
این نشریه پیشنهاد داده اگر تیمی سه بار تیرک دروازه را بزند، یک گل برایش حساب شود. یا برای ۱۰ دقیقه، یک تماشاگر تصادفی از سکوها وارد زمین شود و برای هر تیم بازی کند. حتی در بخشی از متن آمده بود که در وقتهای اضافه، دروازهبان فقط اجازه داشته باشد با صورتش توپ را مهار کند.
اما پشت این شوخیها، یک نگرانی واقعی پنهان شده بود؛ نگرانی درباره اینکه آیا فوتبال مدرن هنوز به اندازه گذشته توان نگه داشتن توجه مخاطب را دارد؟
اکونومیست متنش را با این جمله آغاز میکند: «فوتبال بازی زیباست، اما اغلب بازی خستهکننده هم هست.» توصیفی که شاید برای بسیاری از مسابقات جام جهانی آشنا باشد؛ بازیهایی پر از احتیاط، ترس از اشتباه و تلاش برای گرفتن مساوی.
در تورنمنتی مثل جام جهانی، ریسکپذیری پایین میآید. تیمهای ضعیفتر برای نباختن بازی میکنند و تیمهای بزرگ هم نمیخواهند با یک اشتباه حذف شوند. نتیجه، مسابقاتی است که گاهی بیش از آنکه هیجان تولید کنند، صرفاً زمان مصرف میکنند.
طنز اکونومیست دقیقاً همینجا شکل میگیرد؛ جایی که فوتبال برای فرار از کسالت، به سمت ایدههای اغراقآمیز هل داده میشود.
اما مسئله فقط فوتبال نیست.
پشت این متن، واقعیتی بزرگتر درباره «اقتصاد توجه» قرار دارد؛ اقتصادی که در آن همه چیز برای چند ثانیه بیشتر از تمرکز مخاطب با هم رقابت میکنند. فوتبال امروز دیگر فقط با فوتبال رقابت ندارد. رقیب آن شبکههای اجتماعی، ویدئوهای کوتاه، بازیهای آنلاین، پلتفرمهای استریم و حتی خلاصه مسابقات چندثانیهای هستند.
نسل جدید، مسابقه ۹۰ دقیقهای را مثل نسلهای قبل تماشا نمیکند. بسیاری از مخاطبان، نتیجه را از روی اعلان تلفن همراه میبینند، گلها را در شبکههای اجتماعی دنبال میکنند و لحظههای هیجان را از دل ویدئوهای کوتاه بیرون میکشند. در چنین فضایی، مسابقه کماتفاق و تاکتیکی، برای صنعت سرگرمی یک تهدید محسوب میشود.
شاید به همین دلیل است که فوتبال در سالهای اخیر مدام در حال تغییر بوده؛ وقتهای اضافه طولانیتر شده، تعداد دوربینها افزایش یافته، داوری ویدئویی اضافه شده، تورنمنتها بزرگتر شدهاند و جام جهانی ۲۰۲۶ هم با ۴۸ تیم برگزار میشود؛ نسخهای بزرگتر، طولانیتر و پرمسابقهتر از گذشته.
طنز اکونومیست در واقع اغراق همین روند است. این نشریه میخواهد بگوید اگر منطق «هیجان بیشتر» بدون توقف ادامه پیدا کند، فوتبال ممکن است روزی به نمایشی تبدیل شود که دیگر شباهت چندانی به خودش ندارد.
حتی پیشنهاد «دو توپ همزمان در زمین» یا «پنالتی دادن به تیمهای خستهکننده» هم بیشتر از آنکه شوخی فوتبالی باشد، کنایهای به صنعتی است که دائماً مجبور است مخاطب را تحریک کند تا او را نگه دارد.
جام جهانی ۲۰۲۶ شاید یکی از مهمترین آزمونهای این تغییر باشد؛ تورنمنتی بزرگتر از همیشه، با مسابقات بیشتر، بازار بزرگتر و رقابتی شدیدتر برای تصاحب توجه میلیاردها نفر.
و شاید به همین دلیل است که اکونومیست، پشت شوخی درباره دفاع با صورت، در حال مطرح کردن یک سؤال جدیتر است:
آیا فوتبال هنوز میتواند بدون تبدیل شدن به یک نمایش دائمی، جذاب بماند؟
مطالب مرتبط

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

