، رعد و برق، طغیان رودخانه‌ها و سیلاب ناگهانی صادر شد. استان‌های چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، خوزستان، ایلام، لرستان، کرمانشاه، گیلان و بخش‌هایی از کردستان و ارتفاعات البرز در دوره‌های مختلف آبان تحت تاثیر بوده‌‌اند. گزارش‌هایی از آبگرفتگی معابر، سیلاب محلی (مثل رودهن) و امدادرسانی هلال‌احمر به ده‌ها نفر در چند استان نیز منتشر شده است. دلیل اصلی افزایش ریسک، الگوی بارش‌‌های شدید و کوتاه‌مدت (رگباری) به‌ جای باران ملایم و مداوم است؛ خاک خشک پس از دوره‌های کم ‌بارش، ظرفیت جذب پایینی دارد و رواناب سریع شکل می‌گیرد. البته توزیع بارش ناهماهنگ است و همه مناطق به یک اندازه در خطر نیستند. تجمیع بارش کشور در مقاطعی حتی کمتر از نرمال گزارش شده، اما شدت نقطه‌ای بالاست. خطر جدی‌ معمولا بر اساس الگوهای رایج سیلاب شهری در مناطق جنوبی و کم ‌ارتفاع شهرها و مسیل‌ها حاشیه رودخانه‌هاست. در تهران، شیب کلی به سمت جنوب یا دشت‌های پایین‌دست است. آب از ارتفاعات شمالی یا غربی سرازیر می‌شود و در نقاط پست جمع می‌شود. این مناطق اغلب بیشترین آسیب را می‌بینند. طبقات زیرین ساختمان‌ها، زیرزمین‌ها و پارکینگ‌های زیرزمینی به‌ دلیل نفوذ آب از معابر و عدم زهکشی مناسب، بسیار آسیب‌پذیرند. آبگرفتگی سریع می‌تواند تجهیزات، انبارها و دسترسی‌ها را مختل کند. متروها، تونل‌ها و زیرگذرها در صورت بارش شدید و انسداد زهکش‌ها یا بالا آمدن سطح آب، خطر آبگرفتگی جدی دارند . از سوی دیگر خطر آبگرفتگی معابر، زیرگذرها و تونل‌ها جدی است . همچنین باید توجه داشت که ضعف زیرساخت‌های زهکش‌های شهری، ساخت‌وساز در حریم مسیل‌ها و مدیریت نامناسب رواناب در مناطقی مانند رودهن عامل اصلی ریسک سیلاب است نه صرفا حجم باران. آنچه مردم باید بدانند، این است که از تردد و توقف در حاشیه رودخانه‌ها، مسیل‌ها و مناطق پست خودداری شود و به هشدارهای محلی توجه شود. چگونه این ‌بارش‌ها را به نفع کمبود آب به کار بگیریم و مشکل را به ظرفیت تبدیل کنیم؟

ایران با کمبود مزمن آب (ذخایر سدها در برخی مناطق بحرانی، افت سفره‌های آب زیرزمینی و هشدارهایی درباره تهران) روبه‌رو است، در حالی که بخش بزرگی از بارش‌ها تبخیر می‌شود یا به ‌صورت سیلاب هدر می‌رود. تبدیل سیلاب به منبع، رویکردی شناخته ‌شده و عملی است.
استحصال و ذخیره‌سازی آب باران: جمع‌آوری از سقف ساختمان‌ها، معابر و سطوح شهری در مخازن خانگی، محلی یا شهری. این آب می‌تواند برای آبیاری فضای سبز، مصارف غیرشرب یا حتی پس از تصفیه ساده برای برخی مصارف استفاده شود. مطالعات در ایران نشان داده‌اند پتانسیل قابل ‌توجهی برای کاهش وابستگی به منابع اصلی وجود دارد.

آبخوان‌داری و تغذیه مصنوعی سفره‌های زیرزمینی

هدایت کنترل ‌شده سیلاب به حوضچه‌های نفوذ، گودال‌ها یا سیستم‌های سنتی-مدرن برای نفوذ به زمین هم سیلاب را کاهش می‌دهد و هم ذخایر زیرزمینی را تقویت می‌کند .

روش‌هایی مانند نیم‌دایره‌ها، خطوط سنگی، بندهای خاکی کوچک و سیستم‌های گورآب-آب‌انبار سنتی.

مدیریت یکپارچه حوضه آبریز و سازه‌های کوچک کنترل سیلاب.

بندهای تاخیری و کنترل سیل در بالادست.

احیای روش‌های سنتی ایرانی -مانند گورآب و آب‌انبار- در ترکیب با فناوری مدرن.

ایجاد فضاهای سبز نفوذپذیر، باغ‌های بارانی و سطوح نفوذپذیر شهری برای کاهش رواناب.

اقدامات تکمیلی

بهبود زهکشی شهری و جلوگیری از ساخت‌وساز در مسیل‌ها.

افزایش راندمان آبیاری کشاورزی (قطره‌ای و غیره) تا آب ذخیره ‌شده بهتر استفاده شود.

برنامه‌ریزی قانونی و مشوق‌های دولتی برای استحصال آب باران (قوانین موجود در ایران بر افزایش استحصال تاکید دارند) .
این رویکردها همزمان دو مشکل را حل می‌کنند: کاهش خسارت سیل و افزایش موجودی آب قابل ‌استفاده در فصل خشک. تجربه کشورهای خشک‌تر و مطالعات ایرانی نشان می‌دهد با سرمایه‌گذاری هدفمند در مقیاس محلی و حوضه‌ای، بخش قابل‌ توجهی از رواناب قابل‌ استحصال است. بارش‌های فعلی پتانسیل سیلاب محلی و نقطه‌ای دارند و باید جدی گرفته شوند، اما با مدیریت درست می‌توان آنها را به فرصت تبدیل کرد.


