سه شنبه 28 مهر 1405 شمسی /10/20/2026 6:18:26 PM
روایت خداداد فرمانفرماییان از شیوه مدیریت رئیس سازمان برنامه

خداداد فرمانفرماییان، در روایت خود از سال‌های همکاری با ابوالحسن ابتهاج در سازمان برنامه، تصویری از مدیری ارائه می‌دهد که در دقت مالی، پیگیری امور و شناخت مسئولیت‌ها کم‌نظیر بود؛ مردی تندخو که از نظر فرمانفرماییان، در برخورد با نیروهای جوان‌تر رفتاری متفاوت داشت و به آن‌ها وطن‌پرستی، انضباط و اهمیت برنامه‌ریزی اقتصادی را آموخت.
ابتهاج؛ سخت‌گیر در کار، پدرانه با جوان‌ها


مدیری که ارقام را می‌شناخت
ابوالحسن ابتهاج از جمله مدیرانی بود که درباره خلق‌وخوی سخت و رفتار جدی‌اش روایت‌های فراوانی نقل شده است. خداداد فرمانفرماییان، از همکاران او در سازمان برنامه، در ارزیابی شخصیت ابتهاج، بیش از هر چیز بر وطن‌پرستی، کاردانی و تسلط او بر جزئیات تأکید می‌کند.
فرمانفرماییان می‌گوید ابتهاج را فردی می‌دانست که هیچ چیز را مهم‌تر از ایران نمی‌دید و در میان رجال آن دوره، کسی را هم‌تراز او از نظر توانایی مدیریتی و شناخت ارقام ندیده بود.
او برای توضیح این ویژگی، ماجرایی از بررسی ارقام برنامه دوم عمرانی کشور نقل می‌کند. در آن زمان، سیروس سمیعی، مدیر امور مالی سازمان برنامه، جداول مربوط به برنامه را برای ارائه به ابتهاج آماده کرده بود. این جداول، بخش‌های مختلف برنامه و پرداخت‌های مربوط به آن‌ها را در بر می‌گرفت و روی میز بزرگ ابتهاج گسترده شده بود.
سمیعی توضیح ارقام را آغاز کرد و ابتهاج درباره بخش‌های مختلف، از کشاورزی و صنعت تا پرداخت‌ها و طرح‌های گوناگون، سؤال می‌پرسید. گاهی انگشت خود را روی رقمی می‌گذاشت و اعلام می‌کرد که آن رقم اشتباه است. سمیعی و دیگر کارشناسان حاضر، از جمله فرمانفرماییان، در ابتدا بر صحت محاسبات تأکید می‌کردند؛ محاسباتی که پیش‌تر چندین بار بررسی شده بود. اما ابتهاج اصرار می‌کرد ارقام دوباره کنترل شوند.
به گفته فرمانفرماییان، هر بار که ابتهاج به رقمی مشکوک می‌شد، بررسی مجدد نشان می‌داد که ایرادی در آن وجود دارد. او البته میان خطای محاسباتی و اختلاف‌نظر درباره ماهیت و برآوردهای اقتصادی تمایز می‌گذاشت؛ موضوعی که به اعتقادش، لزوماً با بررسی جمع و تفریق حل نمی‌شد.
فرمانفرماییان این توانایی را یکی از ویژگی‌های کم‌نظیر ابتهاج می‌دانست؛ مدیری که نه‌تنها ارقام را می‌فهمید، بلکه می‌دانست هر فرد چه میزان دانش و اختیار دارد، مسئول چه کاری است و باید درباره کدام بخش از عملکردش پاسخ‌گو باشد.
پیگیری تا آخرین مرحله
