
BBC در گزارشی درباره افت اقتصاد بریتانیا نوشت جنگ ایران و شوک انرژی، فشار تازهای به اقتصاد این کشور وارد کرده است. اقتصاد بریتانیا در ماه آوریل ۰.۱ درصد کوچک شد؛ نخستین افت ماهانه از تابستان سال گذشته.
«یائل سلفین» اقتصاددان ارشد KPMG بریتانیا به BBC گفته است افت ماه آوریل «تصویر واقعیتری از چشمانداز پیشروی اقتصاد» ارائه میدهد و نشانه بازگشت شکنندگی به اقتصاد بریتانیاست.
او هشدار داده فشار بر مصرفکنندگان و شرکتها احتمالاً در ماههای آینده ادامه خواهد داشت، زیرا خانوارها خود را برای جهش قابلتوجه قبضهای انرژی آماده میکنند. به گفته او، بسیاری از خانوادهها حالا به فکر کاهش خرید و افزایش پسانداز افتادهاند؛ مسئلهای که میتواند به رشد اقتصادی آسیب بزند.
این فقط بریتانیا نیست در منطقه یورو نیز تورم سالانه در ماه مه به ۳.۲ درصد رسید؛ بالاترین سطح از سال ۲۰۲۳. مهمترین عامل، جهش ۱۰.۹ درصدی قیمت انرژی بود؛ افزایشی که مستقیماً به بحران خاورمیانه و اختلال در بازار نفت نسبت داده شد.
بانک مرکزی اروپا نرخ بهره را بالا برده، دولتها درباره مهار هزینه انرژی جلسه برگزار میکنند و رسانهها از فشار بر طبقه متوسط مینویسند.
در ایرلند، افزایش قیمت سوخت اعتراض خیابانی به دنبال داشت. برخی دولتهای اروپایی نیز به سمت بستههای حمایتی و کاهش مالیات انرژی رفتهاند تا اثر جنگ بر خانوارها کمتر شود.برای اقتصادهای اروپایی، همین تورم سالانه ۳ تا ۴ درصدی و افزایش هزینه انرژی، زنگ خطر محسوب میشود.
اما در سوی دیگر، ایران قرار دارد؛ جایی که مقیاس اعداد کاملاً متفاوت است.
در حالی که اروپا نگران تورم سالانه ۳ درصدی است، ایران با تورم ماهانه نزدیک ۹ درصد روبهرو شده؛ یعنی سطحی از افزایش قیمت که اگر در اروپا بهصورت سالانه ثبت میشد، از آن بهعنوان بحران بزرگ اقتصادی یاد میکردند.
گزارشهای منتشرشده نشان میدهد تورم ماهانه ایران در اردیبهشت به محدوده ۸.۵ تا ۸.۸ درصد رسیده و تورم نقطهای برخی کالاها از ۱۱۳ درصد عبور کرده است.
در همین مدت، قیمت برنج ایرانی ۱۷۴ درصد و روغن خوراکی ۳۷۵ درصد افزایش یافتهاند؛ اعدادی که نشان میدهد شوک جنگ در ایران، مستقیماً به سفره خانوار برخورد کرده است.این همان جایی است که دو «زیست اقتصادی» متفاوت شکل میگیرد.
در اروپا، افزایش قیمت انرژی به نگرانی درباره کاهش سفر تابستانی، بالا رفتن اقساط و فشار بر بودجه خانوار تبدیل میشود. دولتها تلاش میکنند شوک جنگ را پیش از رسیدن به زندگی روزمره مردم مهار کنند.
اما در ایران، خودِ زندگی روزمره به محل تخلیه شوک تبدیل شده است. مسئله دیگر فقط کاهش رشد اقتصادی یا افزایش هزینه سوخت نیست؛ مسئله، کوچکتر شدن سفره، حذف کالاها از سبد مصرفی و چندشغله شدن خانوارهاست.
شاید به همین دلیل است که در اروپا، سیاستگذاری حول «حفاظت از قدرت خرید» شکل میگیرد، اما در ایران، بحث اصلی بر سر افزایش ۲۵ درصدی اعتبار کالابرگ است؛ تلاشی برای کند کردن سرعت فرسایش معیشت، نه بازگرداندن آن.
این تفاوت فقط تفاوت دو نرخ تورم نیست؛ تفاوت دو سطح از تابآوری اجتماعی و دو منطق سیاستگذاری است.
در یک سو، دولتها نگراناند که شوک اقتصادی به نارضایتی سیاسی تبدیل شود. در سوی دیگر، جامعه سالهاست با تورم مزمن زندگی کرده و حالا جنگ، فقط فشار را از «سختی معیشت» به «فرسایش روزمره» رسانده است.
شاید مهمترین تصویر جنگ همین باشد:در اروپا، تورم سالانه ۳ درصدی هنوز بحران است؛ در ایران، تورم ماهانه ۹ درصدی به بخشی از زندگی تبدیل شده است.
مطالب مرتبط

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