۳. روزنامه کیهان
تیتر: اگر نمی‌توانید چرا در مسئولیت می‌مانید؟!
نویسنده: حسین شریعتمداری
ممکن است موضوع این یادداشت را در شرایط جنگی، بی‌مناسبت و یا کج‌سلیقگی تلقی کنید ولی اسناد غیر‌قابل انکاری در میان است که نشان می‌دهد چالش حجاب و عفاف یکی از اهرم‌های مورد استفاده دشمن در جنگ پیش‌روی است. به بیان دیگر، دشمن از کشف حجاب به عنوان یک اسلحه ویرانگر استفاده می‌کند و بی‌توجهی به این واقعیت تلخ، اگر ساده‌لوحانه نباشد -که گاهی هست- همراهی نا‌خواسته با دشمن در جنگ وحشیانه‌ای است که علیه کشورمان برپا کرده است. مسئولان محترم اگر در جریان نیستند، چرا در مسئولیت هستند؟! و اگر در جریان هستند، چرا به فکر چاره نیستند؟!
۱- ابتدا باید اذعان کرد که بسیاری زنان و دختران کشف‌حجاب‌‌کننده افراد پاکدلی هستند که از عمق ماجرا بی‌خبرند و به قول حکیمانه آقای شهیدمان: «‌کشف حجاب، حرام شرعی و حرام سیاسی است؛ هم حرام شرعی است، هم حرام سیاسی است. خیلی از کسانی که کشف‌حجاب می‌کنند نمی‌دانند این را؛ اگر بدانند که پشت این کاری که اینها دارند می‌کنند چه کسانی هستند، قطعاً نمی‌کنند؛ من می‌دانم. خیلی از اینها کسانی هستند که اهل دینند، اهل تضرّعند، اهل ماه رمضانند، اهل ‌گریه و دعایند، [منتها] توجّه ندارند که چه کسی پشت این سیاستِ رفعِ حجاب و مبارزه‌ با حجاب است. جاسوس‌های دشمن، دستگاه‌های جاسوسی دشمن، دنبال این قضیّه هستند. اگر بدانند، حتماً نمی‌کنند‌».
۲- وقتی این سؤال که پرسش توده‌های عظیم مردم مسلمان کشورمان است، مطرح می‌شود که مگر حفظ حجاب یک واجب شرعی و تکلیف قانونی نیست؟ بنابراین چرا مسئولان محترم با پدیده کشف حجاب و برهنگی مقابله نمی‌کنند؟! برخی از مسئولان می‌فرمایند: مقابله با بی‌حجابی در شرایطی که درگیر یک جنگ تمام‌عیار هستیم، به مصلحت نیست! و می‌تواند مقابله با دشمن را که موضوع و مسئله اصلی کشور است تحت‌الشعاع قرار دهد! این پاسخ، اگر برای فرار از مسئولیت نباشد! برداشتی ساده‌انگارانه است و یا خدای نخواسته، برخوردی مشکوک و همسو با طرح و نقشه دشمن! چرا که؛
الف- حفظ حجاب و پاسداشت عفاف یک واجب شرعی است، نظیر نماز و روزه و‌... آیا مسئولان محترم در میانه جنگ، نماز را ترک می‌کنند؟!
ب- ممکن است گفته شود که در برخی از شرایط خاص یک حکم و امر واجب نیز با حکم ثانویه کنار گذاشته می‌شود که باید گفت، صدور حکم ثانویه از اختیارات ولی فقیه است. آیا رهبر معظم انقلاب
و یا امام راحل و آقای شهید چنین حکمی صادر فرموده‌اند؟! همه شواهد حکایت از آن دارد که نه فقط چنین دستوری در میان نبوده است بلکه تاکید صریح بر حفظ حجاب و رعایت این واجب شرعی و قانونی نیز شده است.
ج- رعایت حجاب و عفاف یک وظیفه قانونی نیز هست و باید پرسید که آیا قانون‌شکنی در میانه جنگ آزاد است؟! و نباید از اقدام کسانی که قوانین رسمی کشور را نادیده گرفته و دست به هنجارشکنی می‌زنند جلوگیری شود؟!
د- استناد مسئولان به شرایط جنگی برای توجیه بی‌تفاوتی نسبت به این وظیفه الهی نیز قابل قبول نیست. چراکه بی‌تفاوتی مسئولان نسبت به این تکلیف ضروری که امام شهیدمان با عنوان «‌واجب شرعی و قانونی‌» از آن یاد کرده‌اند، منحصر به دوران جنگ نیست بلکه بی‌توجهی به این پدیده پلشت و خانمانسوز از چند سال قبل شروع شده بود و در ادامه به امروز رسیده است. آقای شهیدمان در فروردین ۱۴۰۳ و در دیدار رمضانی مسئولان نظام بر ساختگی و تحمیلی بودن چالش حجاب تاکید کرده و می‌فرمایند: «‌کسانی نشستند و نقشه کشیدند و برنامه‌ریزی کردند که حجاب بشود یک مسئله در کشورمان. در حالی که چنین مسئله‌ای در کشور وجود نداشت. مردم داشتند زندگی می‌کردند با شکل‌های مختلف‌». حضرت ایشان در ادامه بر شرعی و قانونی بودن حکم حجاب و ضرورت رعایت آن تاکید کرده و با اشاره به کانون بیرونی کشف حجاب و لزوم درک این نکته فرمودند: «‌امروز [‌دشمنان] روی مسئله برداشتن حجاب بانوان تلاش می‌کنند ولی این اول کار است. هدف این نیست. هدف دشمن آن است که وضع کشور را برگردانند به وضعیت قبل از انقلاب‌...». بنابراین به میان کشیدن پای جنگ برای توجیه ترک فعل برخی از مسئولان در انجام این وظیفه الهی نیز فاقد ارزش استنادی است و با عرض پوزش باید گفت که مسئولان محترم در چرخه فریب دشمن افتاده‌اند!
۳- و اما، آنچه در این میان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و به روال مرسوم بایستی در صدر این یادداشت می‌نشست، آن که؛ برخلاف نظر برخی از مسئولان محترم که تلاش برای رعایت حجاب و عفاف را در شرایط جنگی یک اقدام و حرکت فرعی می‌دانند‌(!)، کشف حجاب و دامن زدن به این پدیده خانمانسوز یکی از اهرم‌های مورد استفاده دشمن در جنگ ترکیبی پیش‌روی است. به بیان دیگر و بر اساس اسنادی که به آن اشاره می‌کنیم، دشمن از مقابله نظامی با ایران اسلامی شکست خورده و بخش قابل توجهی از توان خود را به جنگ در عرصه‌های اقتصادی و فرهنگی و مخصوصاً با تاکید بر گسترش پدیده بی‌حجابی دنبال می‌کند و عفت و پاکدامنی مردم‌، به ویژه جوانان را نشانه رفته است. از این روی، مقابله جدی و مسئولانه با این پدیده عفت‌سوز و خانمان‌برانداز، نه فقط منافاتی با شرایط جنگی ندارد، بلکه بخش تعیین‌کننده‌ای از دفاع مقدس و جنگ با دشمنان پلید مردم شریف این مرز و بوم نیز هست.
۴- حالا به چند نمونه از صدها نمونه مشابه دیگر که با صراحت بر قلم و زبان مقامات بلند‌پایه دشمن نشسته و از کشف حجاب با عنوان اهرم سرنوشت‌سازی در جنگ علیه کشورمان یاد می‌کنند، نگاهی بیندازید؛
مارتین ایندیک: دیگر وقت آن نیست که دانشجویان را به خیابان‌ها بکشانیم؛ بلکه باید چادر را از سر زنان برداشت و از این طریق می‌توان نظام اسلامی ایران را سرنگون کرد.
میشل هوئلیک نویسنده اسلام‌ستیز فرانسوی: جنگ بر ضد اسلام‌گرایی، با کشتن مسلمانان فایده‌ای ندارد، فقط با فاسد کردن آن‌ها می‌توان به پیروزی دست یافت. پس باید به جای بمب بر سر مسلمانان‌، دامن‌های کوتاه فرو بریزیم.
دیوید کیو مامور سابق سیا: مهم‌ترین حرکت در جهت براندازی جمهوری اسلامی، تغییر فرهنگ جامعه فعلی ایران است و ما مصمم به آن هستیم.
بنیامین نتانیاهو در گزارشی به کمیته اصلاح دولتی آمریکا: آمریکا می‌تواند با پخش سریال‌هایی که افراد زیبا‌روی جوان را در وضعیت‌های متنوعی از برهنگی نشان می‌دهند و زندگی‌های فریبنده و مادی‌گرایانه دارند و رابطه‌های بی‌قید جنسی برقرار می‌کنند یک انقلاب را علیه حکومت ایران به راه اندازد. این[سریال‌ها] واقعاً براندازانه هستند.
یکی از مشاورین و جاسوسان کاخ سفید: اگر ما بتوانیم این روسری را از خانم‌های ایرانی بگیریم و زنان ایرانی را به خیابان‌ها بکشانیم در نهایت، زنان ایرانی دیگر فرصتی برای تربیت فرزندانشان ندارند! آن‌وقت چیزی از اسلام و انقلاب در ایران باقی نخواهد ماند!
کنت دمارانش، رئیس سابق سازمان جاسوسی فرانسه در اظهاراتی به ریگان رئیس‌جمهور سابق آمریکا گفت: شما نمی‌توانید با یک عقیده به وسیله‌ تانک و هواپیما مبارزه کنید. شما باید با هر عقیده‌ای به وسیله عقیده بجنگید. این‌بار دشمن ما مذهب است‌... و ده‌ها نمونه دیگر از این دست که اشاره به همه آنها مصداق «‌مثنوی هفتاد من کاغذ‌»! است‌.


