خداداد فرمانفرماییان که از سالها پیش به اقتصاد و برنامهریزی در کشورهای در حال توسعه علاقه داشت، در پاییز ۱۹۵۶ با ابوالحسن ابتهاج، رئیس وقت سازمان برنامه، آشنا شد. این ملاقات در جمعی از دانشجویان ایرانی در نیویورک اتفاق افتاد؛ جایی که ابتهاج درباره فعالیتهای سازمان برنامه در ایران سخنرانی کرد. توضیحات او برای فرمانفرماییان که از پیش به برنامهریزی اقتصادی علاقهمند بود، جذابیت داشت و زمینه آشنایی بیشتر آن دو را فراهم کرد.
فرمانفرماییان در روایت خود میگوید علاقهاش به برنامهریزی اقتصادی به دوران تحصیل بازمیگشت. او در کنار مطالعه اصول علم اقتصاد، درباره برنامهریزی در کشورهای عقبمانده و در حال توسعه نیز تحقیق کرده بود و از همان زمان به دنبال فرصتی برای فعالیت در این حوزه در ایران بود. او حتی سالها پیش از آنکه مسئولیت ریاست دفتر اقتصادی سازمان برنامه را بر عهده بگیرد، در گفتوگویی با دوستش، رضا مقدم، از علاقه خود به ایفای نقشی در برنامهریزی اقتصادی کشور سخن گفته بود.
پیشنهاد ابتهاج و بازگشت به ایران
نخستین ملاقات فرمانفرماییان با ابتهاج در پاییز ۱۹۵۶ انجام شد؛ زمانی که بیش از دو سال از ریاست ابتهاج بر سازمان برنامه میگذشت. فرمانفرماییان در آن مقطع در دانشگاه هاروارد فعالیت پژوهشی داشت، درباره مسائل اقتصادی تحقیق میکرد، مقالهای درباره ایران نوشته بود و در کنار پژوهش، به تدریس نیز میپرداخت.
در جریان سفر به ایران، ابتهاج او را به مهمانیای در هتل دربند دعوت کرد؛ جایی که خود در آن اقامت داشت. در این دیدار، ابتهاج از فرمانفرماییان خواست به ایران بازگردد و در ایجاد یک دفتر اقتصادی با کمک بانک بینالمللی بازسازی و توسعه مشارکت کند. فرمانفرماییان از این پیشنهاد استقبال کرد، اما در آن زمان تصمیم داشت فعالیت دانشگاهی خود را ادامه دهد.
او سرانجام فعالیت دانشگاهی خود را در دانشگاه پرینستون آغاز کرد، اما پیشنهاد ابتهاج همچنان پابرجا بود. ابتهاج برای پیشبرد موضوع بازگشت او، با لیچفیلد، از پیمانکاران شناختهشده سازمان برنامه و از آشنایان خود، تماس گرفت. لیچفیلد نیز با رئیس دانشگاه پرینستون درباره بازگشت فرمانفرماییان به ایران گفتوگو کرد.
به روایت فرمانفرماییان، رئیس دانشگاه با این تصمیم موافقت کرد و به او اجازه داد پیش از پایان سال تحصیلی به ایران بازگردد. همچنین مقرر شد موقعیت دانشگاهی او برای یک سال دیگر حفظ شود تا در صورت تمایل بتواند دوباره به پرینستون بازگردد. به این ترتیب، امکان بازگشت او به ایران فراهم شد.
انتخاب همکاران برای دفتر اقتصادی
تشکیل دفتر اقتصادی به فراهمکردن نیروی کارشناسی مناسب نیاز داشت. ابتهاج از فرمانفرماییان خواست دانشگاههایی را معرفی کند که سازمان برنامه بتواند برای همکاری با آنها وارد مذاکره شود. فرمانفرماییان دانشگاههای هاروارد و پرینستون را پیشنهاد کرد و ادوارد میسون، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد و رئیس مرکز لتاور، را برای این همکاری معرفی کرد.
میسون نیز کنت هنسن را پیشنهاد داد. هنسن برای گفتوگو با فرمانفرماییان به پرینستون رفت تا زمینه همکاری احتمالی او در دفتر اقتصادی بررسی شود.
هنسن از نظر سنی هشت تا نه سال از فرمانفرماییان بزرگتر بود و تحصیلات رسمی محدودی داشت؛ مدرک کارشناسی اقتصاد، بخش اصلی تحصیلات دانشگاهی او را تشکیل میداد. بااینحال، تجربه گستردهای در امور دولتی داشت. او در دوران جنگ جهانی دوم در ارتش آمریکا خدمت کرده بود و پس از جنگ نیز مسئولیتهایی مرتبط با طرح مارشال، بهویژه در اتریش و برخی کشورهای دیگر، بر عهده داشت.
فرمانفرماییان در ارزیابی هنسن میان دانش نظری اقتصاد و توانایی اجرایی او تفاوت قائل میشد. به گفته او، هنسن در نظریه اقتصادی دانش چندانی نداشت، اما فردی باهوش، سریعالانتقال و برخوردار از مهارتهای اداری بود. تجربه او در برنامهریزی عملی و شناخت چگونگی طراحی و اجرای برنامهها، از نقاط قوتش به شمار میرفت. فرمانفرماییان همچنین بعدها دریافت که هنسن فردی بسیار منظم بود و ساعتهای طولانی کار میکرد.
او ارزیابی خود از هنسن را در تلگرافی به ابتهاج منعکس کرد. ابتهاج نیز با پیشنهاد میسون برای اعزام هنسن به تهران موافقت کرد.
