در نگاه اول، این فقط یک اختلاف حقوقی میان یک دولت و یکی از بزرگترین شرکتهای فناوری جهان به نظر میرسد. اما چند دقیقه بعد، وقتی رسول صفحه خبر را میبندد و به همان آیفونی نگاه میکند که خبر را روی آن خوانده، یک تضاد آشکار میشود؛ تضادی که شاید مهمتر از خود پرونده باشد.
برای فهمیدن این تضاد، باید ابتدا بدانیم دعوا بر سر چیست.
اگر یک توسعهدهنده بخواهد برنامهای را برای کاربران آیفون عرضه کند، تقریباً راهی جز فروشگاه نرمافزاری اپل ندارد. اگر همان برنامه قرار باشد اشتراک بفروشد یا پرداختی درونبرنامهای دریافت کند، اپل سالهاست توسعهدهندگان را ملزم کرده از سامانه پرداخت اختصاصی این شرکت استفاده کنند؛ مدلی که منتقدان میگویند رقابت را محدود و هزینهها را افزایش میدهد.
همین موضوع اکنون به یکی از بزرگترین پروندههای ضدانحصار اپل در هند تبدیل شده است.
نهاد ناظر رقابت هند سال گذشته در گزارشی اعلام کرد اپل با سوءاستفاده از موقعیت خود، توسعهدهندگان را به استفاده از نظام پرداخت این شرکت مجبور کرده است. اما اپل در پاسخ، نهتنها این اتهام را رد کرده، بلکه مدعی شده بازرسان هندی به جای انجام تحلیل مستقل، استدلالهای رقبایی مانند مچ گروپ، پیتیام و فونپی را تقریباً بدون تغییر در گزارش خود تکرار کردهاند. این شرکت اکنون از کمیسیون رقابت هند خواسته نتایج این تحقیقات را باطل کند.
فارغ از اینکه در نهایت حق با کدام طرف باشد، خود این منازعه نکته مهمی را آشکار میکند؛ در هند، دولت با یکی از ارزشمندترین شرکتهای جهان بر سر حقوق مصرفکننده، قواعد رقابت و نحوه فعالیت یک پلتفرم جهانی وارد چالش شده است. یعنی بازار آنقدر برای اپل اهمیت دارد که این شرکت ماهها وقت و منابع حقوقی صرف دفاع از مدل کسبوکار خود میکند.
اما درست در همین نقطه، تجربه بسیاری از کاربران ایرانی مسیر دیگری پیدا میکند.
رسول دوباره به صفحه آیفونش نگاه میکند. او کمتر به این فکر میکند که اپل چه میزان کارمزد از توسعهدهندگان میگیرد یا قوانین فروشگاه نرمافزاریاش منصفانه است یا نه. دغدغه او معمولاً یک مرحله عقبتر قرار دارد؛ آیا اصلاً به همان خدمات دسترسی دارد؟
بسیاری از برنامهها و خدمات بینالمللی برای کاربران ایرانی به دلیل تحریمها، محدودیتهای ناشی از انزوای اقتصاد دیجیتال ایران یا تصمیم شرکتهای خارجی در دسترس نیستند. گاهی باید کشور حساب کاربری تغییر کند، گاهی نسخه وب جایگزین برنامه اصلی میشود و گاهی هم تنها راه، استفاده از مسیرهای غیررسمی است. در چنین شرایطی، مسئله اصلی دیگر انتخاب میان چند خدمت رقیب نیست؛ مسئله، رسیدن به همان خدمت است.
شاید مهمترین پیام خبر رویترز همین باشد. اقتصاد دیجیتال فقط با تعداد کاربران اینترنت یا فروش تلفن هوشمند تعریف نمیشود. جایگاه یک کشور زمانی روشنتر میشود که نهادهای آن بتوانند درباره رفتار بزرگترین شرکتهای فناوری جهان مذاکره، مطالبهگری و حتی اعمال قانون کنند.
در هند، بحث بر سر کیفیت رقابت در یک بازار فعال است. در ایران، برای بسیاری از کاربران، بحث هنوز از نقطهای بنیادیتر آغاز میشود؛ دسترسی به همان بازار.
رسول دوباره صفحه گوشی را قفل میکند. خبر رویترز دیگر فقط درباره اپل و هند نیست. این خبر، روایتی است از دو تجربه متفاوت در اقتصاد دیجیتال جهان؛ جایی که یک مصرفکننده درباره حقوقش با غولهای فناوری چانه میزند و جایی دیگر، مصرفکننده هنوز برای رسیدن به همان خدمات، راهی برای عبور از محدودیتها پیدا میکند.