۴. روزنامه اطلاعات
تیتر: درباره وضع استثنایی کنونی
نویسنده: سید مسعود رضوی
مدتی توجه افکار و سیاست‌ها، نسبت به دو انتخابات ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونی در اسرائیل معطوف شد. طبعاً در هر دو انتخابات، تأثیر جنگ با ایران ـ یا بهتر است بگویم تجاوز به وطن عزیز ـ روشن و مشهود بود. تحلیل‌گران سیاست بین‌الملل در عرصه هر دو حکومت مذکور می‌توانند نتایج را تحلیل کنند و هر نتیجه‌ای بگیرند، اما آن نتیجه خالی از تأثیر ایران نخواهد بود.
مهم‌ترین وزن و مؤثرترین عامل در این دو رویداد، مقاومت ایران و رخدادهای مرتبط با تنگه هرمز، انرژی و جنگ ناعادلانه‌ای است که به ما تحمیل کردند. با تمام تبلیغاتی که شده بود، نتیجه را باید نوعی نارضایتی از ترامپ و نتانیاهو ارزیابی کرد.
اما مسائل ایران را باید فارغ از علل و اسباب یا خواست و اهداف خارجی مورد توجه و بررسی قرار دهیم. اگر قرار بر این باشد که نیروهای نظامی یا سیاستگران خارجی و یا تحولات درون کشورهای متخاصم، وضع و وزن سیاست و قدرت را در ایران تعیین کنند، دچار قفل‌شدگی و انفعال در داخل خواهیم شد.
امری که بسیاری از تحلیل‌گران خبره و با تجربه بارها در همین ماه‌ها و هفته‌های اخیر گفته‌اند. ما بر اساس منافع و منابع کشورمان تصمیم می‌گیریم و متناسب با امنیت و اهداف ایران، هر کاری لازم باشد باید انجام دهیم.
باری، نباید این تصور پیش آید که با این تغییرات در آمریکا و به ویژه در تل‌آویو، تحولی در تجاوز و جنگ بی‌رحمانه آنها علیه ایران رخ خواهد داد. البته بی‌تأثیر نیست، اما تجربه‌های گذشته نشان داده که اولا ترامپ به عنوان تصمیم‌گیر اصلی در واشنگتن، قابل پیش‌بینی نیست و هر تصمیم و ماجراجویی که در عالم سیاست عجیب باشد، ممکن است به دستور او اتفاق بیفتد.
دوم رژیم صهیون است که اهداف استراتژیک آن در ضدیت و تضعیف ایران و دشمنی قطعی با میهن و ملت و حکومت، هیچ تقلیل و کاهشی نخواهد داشت. در حقیقت اگر شیوه عوض شود، هدف تغییر نخواهد کرد و یک عبارت باید در ذهن همه نیروهای لشکری و سیاسی و امنیتی ایران تکرار شود: در مقابل قصابان تل‌آویو، یک لحظه نباید غفلت کرد؛ هر کاری از آنها بر می‌آید و برای هر جنایتی آمادگی دارند!
مسئله ایران، جبهه داخلی است و ما بارها درباره وحدت ملی و شراکت تمام جریان‌های سیاسی و اصناف و طبقات اجتماعی با هر سلیقه و شیوه و سطحی از زیست و معیشت گفته و نوشته‌ایم. اکنون در روزهای سرنوشت‌سازی به سر می‌بریم. امکان سنجی رویدادها به ما می‌گوید که می‌توانیم با دقت و سنجیدگی، بازیگردان رویدادها باشیم.
همچنان‌که ممکن است ناچار به واکنش سخت در برابر حملات دشمنان ایران هم باشیم. در هر صورت، پشتیبانی مردم و همبستگی ملی، امری غیرقابل چشم پوشی است. اگر مردم، یعنی اکثریت قاطع و عظیم ملت ایران، موافق و مؤید و پشتیبان مقاومت و نبرد نباشد، توالی رویدادها ممکن است سمت و سوی دیگری پیدا کند. مشارکت مردم، همواره موجب برکت و قدرت نظام جمهوری اسلامی و رویش نیروهای تازه‌نفس و ابداعات بی‌سابقه بوده و هست. حتی در آمریکا، افکار عمومی و رأی مردم بود که رویگردانی از ترامپ را به عنوان یک رئیس‌جمهور خودشیفته و شکست خورده، در مقابل چشم جهانیان به نمایش گذاشت.
در ایران، زندگی و معیشت ملت با مشی و مشیّت دولت و حکومت، پیوندی ناگسستنی پیدا کرده است. بخش خصوصی، تعاونی‌ها، خیریه‌ها و همیاری‌های محلی و بومی، به دلایلی تضعیف شده و کارآیی لازم را ندارند. چرایی و دلایل آن را به وقت دیگری واگذار می‌کنم.
اما وسعت تاثیرگذاری بخش دولتی و نیروهای مرتبط با مدیریت کلان و دیوانسالاری اداری و اقتصادی، بزرگتر از آن است که بخش خصوصی و تعاونی‌ها و خیریه‌ها بتوانند در مقابل آن عرض اندام کنند. ویژگی خاصی که موجب شده همه نخ‌های اقتصاد و جامعه و فرهنگ و مشاغل به نخ دولت و نهادهای حکومتی وصل شود. اگر تغییری در بالا پدید آید، به سرعت بر کل نظام معیشت و روابط اجتماعی و تکانه‌های فرهنگی و روانی مردم اثر خواهد نهاد. پس تصمیم‌گیری، در این شرایط، باید ملت و شرایط آن را با جزئیات لحاظ کند. مقاومت اصل است، مردم نمی‌توانند برکنار بمانند و جنگ و مقاومت را تنها به نیروهای مسلح و حکومت بسپارند. قاطبه مردم ایران، خواسته و ناخواسته درگیر این جنگ و در تقابل با دشمنان سرزمین هستند. پس باید در تحول و سویه‌ای که رویدادهای جاری و تصمیم‌های آتی برجای خواهد نهاد، وزن و اهمیت کافی داشته باشند و آن اثرگذاری را احساس کنند. هرگونه نادیده‌انگاری، اقلیت‌پروری و کنارزدن مردم، می‌تواند نتایجی داشته باشد که نیاز به بیان آن نیست.
اقلیت پرسروصدایی که به خود اجازه می‌دهد حتی در مقابل ستادهای نظامی کشور، مداخلات شعاری و اختلالات و تفرقات اجتماعی ایجاد کند، نمایش حقیرانه‌ای دارد که در تاریخ ثبت خواهد شد.
این اندک جماعت پرهیاهو، از حضور گسترده مردم در صحنه دفاع از میهن و همیاری به دولت و ملت، بیمناک هستند، ولی منظور اصلی آنها، تعیین تکلیفی دروغین برای حرکت به سوی کسب قدرت، به نام ارزش‌ها و آرمان‌های مقدس و ملی است. ژست نامربوط آنها، آرام آرام، از یک نمایش خسته‌کننده، به آزار و زیاده روی در لحظات حساس تاریخی رسیده است. تصور می‌کنم تغییر رویکرد در مورد این جماعت از یک سو، و هم صدایی و دلجویی و تکیه به پیوندهای اصیل تاریخی و فرهنگی ملت بزرگ، موثرتر و مطمئن‌تر از این ریسمان‌های پوسیده خواهد بود.
علامه بیدل دهلوی گوید:
بر زبان، راست روان را نرود حرف خطا
خامه ظاهر نکند جز سخن دلکش را
کینه‌سازی، المی نیست که زایل گردد
روز و شب سینه پر از تیر بود ترکش را


