
دفتر فنی؛ نظارت بر اجرای طرحهای عمرانی
ابوالحسن ابتهاج معتقد بود که بررسی جنبههای فنی، مهندسی و اقتصادی طرحهای عمرانی باید در خود سازمان برنامه انجام شود. به همین منظور، پیش از تشکیل دفتر اقتصادی، دفتر فنی را راهاندازی کرد و هکتور پرودم (Proudhom) را که بانک بینالمللی معرفی کرده بود، از آمریکا به ایران آورد تا ریاست این دفتر را بر عهده بگیرد.
در دفتر فنی، گروهی از افراد باتجربه در حوزههایی مانند بندرسازی، راهسازی، کشاورزی و صنعت فعالیت میکردند و بر جنبههای فنی اجرای طرحهای سازمان برنامه نظارت داشتند. این دفتر در آغاز بیشتر از کارشناسان خارجی تشکیل شده بود و شمار مهندسان ایرانی آن محدود بود؛ هرچند این وضعیت بعدها تغییر کرد.
به گفته فرمانفرماییان، ابتهاج در آن زمان معتقد بود که نیروی انسانی متخصص و باتجربه کافی برای اجرای چنین طرحهایی در دستگاههای داخلی وجود ندارد. با این حال، این مسئله به معنای بیاعتمادی او به ایرانیان نبود؛ ابتهاج میخواست بهترین متخصصان را شناسایی کند و شرایطی فراهم آورد تا پروژهها با کیفیت مناسب اجرا شوند.
یکی از وظایف مهم دفتر فنی، انتخاب مهندسان مشاور ایرانی و خارجی بود. در آن دوره، شمار شرکتهای مهندسی مشاور محدود بود و به همین دلیل، بسیاری از شرکتهای منتخب خارجی بودند. دفتر فنی پس از بررسی گزینهها، مشاوران مناسب را انتخاب میکرد، با آنها قرارداد میبست و زمینه استفاده از خدماتشان را برای طراحی و نظارت بر اجرای طرحها فراهم میکرد.
اجرای طرحها تا زمان اطمینان از توان وزارتخانهها
دیدگاه ابتهاج درباره اجرای پروژهها نیز با نقش سنتی وزارتخانهها تفاوت داشت. او معتقد بود سازمان برنامه باید تا زمان تکمیل طرحها، مسئولیت اصلی طراحی و نظارت بر اجرای آنها را بر عهده داشته باشد. پس از پایان پروژه، امکان واگذاری آن به وزارتخانه مربوط برای بهرهبرداری و نگهداری وجود داشت؛ اما این واگذاری باید به اطمینان از توانایی وزارتخانه برای اداره درست طرح مشروط میشد.
از نگاه ابتهاج، صرف تکمیل یک پروژه برای تحویل آن به دستگاه اجرایی کافی نبود؛ وزارتخانه باید توانایی لازم برای بهرهبرداری و نگهداری از آن را نیز نشان میداد.
منابع مالی پرداخت به مهندسان مشاور و پیمانکاران، گاه از محل منابع خود سازمان برنامه و گاه از طریق وامهای خارجی تأمین میشد. فرمانفرماییان به یک مورد استثنایی نیز اشاره میکند: وام عمومی ۷۵ میلیون دلاری بانک بینالمللی به سازمان برنامه برای کمک به اجرای برنامه دوم عمرانی.
این وام به طرح مشخصی اختصاص نداشت و منابع آن میتوانست برای اجرای برنامه دوم مورد استفاده قرار گیرد. به روایت فرمانفرماییان، این تصمیم اقدامی استثنایی بود که در پی اعتماد بانک به ابتهاج و بررسی وضعیت اقتصادی ایران و توان بازپرداخت بدهی اتخاذ شد. پس از آن، کمکهای بانک بینالمللی عمدتاً به طرحهای مشخص اختصاص یافت.
دفتر اقتصادی؛ ارزیابی برنامه دوم
پس از تشکیل دفتر فنی، دفتر اقتصادی سازمان برنامه نیز آغاز به کار کرد. نخستین مأموریت این دفتر، ارزیابی برنامه دوم عمرانی کشور بود؛ کاری که به تهیه گزارشی در حدود صد صفحه با عنوان «ارزیابی برنامه دوم عمرانی کشور» انجامید.
