يکشنبه 28 تير 1405 شمسی /7/19/2026 10:57:36 AM

این روزها در جنوب ایران، شب فرصتی برای آرامش نیست. از بندرعباس تا چابهار، از بوشهر تا کیش و عسلویه، صدای انفجار جای لالایی را گرفته. مردمی که باید صبح زود برای کار به اسکله و بازار و کارخانه بروند، تا صبح بیدارند؛ نه از سر بی‌خوابی، از سر گوش‌به‌زنگی.
جنوب، زیر دو آتش؛شبی که تمام نمی‌شود

هم‌وطنانی که این شب‌ها را از دور می‌بینند، با پست و استوری و شعر و کلیپ، همدردی‌شان را نشان می‌دهند. این همدلی ارزشمند است. اما جنوب یک روایتِ دیگر هم دارد؛ روایتی که خیلی وقت است شروع شده، بی‌صدا پیش رفته، و حالا کنار صدای بمب، دارد بلندتر شنیده می‌شود.

جنگی که قبل از جنگ شروع شده بود

قبل از این‌که آسمانِ جنوب میزبان انفجار شود، مردمِ همین منطقه سال‌ها بود زیرِ فشار یک جنگِ دیگر کمر خم کرده بودند: جنگِ قیمت‌ها.

آمارهای منتشرشده نشان می‌دهد نرخ تورم در چند استان کشور از مرز ۱۰۰ درصد گذشته است. در این فهرست، برخی استان‌های غربی کشور بالاترین رقم‌ها را دارند، اما استان‌های جنوبی هم بی‌نصیب نمانده‌اند: هرمزگان -همان استانی که این روزها بندرعباس، سیریک و قشمش هدف مستقیم حمله بوده- تورمی در حدود ۱۰۱ درصد را تجربه کرده، و کهگیلویه و بویراحمد نیز در همین محدوده‌ی بالای ۱۰۰ درصد قرار دارد.

یعنی همان مردمی که این روزها صدای انفجار بالای سرشان می‌شنوند، پیش از آن هم هر ماه دیده بودند سبد خانه‌شان سبک‌تر و سبک‌تر می‌شود. تورم صدا ندارد، آوار ندارد، عکسی برای استوری نمی‌سازد؛ اما همان‌قدر که بمب، جان می‌گیرد -آرام‌تر، اما پیوسته‌تر. تورم روح آدم را نمی‌ترکاند، آن را می‌ساید؛ روز از روز، ماه از ماه.

تحمیل دوباره، بر جایی که از قبل خسته بود

جنوب کشور از نظر اقتصادی همیشه جایگاه خاصی داشته: بندرها، پالایشگاه‌ها، صنایع نفت و گاز، صید و صیادی. اما همین منطقه، سال‌هاست با کمبود امکانات رفاهی، گرمای طاقت‌فرسا، و اکنون التهاب بازار دست‌وپنجه نرم می‌کند. حالا که خطوط برق آسیب می‌بیند، اسکله‌ها زیر آتش می‌روند، و فرودگاه‌های محلی از کار می‌افتند، بار اقتصادی این روزها روی دوش خانواده‌هایی می‌افتد که از قبل زیر خط فقرِ نسبی نفس می‌کشیدند.

ماهیگیری که قایقش در آتش یک اصابت می‌سوزد، کارگر پالایشگاهی که مسیر رفت‌وآمدش قطع می‌شود، مغازه‌داری که مشتری‌هایش شهر را ترک کرده‌اند -همه این‌ها روی هم، تصویر یک منطقه را می‌سازند که هم از آسمان، هم از جیب، تحت فشار است.

آن‌چه دیده نمی‌شود

شعر و کلیپ و پست، زبان همدلی نسل ماست، و باید باشد. اما یک گزارش انسان‌محور واقعی از جنوب، باید هر دو زخم را نشان بدهد: زخمی که از آسمان می‌آید و در یک لحظه اتفاق می‌افتد، و زخمی که از بازار می‌آید و آرام‌آرام، سال‌هاست باز است.

جنوب امروز، هم به آرامش آسمان نیاز دارد، هم به آرامش قیمت‌ها. و شاید مهم‌ترین کاری که می‌شود برای این مردم کرد، این باشد که هر دو روایت را با هم گفت -نه فقط شب‌های بمباران را، که صبح‌های خالی از نان ارزان را هم.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

آخرین عناوین