۵. روزنامه اعتماد
تیتر: در آستانه فردا با جامعه امروز
نویسنده: علی ربیعی
این روزها با نگاهی به جامعه، شرایط تعلیق، انتظار و دلشوره برای آینده وطن را می‌توان شاهد بود. حس‌های گوناگون از غرور و مقاومت تا نگرانی از چگونگی پایان این شرایط. با مرور تاریخ سیاسی- اجتماعی از اشغال ایران توسط متفقین تا تاریخ متاخر دهه شصت به این ‌سو، این نکته قابل مشاهده است که روحیه ملی، میزان امید به آینده و اعتماد به حاکمیت، رابطه مستقیم با ماندگاری ایران و مانع شکل‌گیری ایده امکان تجاوز به کشور دارد.از طرفی جامعه به این ادراک رسیده که زیستن در جهان معاصر، بیش از هر زمان دیگری تجربه نوعی «تنهایی ساختاری» در پهنه بین‌الملل است. در جهان بی‌رحمی که الگوهای همبستگی پیشین رنگ باخته و بازی قدرت‌ها عریان‌تر از همیشه پیش چشم بشر قرار گرفته، منافع ملی هر کشوری اولویت آن کشور است. هیچ کشوری منافع ملی خود را برای کشور دیگر قربانی نمی‌کند. این امر بیش از پیش آنجایی عیان شد که حتی کشورهایی که انتظار نمی‌رفت، در بحبوحه بحران منافع ملی خود را بر هر چیز دیگری رجحان می‌دهند. در چنین شرایطی، احتمال سایه افکندن جنگ نیز اضطرابی فلج‌کننده و شبانه‌روزی را بر روان جمعی تحمیل می‌کند و در این میان، این خود جامعه است که باید مقاومت کند و بزرگ‌ترین سد دفاعی را بسازد.
۱. چه چیزی وسوسه تجاوز را برمی‌انگیزد؟ امنیت یک سرزمین در خلأ شکل نمی‌گیرد و طمع بیگانگان نیز تصادفی برانگیخته نمی‌شود. وقتی ساختارها در پاسخ به نیازهای انباشته ناکام بمانند.

