چهارشنبه 10 تير 1405 شمسی /7/1/2026 10:14:59 PM

اگر فقط یک عدد را ببینید، ممکن است تصور کنید بازار کار ایران در سال ۱۴۰۴ آرام‌تر شده است. نرخ بیکاری به ۷.۵ درصد رسیده؛ اندکی کمتر از سال قبل. اما گزارش تازه مرکز آمار، وقتی لایه‌به‌لایه خوانده شود، داستان دیگری روایت می‌کند؛ داستان بازاری که شاید بیکارانش کمتر شده باشند، اما قربانیانش نه. این قربانیان فقط کسانی نیستند که شغل ندارند؛ برخی هرگز وارد بازار کار نشده‌اند، برخی با مدرک دانشگاهی پشت در مانده‌اند و برخی دیگر آرام‌آرام از صنعت به خدمات رانده شده‌اند.
بازار کار ایران؛ چهار قربانی که آمار بیکاری پنهانشان می‌کند

 پرونده اول؛ زنانی که پیش از شروع مسابقه حذف می‌شوند

اگر بازار کار را به یک مسابقه تشبیه کنیم، بسیاری از زنان ایرانی حتی فرصت ایستادن روی خط شروع را پیدا نمی‌کنند.گزارش نشان می‌دهد نرخ مشارکت اقتصادی زنان تنها ۱۳.۴ درصد است؛ یعنی از هر ۱۰۰ زن در سن کار، فقط ۱۳ نفر وارد بازار کار می‌شوند. در مقابل، این نرخ برای مردان به ۶۷.۹ درصد می‌رسد. آنهایی هم که وارد بازار می‌شوند، با احتمال بیشتری بیکار می‌مانند؛ نرخ بیکاری زنان ۱۵ درصد است، در حالی که این رقم برای مردان تنها ۶ درصد است. در میان زنان ۱۵ تا ۲۴ ساله، وضعیت سخت‌تر است؛ یک نفر از هر سه نفر فعال اقتصادی در این گروه سنی شغل ندارد.

 

پرونده دوم؛ جوانانی که آینده را پشت در بازار کار می‌بینند

 

بازار کار معمولاً باید نخستین ایستگاه استقلال اقتصادی باشد؛ اما برای بسیاری از جوانان، به ایستگاه انتظار تبدیل شده است.

نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله به ۲۰.۳ درصد رسیده و برای گروه ۱۸ تا ۳۵ ساله نیز ۱۵ درصد است. این اعداد فقط درباره شغل نیستند؛ درباره سال‌هایی هستند که با تأخیر در تشکیل خانواده، خرید خانه، سرمایه‌گذاری و حتی برنامه‌ریزی برای آینده از دست می‌روند. هرچه ورود به بازار کار دیرتر شود، فاصله با رشد درآمد و تجربه شغلی نیز بیشتر می‌شود.

 

 پرونده سوم؛ دانشگاهی‌هایی که مدرک، تضمین شغل نیست

 

سال‌ها تحصیل، دیگر الزاماً بلیت ورود به بازار کار نیست.طبق این گزارش، نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان آموزش عالی ۱۰.۴ درصد است، اما عدد مهم‌تر جای دیگری است؛ ۳۹ درصد همه بیکاران کشور، تحصیلات دانشگاهی دارند. این یعنی از هر ۱۰ نفر بیکار، تقریباً چهار نفر دانشگاه رفته‌اند. برای بخشی از نسل جوان، دانشگاه دیگر مسیر مطمئن رسیدن به شغل بهتر نیست؛ بلکه گاهی فقط مدت انتظار برای ورود به بازار کار را طولانی‌تر می‌کند.

 

پرونده چهارم؛ وقتی خدمات بزرگ می‌شود، اما صنعت کوچک‌تر

 

آخرین قربانی، شاید خود ساختار اقتصاد باشد.در سال ۱۴۰۴ سهم بخش خدمات از اشتغال به ۵۳.۲ درصد رسیده، در حالی که سهم صنعت به ۳۲.۸ درصد کاهش یافته و کشاورزی تقریباً بدون تغییر مانده است. این تغییر، در نگاه اول ممکن است نشانه‌ای از مدرن شدن اقتصاد به نظر برسد، اما چنین برداشتی همیشه درست نیست.

 

اقتصاد آمریکا نیز خدمات‌محور است، اما بخش بزرگی از این خدمات را فناوری، خدمات مالی، سلامت، آموزش، نرم‌افزار، پژوهش و سایر فعالیت‌های با ارزش افزوده بالا تشکیل می‌دهد؛ خدماتی که بر پایه یک صنعت و فناوری قدرتمند شکل گرفته‌اند. در چنین اقتصادی، رشد خدمات معمولاً نتیجه بلوغ تولید است، نه جایگزین آن.

اما در ایران، کاهش سهم اشتغال صنعت این پرسش را مطرح می‌کند که آیا خدمات در حال رشد، حاصل توسعه فعالیت‌های مولد و دانش‌بنیان هستند یا بیشتر از گسترش مشاغل خرد، واسطه‌ای و کم‌بازده ناشی می‌شوند؛ مشاغلی که برای بسیاری از افراد، بیشتر نقش پناهگاه دارند تا سکوی پیشرفت.

شاید به همین دلیل مهم‌ترین سؤال این گزارش اصلاً این نباشد که نرخ بیکاری از ۷.۶ به ۷.۵ درصد رسیده است. سؤال مهم‌تر این است که بازار کار امروز ایران چه کسانی را کنار گذاشته، چه کسانی را ناامید کرده و چه کسانی را از کارخانه‌ها به سمت خدماتی رانده که هنوز معلوم نیست موتور رشد اقتصاد باشند یا فقط راهی برای دوام آوردن.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

آخرین عناوین