به گفته فرمانفرماییان، اعضای دفتر اقتصادی توانستند دیدگاهها و انتقادهای خود را با آزادی و صراحت در این گزارش مطرح کنند و نتیجه را طی نامهای رسمی برای مدیرعامل سازمان برنامه بفرستند.
مهمترین انتقاد آنها این بود که برنامه دوم بر پایه یک چارچوب علمی و جامع تدوین نشده و بیش از آنکه برنامهای منسجم باشد، فهرستی از طرحهای عمرانی است.
از نظر کارشناسان دفتر اقتصادی، برنامهریزی تنها به انتخاب پروژههای ضروری محدود نمیشد. ابتدا باید نیازهای کشور ارزیابی میشد و سپس این نیازها در برابر منابع مالی و انسانی موجود قرار میگرفت. جمعیت و روند افزایش آن نیز باید در محاسبات لحاظ میشد تا میان نیازها، منابع و زمان اجرای طرحها ارتباطی روشن برقرار شود.
بر اساس این دیدگاه، برنامه باید زمانبندی مشخصی داشته باشد و در طول سالهای مختلف بهتدریج پیش برود؛ بهگونهای که نتیجه سرمایهگذاریها در افزایش درآمد ملی و درآمد سرانه، همراه با ثبات سطح قیمتها، نمایان شود.
چرا فهرست پروژهها برای توسعه کافی نبود؟
انتقاد دفتر اقتصادی فقط به نحوه تدوین برنامه محدود نمیشد؛ مسئله دیگر، چگونگی توزیع منابع محدود میان نیازهای گسترده کشور بود.
فرمانفرماییان توضیح میدهد که برنامهریزی باید پیامدهای اقتصادی و اجتماعی طرحها را نیز در نظر بگیرد. سیاستهای مالیاتی، نحوه توزیع درآمد میان گروههای مختلف جمعیت و تأثیر پروژهها بر رفاه اجتماعی، از جمله عواملی بودند که باید در تصمیمگیریها لحاظ میشدند.
در شرایطی که منابع مالی و نیروی انسانی محدود بود، امکان تأمین همزمان همه نیازهای کشور وجود نداشت. آموزش، بهداشت، رفاه اجتماعی، آب، برق و جاده، در کنار توسعه صنعت و کشاورزی، همگی به سرمایهگذاری نیاز داشتند؛ اما منابع کافی برای اجرای همه طرحها در زمانی کوتاه فراهم نبود.
از همین رو، تعیین اولویتها اهمیت اساسی داشت. منابع باید بهگونهای میان بخشهای مختلف توزیع میشد که ضمن پاسخگویی به نیازهای فوری، زمینه پیشرفت متوازن اقتصاد و جامعه نیز فراهم شود.
در این چارچوب، توسعه صنعت و کشاورزی میتوانست به افزایش درآمد و پسانداز منجر شود و امکان سرمایهگذاری بیشتر را در مراحل بعدی فراهم کند. هدف نهایی، ایجاد روندی پایدار برای افزایش سرعت رشد اقتصادی بود؛ نه صرفاً اجرای تعداد بیشتری از پروژهها.
روایت فرمانفرماییان از دفاتر فنی و اقتصادی، دو وظیفه مکمل سازمان برنامه را نشان میدهد: از یک سو، انتخاب متخصصان و نظارت بر اجرای درست طرحها و از سوی دیگر، بررسی علمی نیازها، منابع و اولویتها برای تدوین برنامهای جامع. تفاوت میان این دو وظیفه، همان فاصله میان اجرای مجموعهای از پروژهها و برنامهریزی برای توسعهای متوازن و بلندمدت بود.
پینوشت: قسمت پنجم از مجموعه گزارشهای برگرفته از کتاب توسعه در ایران: ۱۳۲۰–۱۳۵۷، بر اساس روایت خداداد فرمانفرماییان درباره تشکیل دفاتر فنی و اقتصادی سازمان برنامه، شیوه نظارت بر طرحهای عمرانی و ارزیابی برنامه دوم. (صص. ۱۹۷ـ۱۹۴)
مطالب مرتبط