گسست میان زیست‌جهان شهروندان و تصمیم‌سازان عمیق‌تر شود و سرمایه اجتماعی (اعتماد نهادی، امید به آینده و انسجام درونی) آسیب ببیند، سیگنالی هشداردهنده به بیرون مخابره می‌شود. من معتقدم آنچه راهبرد بازدارندگی را آسیب‌پذیر می‌کند، صرفا توازن سخت‌افزاری تسلیحات نیست، بلکه فرسایش «پیوستگی ملی» و درک آسیب‌پذیری درونی است. هر زمان بیگانگان چنین تصور کنند که فاصله‌ای میان اراده‌های جمعی و سازوکارهای موجود ایجاد شده، وسوسه مداخله، تحمیل اراده و سناریوهای تجاوزکارانه امکان رشد می‌یابند.

۲. درس تاریخی: چرا بوش پدر وارد خاک ایران نشد؟- پاسخ به این پرسش که چرا در برهه‌های حساسی همچون تحولات پس از جنگ خلیج‌فارس و حوادث منطقه‌ای مشابه، دولت امریکا و استراتژیست‌های نومحافظه‌کار، در انتخاب حمله به ایران یا عراق، جرات ورود به تقابل مستقیم با ایران را نیافتند، درس بزرگی برای امروز دارد. با توجه به مطالعات و تجربه زیسته‌ام، بر این باورم که در آن دوران، ایران تازه از دل ۸ سال دفاع سنگین و فرسایشی بیرون آمده بود؛ جنگی که در آن تمامیت ارضی کشور با وجود تفاوت‌ها و رنج‌ها، متکی بر یک «اراده پیوسته ملی و مادی‌سازی همبستگی عمیق مردمی» حفظ شده بود. ارتش‌های متجاوز نه از دیوارهای سیمانی، بلکه از انسجام همدلانه یک جامعه می‌هراسند. نیروی بازدارنده آن زمان، آگاهی دشمن از شکست‌ناپذیری جامعه‌ای بود که برای دفاع از خانه خود آماده بود. این همان نقطه ثقل است. قدرت واقعی یک کشور نه در ویترین‌های تسلیحاتی، بلکه در عمق پیوند جامعه با حق تعیین سرنوشت خود نهفته است.

۳. انباشت فقدان: از دست رفتن‌های خاموش- وقتی با نگاهی تاریخی به جامعه می‌نگریم، آمارها از بیان ابعاد واقعی رخدادها قاصرند. چند دهه است که مردم در مقابل انواع حملات آشکار و پنهان ایستاده‌اند. رنج جامعه ما در دهه‌های اخیر تنها با سنجه‌های متعارف اقتصادی قابل اندازه‌گیری نیست. فرسایش ناشی از تحریم‌های همه‌جانبه، تنگناهای ساختاری و انزوای اقتصادی، سهمگین‌ترین ضربه را به «زیرساخت انسانی» این سرزمین وارد ساخته است.