از نظر فرمانفرماییان، توانایی ابتهاج به تسلط بر ارقام و تشخیص خطاها محدود نبود. او در پیگیری تصمیم‌ها و تعقیب عملیات نیز سخت‌گیر بود و به‌ندرت دستوری را فراموش می‌کرد.
فرمانفرماییان می‌گوید مدیران سازمان برنامه تلفن مستقیم داشتند که به ابتهاج وصل بود و هیچ‌یک از آن‌ها از پیگیری‌های او مصون نبودند. اگر ابتهاج از مدیری می‌خواست گزارشی تا هفته بعد آماده شود، در موعد مقرر برای پیگیری آن تماس می‌گرفت.
به گفته او، ابتهاج برای این کار هم از دفتر مخصوص خود استفاده می‌کرد و هم به یادداشت‌برداری اهمیت زیادی می‌داد. سالنامه‌های بانک ملی همیشه روی میز او بود و دستورات و نکات موردنظرش را ثبت می‌کرد.
فرمانفرماییان در جریان ارزیابی برنامه دوم عمرانی، با شیوه ثبت نظرات ابتهاج در پرونده‌ها آشنا شد. پرونده‌های مربوط به بخش‌های مختلف، از کشاورزی و امور اجتماعی تا طرح‌های گوناگون، به دفتر اقتصادی می‌آمد و کارشناسان آن‌ها را مطالعه و خلاصه می‌کردند. در این فرایند، نظرات پیشین ابتهاج نیز باید مورد توجه قرار می‌گرفت.
او به یاد می‌آورد که ابتهاج نظراتش را با مدادی به رنگ صورتی، در حاشیه اسناد می‌نوشت؛ یادداشت‌هایی با خطی خوانا که همواره امضا و تاریخ داشتند. فرمانفرماییان تأکید می‌کند که ابتهاج هیچ یادداشتی را بدون امضا یا تاریخ باقی نمی‌گذاشت.
دستورات او نیز صریح و روشن بود؛ یا با دلایل مشخص با پیشنهادی مخالفت می‌کرد و خواستار پیگیری فوری می‌شد، یا دستور می‌داد پیشنهاد موردنظر اجرا شود. به روایت فرمانفرماییان، در شیوه کار ابتهاج ابهام و ارجاع‌های نامشخص جایی نداشت.
تندخو، اما متفاوت با نیروهای جوان
فرمانفرماییان تندخویی ابتهاج را انکار نمی‌کند. به گفته او، ابتهاج زود عصبانی می‌شد و با برخی از مدیران و کارکنانی که پیش‌تر در سازمان برنامه یا وزارتخانه‌های دیگر فعالیت کرده بودند، با تندی زیادی رفتار می‌کرد. اما برخوردش با گروه جوان‌تری که هم‌زمان با فرمانفرماییان وارد سازمان شده بودند، تفاوت داشت.
او معتقد بود ابتهاج با جوان‌ترها صبر بیشتری به خرج می‌داد، چون می‌دانست باید آن‌ها را آموزش دهد و برای پذیرش مسئولیت‌های جدی آماده کند. از نگاه فرمانفرماییان، ابتهاج تصور می‌کرد برخی از نیروهای قدیمی به عادت‌های گذشته، از جمله کم‌کاری، خو گرفته‌اند؛ اما نیروهای جوان هنوز فرصت داشتند شیوه دیگری از کار کردن را بیاموزند.
فرمانفرماییان برای نشان دادن این تفاوت، خاطره‌ای از یکی از جلسه‌های ابتدایی خود با ابتهاج تعریف می‌کند. او همراه با غلامرضا مقدم و چند نفر دیگر از همکاران، از جمله منوچهر گودرزی، جواد منصور و سیروس سمیعی، در جلسه‌ای درباره دفتر اقتصادی حضور داشت.

