يکشنبه 21 تير 1405 شمسی /7/12/2026 1:04:01 PM

تابستانِ ۲۰۲۶، ورزشگاه‌های آمریکا، مکزیک و کانادا میزبانِ بزرگترین جشنواره‌ی تاریخ فوتبال هستند. ۴۸ تیم، ۱۰۴ بازی، و رکوردی عجیب: تا قبل از مرحله‌ی یک‌چهارم نهایی، ۱۴ سرمربی (نزدیک به ۳۰ درصد) از تیم‌های خود جدا شده‌اند. برخی اخراج شدند، برخی استعفا دادند، و برخی قراردادشان را تمام شده دیدند. رسانه‌های معتبر این تورنمنت را «گیوتینِ فوتبال» نامیده‌اند؛ جایی که یک بازیِ بد، کافی است تا یک پروژه‌ی چهارساله، در عرضِ ۹۰ دقیقه به باد رود.
فوتبال،قلعه نوئی و معمای انتخاب درست

در میانِ این آتشِ نتیجه‌گراییِ سوزان، فدراسیون فوتبال ایران تصمیم می‌گیرد با امیر قلعه‌نویی برای بازی‌های آسیایی ادامه دهد. آیا این یک اشتباهِ راهبردی است یا حرکتی حساب‌شده برای حفظِ ثبات؟

 اگر تصمیمِ فدراسیون را نه با یک عینک، که با دو عینکِ متفاوت نگاه کنیم، دو روایتِ کاملاً متفاوت خواهیم دید:

 روایتِ اول: قلعه‌نویی تیم را به جام جهانی رساند. او در شرایطِ بحرانی، تیم را جمع کرد، اتحادِ بازیکنان را حفظ کرد و به هدفِ کوتاه‌مدت رسید. این، یعنی «موفقیتِ اجرایی».

 روایتِ دوم: اما تیمِ فعلی، میانگینِ سنی‌اش بالاست، جانشینی برای ستاره‌هایِ میانسال تعریف نشده، و روندِ رقبا در چهار سالِ آینده، بسیار سریع‌تر از ماست. از این زاویه، حتی بهترینِ نتایجِ امروز، ممکن است تبدیل به بزرگترینِ هزینه‌هایِ فردا شود. این، یعنی «شکستِ استراتژیک».

 

کدام روایت درست است؟ بستگی دارد که «موفقیت» را در بازه‌ی دو ساله تعریف کنیم یا در بازه‌ی ده ساله.

 و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که فوتبال، تبدیل به آیینه‌ای برای اقتصادِ کلان می‌شود.

 تصور کنید ما در سیاست‌گذاری اقتصادی، به جای بررسیِ «درستیِ اصلِ مسیر»، عاشقِ «سرعت و دقتِ اجرا» می‌شویم. هزاران کارخانه می‌سازیم، سدهایِ عظیم سرِ دستِ مهندسانِ ما قد می‌کشد، و آمارِ تولیدِ داخلی را با افتخار اعلام می‌کنیم.

 اما اگر «مقصد» را اشتباه انتخاب کرده باشیم، چه؟ مثلاً سدی بسازیم که به‌خاطر تغییرِ اقلیم، آب ندارد؛ یا کارخانه‌ای راه بیندازیم که محصولش در بازارِ جهانیِ امروز، دیگر مشتری ندارد. در این حالت، آن سرعتِ بالا و اجرایِ دقیق، نه‌تنها ما را نجات نمی‌دهد، بلکه هزینه‌ی بازگشت از مسیرِ اشتباه را چندین برابرِ بیشتر می‌کند. اتوبانِ صاف، وقتی به سمتِ پرتگاه باشد، سقوط را سریع‌تر می‌کند.

 درست مثل همان نقدی که به تصمیمِ فدراسیون وارد است: اگر استراتژیِ کلانِ فوتبال ایران «حضورِ مقطعی» باشد، قلعه‌نویی انتخابِ درستی است. اما اگر استراتژیِ کلان «تغییرِ نسل و سبکِ بازی» باشد، حتی بهترینِ مربیانِ فعلی هم نمی‌توانند جایِ یک برنامه‌ی ده‌ساله را پر کنند.

 پرسشِ کلیدیِ اینجا، فارغ از فوتبال، این است: در سیاست‌گذاریِ کلانِ کشور، ما چند بار به جای پرسیدنِ «آیا این کارِ درستی است؟»، فقط پرسیده‌ایم «چطور این کار را بهتر انجام دهیم؟»؟

 شاید وقت آن رسیده که پیش از دویدن در اتوبان، یک بار نقشه را ورق بزنیم و مطمئن شویم که مقصد، همان جایی است که واقعاً می‌خواهیم برسیم. در غیر این صورت، حتی بهترینِ رانندگانِ جهان هم، ما را به سرمنزلِ مقصود نخواهند رساند؛ فقط سرعتِ سقوط را بیشتر خواهند کرد.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

آخرین عناوین