- کودکی‌هایی که در سایه کمبودها، دارونایابی و ناامنی روانی گم شدند.

- جوانی‌هایی که پتانسیل خلاقیت، بالندگی و جهان‌گشایی‌شان پشت سدهای معیشت روزمره و محدودیت‌ها مستهلک شد.

- و جان‌های عزیزی که در همین دو جنگ اخیر و دسیسه‌ها از کف رفتند.

این رنج مشترک، سرمایه عاطفی عظیمی از سوگ فروخورده را در جامعه تلنبار کرده است.

۴. امروز چه عنصری وطن را حفظ کرده است؟- در میانه تمام فشارهای معیشتی، بحران‌های روانی و سایه شوم تهدیدهای خارجی، پرسشی بنیادین وجود دارد: چه چیزی تاکنون شیرازه این جامعه را حفظ کرده است؟

به باور من، آنچه ایران را در برابر توفان‌ها سرپا نگه داشته است، یک «شبکه همبستگی ژرف مدنی» دلبستگی عمیق به ریشه‌های تمدنی، هویت ایرانی و خرد جمعی مردم در پرهیز از فروپاشی است. این جامعه دریافته است که هزینه هرج‌ومرج و ویرانی زیرساخت‌های ملی جبران‌ناپذیر است؛ از این رو با صبوری تاریخی و تاب‌آوری حیرت‌انگیز خود، سنگربان صیانت از کالبد ایران مانده است. این سنگربانی از سوی همه جامعه ایران است. از دانشگاه و هنر تا کارخانه؛ نه صرفا بخشی که در قاب‌های رسمی نشان داده می‌شود.

۵. بازگشت به ریشه‌ها: برای مردم و به خاطر مردم- بی‌تردید، فلسفه انقلاب اسلامی ایران برای مردم بوده است. این روزها دفاع، مقاومت و ایستادگی در همین راستا قابل تبیین است. اصولا هر دگرگونی تاریخی و انقلابی، در ابتدا پاسخی است به آرمان عدالت، آزادی، کرامت و استقلال مردمانش؛ نظامی که شکل می‌گیرد مشروعیت، هویت و دلیل وجودی‌اش را تنها از این عهد با جامعه می‌گیرد، برای مردم و به خاطر آنها.

فراموش کردن این اصل، به معنای نادیده گرفتن ریشه‌های وجودی هر سامانه سیاسی‌ای است. حفظ جامعه در دنیای متلاطم امروز ممکن نیست مگر با رجوع بی‌پیرایه به همان غایت بنیادین. خدمت به حیات، رفاه و عزت تک‌تک شهروندان. امروز نیز خروج از بحرانی‌ترین سال‌های تاریخی این سرزمین بدون بازگشت عمیق و آگاهانه به این ریشه‌ها ممکن نیست.

۶. چگونه و با کدام درک از تنوع می‌توان انسجام جامعه را حفظ کرد؟ اشتباهاتی که در سال‌های گذشته در سیاستگذاری‌ها و اقداماتی که بدون در نظر گرفتن تغییرات اجتماعی و نگرش‌های جامعه صورت گرفت، شرایطی را پدید آورد و جامعه دچار التهاباتی شد. اینچنین زمینه‌سازی ذهنی و هوس حمله به ایران در درون رژیم اسراییل و امریکا شکل گرفت. باید درس بگیریم. اکنون این ماییم و فردای ایران. برای عبور سالم از دالان خطرات، نیازمند یک پارادایم شیفت (تغییر بنیادین الگو) در نگاه به جامعه هستیم:

الف. پذیرش تنوع ساختاری و فرهنگی: جامعه امروز ایران متکثر، مدرن، پویا و واجد سبک‌های زندگی و نظام‌های ارزشی گوناگون است. تحمیل یکدستی و اصرار بر یکسان‌سازی، بزرگ‌ترین تهدید برای همبستگی است. جامعه زمانی متحد می‌شود که تمام تفاوت‌ها در زیر چتر «حقوق برابر شهروندی» به رسمیت شناخته شوند.

ب. فهم نسل‌های نو و مطالبات مشروع: نسل‌های جدید خواستار پیوند با جهان، دسترسی به فناوری‌های نوین، کیفیت زندگی، اقتصاد پیش‌بینی‌پذیر و آزادی‌های فردی و اجتماعی در چارچوب حاکمیت قانون هستند. فهم این مطالبات نباید با عینک امنیتی، بلکه باید با نگاه توسعه‌گرا صورت بگیرد.

ج. بازسازی سرمایه اجتماعی از طریق عدالت و گشایش: برای ناامید کردن متجاوزان، راهی جز افزایش سرمایه اجتماعی و ایجاد همدلی و گسترش عاطفه با جامعه نیست. از سیاست‌های تقابلی که صدای آن- حتی در میانه ناامنی و نگرانی از جنگ هم- بلند شنیده می‌شود باید اجتناب کرد. هنوز هم تقسیم کردن جامعه، به عقب راندن آدم‌ها از حضور و باز هم خالص‌سازی، درس نگرفتن از شهدایی که قبلا ردصلاحیت شدند و... دیده می‌شود. بازسازی امید ملی نیازمند اصلاحات شجاعانه، شفافیت، باز کردن فضا برای نخبگان واقعی و چرخش مسالمت‌آمیز ایده‌هاست. وقتی شهروند حس کند صدایش شنیده می‌شود و در تعیین آینده سهیم است، خود به نفوذناپذیر‌ترین سنگر دفاع از امنیت ملی بدل می‌شود.