در جریان بحث، ابتهاج که از وضعیت پیش‌آمده عصبانی شده بود، مشت خود را روی میز می‌کوبید. فرمانفرماییان نیز در همان جلسه سیگار می‌کشید؛ عادتی که ابتهاج از آن خوشش نمی‌آمد. دود سیگار به سمت ابتهاج می‌رفت و او که از این رفتار ناراحت بود، چند بار صورتش را به طرف غلامرضا مقدم برگرداند؛ گویی از او می‌خواست به فرمانفرماییان تذکر بدهد.
اما فرمانفرماییان، بی‌آنکه متوجه شدت ناراحتی ابتهاج باشد، دست او را گرفت و پرسید چرا بی‌دلیل عصبانی می‌شود. به روایت فرمانفرماییان، ابتهاج پس از این اتفاق آرام شد.
او می‌گوید در جلسه‌های دیگر نیز، هنگامی که ابتهاج از رفتار آن‌ها عصبانی می‌شد، گاهی به‌جای آنکه صرفاً همکاران جوانش را سرزنش کند، با صدای بلند خودش را ملامت می‌کرد و می‌گفت: «من خاک بر سر شما را آوردم به من کمک کنید، چرا این جور با من رفتار می‌کنید.»
این خاطره از نگاه فرمانفرماییان، نمونه‌ای از رابطه متفاوت ابتهاج با نیروهای جوان بود؛ رابطه‌ای که در کنار سخت‌گیری و تندی، جنبه‌ای آموزشی نیز داشت.
فراتر از محاسبات اقتصادی
فرمانفرماییان معتقد است یکی از مهم‌ترین نقش‌های ابتهاج در سازمان برنامه، آموزش شیوه‌ای از کار و نگاه به توسعه بود که از مسائل فنی و محاسبات اقتصادی فراتر می‌رفت.
او و همکارانش در دفتر اقتصادی درباره موضوعاتی مانند نرخ بهره، حجم پول و نحوه تخصیص سرمایه میان بخش‌های مختلف اقتصاد بحث می‌کردند. با این حال، به گفته فرمانفرماییان، توجه آن‌ها بیشتر به جنبه‌های فنی موضوعات معطوف بود؛ در حالی که ابتهاج تلاش می‌کرد اهمیت مسائل کلان‌تر برنامه‌ریزی در جامعه ایران را نیز به آن‌ها بیاموزد.
از نظر ابتهاج، برنامه‌ریزی نمی‌توانست تنها به تدوین محاسبات و طرح‌های اقتصادی محدود بماند؛ این فرایند باید در جامعه ریشه می‌گرفت و برای مردم قابل قبول می‌شد. فرمانفرماییان می‌گوید ابتهاج به همکارانش وطن‌پرستی، اعتقاد و انضباط آموخت و بر ضرورت ایستادگی در راه باورهایشان تأکید داشت.
او اعتقاد داشت ابتهاج برای دفاع از برنامه‌ریزی و برنامه‌های عمرانی، هزینه سنگینی پرداخت کرد و حتی خود را در این مسیر قربانی کرد. فرمانفرماییان بخشی از این هزینه را به اختلاف‌ها و درگیری‌های ابتهاج بر سر برنامه‌ریزی در دوران نخست‌وزیری منوچهر اقبال مربوط می‌داند؛ موضوعی که به گفته او، روایت جداگانه‌ای دارد.
در روایت فرمانفرماییان، ابتهاج مدیری بود که سخت‌گیری‌اش تنها به کنترل ارقام و بازخواست مدیران محدود نمی‌شد. او می‌خواست نظم سازمانی ایجاد کند، مسئولیت‌پذیری را به یک قاعده تبدیل کند و نگاه نیروهای جوان را از محاسبات فنی به ضرورت برنامه‌ریزی برای توسعه ایران گسترش دهد.

پی‌نوشت: قسمت سوم از مجموعه گزارش‌های برگرفته از کتاب توسعه در ایران ۱۳۵۷-۱۳۲۰، بر اساس روایت خداداد فرمانفرماییان درباره اخلاق، شیوه مدیریت و نقش ابوالحسن ابتهاج در شکل‌گیری فرهنگ کاری و برنامه‌ریزی اقتصادی در سازمان برنامه. (صص. ۱۸۹ـ۱۸۵)



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

آخرین عناوین