قرارداد سهجانبه و اعزام مشاوران
همکاری برای تشکیل دفتر اقتصادی در قالب قراردادی سهجانبه میان سازمان برنامه، بنیاد فورد و دانشگاه هاروارد شکل گرفت. قرارداد ابتدا برای دو سال تنظیم شد و سپس برای دو سال دیگر تمدید شد. هدف آن، انتخاب و اعزام گروهی از متخصصان بهعنوان مشاوران دفتر اقتصادی سازمان برنامه بود.
در این سازوکار، بنیاد فورد هزینهها را تأمین میکرد و ادوارد میسون مسئول انتخاب و نظارت بر مشاوران بود. فرمانفرماییان پیش از بازگشت به ایران، بهجز هنسن، با مشاوران دیگر مصاحبه نکرده بود. در ادامه، اطلاعات مربوط به تحصیلات و سوابق کاری افراد پیشنهادی برای او و همکارانش فرستاده میشد تا بررسی و درباره پذیرش آنها تصمیمگیری کنند.
میسون پیش از معرفی افراد، خود با آنها مصاحبه میکرد و سوابقشان را بررسی میکرد. فرمانفرماییان میگوید میسون انتظار داشت سازمان برنامه به ارزیابی و انتخاب او اعتماد کند؛ زیرا معتقد بود پیش از پیشنهاد هر فرد، بررسیهای لازم را انجام داده است. بااینحال، انتخاب نهایی مشاوران بدون اطلاع و مشارکت مدیران سازمان برنامه صورت نمیگرفت. فرمانفرماییان، ابتهاج و همکارانشان افراد معرفیشده را بررسی میکردند و نظر خود را درباره پذیرش آنها اعلام میکردند.
میسون در همان دوره گروهی مشابه را در پاکستان نیز اداره میکرد و کارشناسان برجستهای به آن کشور فرستاده بود. تجربه پاکستان برای دستاندرکاران دفتر اقتصادی ایران نیز شناختهشده بود و به آنها امکان میداد فعالیتهای این گروه را در کشوری دیگر دنبال کنند.
در مجموع، طی حدود چهار سال نزدیک به ۲۰ مشاور در دفتر اقتصادی سازمان برنامه فعالیت کردند. فرمانفرماییان در ارزیابی خود از این گروه، میان مشاوران آمریکایی و اروپایی تفاوتهایی قائل میشود. به گفته او، کارشناسانی که از آمریکا میآمدند، تحصیلات مناسبی داشتند، اما بیشتر به دلیل آشنایی با کارهای دولتی، برنامههای عمرانی و تجربه اجرایی انتخاب میشدند. برخی از آنها در دولت فدرال آمریکا و برخی دیگر در بانک بینالمللی سابقه فعالیت داشتند.
در مقابل، شماری از مشاوران اعزامی از کشورهای اروپایی، از جمله انگلستان و هلند، از پیشینه دانشگاهی و پژوهشی برجستهای برخوردار بودند و آثار علمی و انتشارات متعددی داشتند. دو متخصص کشاورزی از کانادا و دانمارک نیز به گروه پیوستند که هم تحصیلات عالی داشتند و هم از تجربه عملی در حوزه تخصصی خود برخوردار بودند.
فرمانفرماییان معتقد بود بیشتر مشاورانی که از طریق دانشگاه هاروارد به ایران آمدند، افراد توانمندی بودند؛ هرچند به ارزیابی او، همه انتخابها به یک اندازه موفق نبودند. او به موردی اشاره میکند که از نظر مدیریت و توانایی علمی در سطح مطلوبی قرار نداشت، اما از ذکر نام آن فرد خودداری میکند.
آغاز کار در سازمان برنامه
فرمانفرماییان سرانجام با دانشگاه پرینستون برای بازگشت به ایران به توافق رسید. او در روایت خود میگوید پس از تدریس در ترم نخست، حدود نوروز سال ۱۳۳۶، برابر با مارس ۱۹۵۷، به ایران بازگشت.
در آن زمان، ساختمان اصلی سازمان برنامه در خیابان شاهرضا قرار داشت و دفتر ابتهاج نیز همانجا بود. فرمانفرماییان فعالیت خود را در همین ساختمان آغاز کرد. پس از مدت کوتاهی، ساختمان جدید سازمان برنامه که در دست احداث بود تکمیل شد و کارکنان به آنجا منتقل شدند. دفتر اقتصادی نیز در طبقه چهارم ساختمان جدید، در مجاورت دفتر ابتهاج، مستقر شد.
فرمانفرماییان از آن دوره بهعنوان آغاز کار یاد میکند؛ دورهای که در آن گروه مشاوران و دفتر اقتصادی سازمان برنامه فعالیت خود را آغاز کردند تا با استفاده از تجربههای اجرایی و تخصص علمی کارشناسان ایرانی و خارجی، به تقویت ظرفیت برنامهریزی اقتصادی کشور کمک کنند.
ملاقات با ابتهاج در نیویورک، در نهایت، به بازگشت فرمانفرماییان از آمریکا و مشارکت او در شکلگیری دفتری انجامید که قرار بود پیوند میان دانش اقتصادی، تجربه اجرایی و برنامهریزی توسعه را در سازمان برنامه تقویت کند.
پینوشت: قسمت نخست از مجموعه گزارشهای برگرفته از کتاب توسعه در ایران ۱۳۵۷-۱۳۲۰، بر اساس روایت خداداد فرمانفرماییان درباره آغاز همکاری با سازمان برنامه و شکلگیری دفتر اقتصادی (صص. ۱۷۳–۱۷۹).