ایران را سازوبرگ‌های نظامی به تنهایی حفظ نمی‌کنند؛ ایران زمانی در امان می‌ماند که خانه امید همه فرزندانش باشد. امروز باید به این حقیقت اعتراف کرد که تنها راه خنثی‌ کردن طمع دشمنان و بستن منافذ تهدید، عمیق‌تر کردن رابطه با جامعه در تمام شوون، جلوگیری از هرگونه شکاف‌، شنیدن همه صداها و همصدایی و با مردمی است که قرن‌هاست این تمدن را بر شانه‌های خسته، اما استوار خود حمل کرده‌اند. درخشش آینده ایران، دقیقا در گروی همین انتخاب تاریخی است.


۶. روزنامه آرمان ملی
تیتر: برتری ایران در مذاکرات
نویسنده: حسن هانی‌زاده
مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد پایتخت پاکستان در حالی آغاز شد که ایران در نبرد ۴۰ روزه با آمریکا و رژیم صهیونیستی توانست با برتری میدانی و پایداری و تاب‌آوری ملی تجاوزگران را شکست دهد. تجربه ۴۷ سال گذشته نشان داد که طرف آمریکائی در هیچ مقطعی قابل اعتماد نبوده و عدم پایبندی خود را به توافقنامه‌ها ثابت کرده است.

در سال ۱۳۵۸ مذاکرات ایران و آمریکا در الجزیره پایتخت کشور عربی الجزایر، طرفین به یک توافق کلی در رابطه با احترام حق حاکمیت ایران و ازاد‌سازی دارائی‌های بلوکه شده ایران در آمریکا دست یافتند، اما این توافقنامه از سوی دولت‌های بعدی آمریکا نادیده گرفته شد. در سال ۲۰۱۵ میلادی نیز پس از یک سلسله مذاکرات نفس‌گیر و پیچیده بین ایران و کشور‌های ۱+۵ همه طرف‌ها به یک توافق جامع پیرامون موضوع هسته‌ای ایران دست یافتند، اما در سال ۲۰۱۸ میلادی دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا در میان شگفتی ناظران بین‌المللی از این توافقنامه خارج شد.

در طول یکسال اخیر نیز ایران چندین دوره مذاکره جدی با طرف آمریکائی در ژنو سوئیس، رم ایتالیا و مسقط پایتخت پادشاهی عمان انجام داد، اما آمریکا در میانه مذاکرات به ایران حمله کرد. رفتار‌های تهاجمی آمریکا و بی‌توجهی این کشور به قوانین بین‌المللی نشان می‌دهد که جهان با پدیده خطرناکی تحت عنوان قانون جنگل که نماد آن دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا است مواجه است.

اکنون پس از تهاجم وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران که منجر به شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی و ده‌ها تن از مقامات کشوری و لشکری شد با رشادت دلیرانه نیرو‌های مسلح، تاب‌آوری ملی و حضور مردم دلیرایران در کف خیابان‌ها، جمهوری اسلامی توانست بر دشمن غلبه کند.
یکی از عوامل پیروزی ملت بزرگ ایران در جنگ ۴۰ روزه تسلط نیرو‌های مسلح بر تنگه راهبردی هرمز بود که از اقتصاد جهانی به عنوان اهرم فشار بر آمریکا استفاده کرد. ایران در طول نزدیک به ۵ دهه گذشته به‌صورتی یکجانبه امنیت دریانوردی را در تنگه هرمز تامین کرد بدون اینکه عوارضی از عبور کشتی‌های نفت کش دریافت کند. در حالی که قوانین بین‌المللی این اجازه را به ایران می‌دهد که از کشتی‌های عبوری عوارض دریافت کند همچنان‌که این قوانین درکانال سوئز مصر، کانال پاناما، تنگه داردانل ترکیه ساری و جاری است.

انتظار می‌رفت که مجلس شورای اسلامی و نهاد‌های مربوطه حاکمیتی از ده‌ها سال پیش موضوع گرفتن عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز را در دستور کار خود قرار می‌دادند، اما متاسفانه این اتفاق رخ نداد. اکنون که مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد آغاز شده هیات ایران باید بر ضرورت حضور نماینده سازمان ملل به عنوان نهاد جهانی تضمین کننده توافقات بین‌المللی در جلسات مذاکرات اسلام‌آباد تاکید کند. هیات مذاکره کننده ایرانی باید در مذاکرات اسلام‌آباد یک جدول زمانی برای اجرایی کردن هر یک از توافقات احتمالی تعیین کند، زیرا ایران از یک منظور طرف پیروز جنگ در این مذاکرات شرکت کرده و باید در اعمال خواسته‌های خود دست بالاتری داشته باشد.

 

۷. روزنامه جهان اقتصاد
تیتر: ضرورت توسعه تجارت آنلاین
نویسنده: علی لشکری
ورود به عرصه برندسازی مستلزم برخورداری از زیرساخت‌های مشخص در زمینه استانداردهای تولید، خدمات فروش، ارتباط با مشتریان و مدیریت یکپارچه فرایند تولید و خدمات پس از فروش است.
ایجاد چنین زیرساخت‌هایی به سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی منظم نیاز دارد و همه واحدهای تولیدی، به‌ویژه واحدهای کوچک، امکان اجرای آن را ندارند.
در چنین بستری، هم اکنون حدود ۹ تا ۱۰ هزار واحد صنفی کوچک در صنعت کفش کشور فعالیت می کنند.
با وجود ظرفیت‌های تولیدی این صنعت، بسیاری از مصرف‌کنندگان ایرانی با برندهای داخلی آشنایی کافی ندارند. در سال‌های گذشته، برخی برندهای شناخته‌شده داخلی توانسته‌اند جایگاه خود را در بازار تثبیت کنند، اما توسعه برندسازی در این حوزه، همچنان به اقدامات گسترده‌تری نیاز دارد.
ایجاد برندهای بزرگ و توانمند می‌تواند علاوه بر افزایش فروش در بازار داخلی، زمینه توسعه صادرات را نیز فراهم کند.
از سوی دیگر، برخی واحدهای تولیدی در سال‌های اخیر اقدامات موثری را برای توسعه فروش اینترنتی به انجام رسانده‌اند. این کسب‌وکارها به‌ویژه پس از همه‌گیری کرونا و افزایش فرهنگ خرید اینترنتی در جامعه، توانسته‌اند سهم فروش آنلاین خود را افزایش دهند.
این روند در صنعت پوشاک نیز آغاز شده و برخی برندهای مطرح با توسعه فعالیت اینترنتی در کنار فروشگاه‌های فیزیکی، به دنبال گسترش بازار خود هستند. انتظار می‌رود فروش آنلاین در سال‌های آینده سهم بیشتری از بازار را به خود اختصاص دهد.
توسعه تجارت آنلاین به زیرساخت‌هایی از جمله سرعت و کیفیت اینترنت، خدمات فروش مناسب و مدیریت ارتباط با مشتریانCRM) وابسته بوده و تحقق ظرفیت‌های این حوزه به هماهنگی میان این عوامل نیاز دارد.
توسعه این شیوه فروش می‌تواند به افزایش دسترسی تولیدکنندگان به مشتریان و بهبود فروش صنعت کفش کمک کند؛ هرچند بهره‌گیری موثر از این ظرفیت، نیازمند تقویت زیرساخت‌ها و توجه جدی‌تر به برندسازی است.


۸. روزنامه ایران
تیتر: فرصت طلایی برای تحول
نویسنده: نصرالله عبداللهی
تعویق جام ملت‌های فوتبال آسیا بهترین فرصت برای ارزیابی بازیکنان، افزایش هماهنگی و آماده‌سازی تیم ملی برای کسب قهرمانی است. فوتبال ایران بازیکنان جوانی دارد که می‌توانند از این فرصت زمانی برای رسیدن به سطح تیم ملی بزرگسالان استفاده کنند و جایگاه مناسبی در ترکیب این تیم به دست بیاورند.
نمونه این ظرفیت را می‌توان در فهرست ۲۳ نفره تیم ملی امید در بازی‌های آسیایی ناگویا مشاهده کرد. هرچند این تیم به نتیجه موردنظر نرسید و از مرحله مقدماتی صعود نکرد، بازیکنانی مانند محمد خلیفه، امین حزباوی، دانیال ایری و امیرمحمد رزاقی‌نیا نشان دادند از توانایی‌های فنی مناسبی برخوردارند. فوتبال ایران باید از ظرفیت نسل بعدی خود به بهترین شکل استفاده کند و زمینه حضور این استعدادها در تیم بزرگسالان را فراهم آورد. امیر قلعه‌نویی می‌داند تزریق بازیکنان جوان می‌تواند تیم ملی را نه‌تنها برای جام ملت‌های آسیا، بلکه برای جام جهانی ۲۰۳۰ نیز آماده کند. هرچند تداخل زمانی این رقابت‌ها با مرحله مقدماتی جام جهانی ممکن است برنامه‌ریزی را دشوارتر کند، چنین مسیری در نهایت به یکدست‌تر شدن و افزایش هماهنگی تیم کمک خواهد کرد. البته دعوت از بازیکنان جوان به معنای کنار گذاشتن مهره‌های باتجربه نیست. تیم ملی برای موفقیت در یک تورنمنت بزرگ به ترکیبی متوازن از تجربه و انگیزه نیاز دارد. این توازن زمانی شکل می‌گیرد که جوان‌ها پیش از روزهای پایانی آماده‌سازی، فرصت حضور در اردوها و مسابقات ملی را پیدا کنند. یک سال فرصت می‌تواند به کادر فنی امکان ارزیابی استعدادهای جوان، برگزاری اردوهای هدفمند و ایجاد رقابت در پست‌های مختلف را بدهد. اگر قرار است تغییر نسل اتفاق بیفتد، نباید آن را به روزهای نزدیک به جام ملت‌ها موکول کرد. تعویق یک‌ساله همچنین معادلات برنامه‌ریزی فوتبال ایران را تغییر می‌دهد و فرصت برگزاری منظم‌تر لیگ برتر و حتی جام حذفی را فراهم می‌کند؛ فرصتی که بازیکنان جوان باید به بهترین شکل از آن بهره ببرند.
البته کم‌کاری در رده‌های پایه به اندازه‌ای بوده که تحقق آسان آرزوهای فوتبال ایران در رده بزرگسالان و دستیابی به قهرمانی در ریاض را دشوار می‌کند. در این شرایط، سرمربی باید اختیار کامل در انتخاب بازیکنان و اعضای کادر فنی داشته باشد. قلعه‌نویی با برخورداری از تجربه فراوان، براساس تفکرات و سیستم فنی خود تیمش را هدایت می‌کند. جامعه فوتبال نیز باید به او اعتماد کند تا برنامه جوانگرایی را با اختیار و مسئولیت‌پذیری پیش ببرد و تیمی آماده برای قهرمانی بسازد.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

آخرین عناوین