شنبه 23 خرداد 1405 شمسی /6/13/2026 1:53:51 PM

برآورد تازه از ناترازی برق نشان می‌دهد شاید خاموشی خانه‌ها کمتر شود، اما هزینه آن به صنعت، رشد اقتصادی و آینده تولید منتقل شده است.
ایران چگونه با خاموش کردن آینده، تابستان را رد می‌کند

 تابستان ۱۴۰۵ برای شبکه برق ایران با یک عدد آغاز می‌شود؛ ۱۳ هزار و ۶۴۰ مگاوات. این، برآورد سناریوی واقع‌بینانه مرکز پژوهش‌های مجلس از شکاف میان برق قابل تولید و برق مورد نیاز کشور در روزهای اوج مصرف است. عددی که در ظاهر فقط یک شاخص فنی به نظر می‌رسد، اما در واقع می‌تواند تصویر فشرده‌ای از یکی از مهم‌ترین معادلات اقتصاد ایران باشد؛ معادله‌ای که در آن کشور تلاش می‌کند امروز را روشن نگه دارد، حتی اگر بخشی از فردا خاموش شود.

 بر اساس این گزارش، در تابستان امسال شبکه برق ایران در بهترین برآوردها توان تأمین حدود ۶۸ هزار مگاوات برق را دارد، در حالی که مصرف در ساعات اوج به بیش از ۸۲ هزار مگاوات می‌رسد. فاصله میان این دو عدد، همان ناترازی‌ای است که در ادبیات عمومی با نام خاموشی شناخته می‌شود.

 اگر این شکاف مستقیم به مصرف‌کنندگان منتقل شود، معنایی ساده دارد: حدود ۱۶ درصد تقاضای برق کشور در لحظه اوج مصرف بی‌پاسخ می‌ماند؛ رقمی که در ترجمه زمانی، می‌تواند معادل حدود چهار ساعت خاموشی در شبانه‌روز باشد. اما واقعیت شبکه برق ایران چیز دیگری است. همه این کمبود به خانه‌ها منتقل نمی‌شود. بخشی از آن پیش از رسیدن به خانوار، در کارخانه‌ها، شهرک‌های صنعتی و خطوط تولید جذب می‌شود.

 در ظاهر شاید تابستان امسال خاموشی خانگی کمتر از آن چیزی باشد که از عدد ۱۳.۶ هزار مگاوات انتظار می‌رود. اما این به معنای حذف هزینه نیست؛ فقط محل پرداخت آن تغییر کرده است.

 گزارش مرکز پژوهش‌ها صریح می‌گوید بخش بزرگی از مدیریت مصرف برق در سال‌های اخیر بر دوش صنایع قرار گرفته است. به بیان دیگر، شبکه برق برای آنکه کولر خانه‌ها روشن بماند، بخشی از فشار را به کارخانه‌ها منتقل کرده است؛ تصمیمی که شاید در کوتاه‌مدت از نارضایتی عمومی جلوگیری کند، اما در بلندمدت تبعات اقتصادی سنگینی دارد.

 خاموشی همیشه به معنای تاریکی خانه نیست. گاهی خاموشی در آمار تولید پنهان می‌شود؛ در کارخانه‌ای که چند ساعت کمتر کار می‌کند، در سفارشی که دیر تحویل داده می‌شود، در صادراتی که عقب می‌افتد و در سرمایه‌گذاری‌ای که به دلیل نااطمینانی متوقف می‌شود.

 مسئله فقط کمبود برق نیست؛ مسئله نوع مدیریت کمبود است.

 گزارش مرکز پژوهش‌ها نکته مهم دیگری هم دارد. طبق این برآورد، بحران برق در تمام ساعات شبانه‌روز رخ نمی‌دهد. تنها در حدود ۱۸ درصد ساعات تابستان، ناترازی شدید بالاتر از ۱۰ هزار مگاوات اتفاق می‌افتد و بخش عمده بحران در چند ساعت اوج مصرف عصر و شب متمرکز است. همین ویژگی باعث شده سیاست‌گذار به جای توسعه سریع ظرفیت تولید، بیشتر به سمت مدیریت مصرف و انتقال بار حرکت کند.

 اما این راه‌حل یک هزینه پنهان دارد؛ اقتصادی که برای عبور از چند ساعت اوج مصرف، بخشی از ظرفیت تولید و رشد آینده خود را مصرف می‌کند.

 در همین گزارش تأکید شده که بخشی از کاهش ناترازی امسال ناشی از توسعه نیروگاه‌های خورشیدی است؛ نیروگاه‌هایی که در ساعات روز به شبکه کمک می‌کنند، اما در شب از مدار خارج می‌شوند. معنای ضمنی این جمله روشن است: ممکن است بحران برق از ظهر به غروب و شب منتقل شود. یعنی شبکه شاید روزها پایدارتر به نظر برسد، اما در ساعات تاریک، فشار بیشتری را تجربه کند.

 همزمان، گزارش پیشنهاد استفاده بیشتر از مازوت برای حفظ پایداری برق را نیز مطرح می‌کند؛ راهکاری که عملاً به معنای انتخاب میان خاموشی و آلودگی است. در چنین شرایطی، شبکه برق دیگر فقط یک مسئله فنی نیست؛ به نقطه تلاقی رشد اقتصادی، کیفیت زندگی، محیط زیست و سیاست‌گذاری تبدیل می‌شود.

 شاید مهم‌ترین بخش این گزارش، نه خود عدد ناترازی، بلکه تصویری باشد که از مدل اداره کمبود در اقتصاد ایران ارائه می‌دهد؛ مدلی که در آن بحران حذف نمی‌شود، بلکه میان بخش‌های مختلف اقتصاد توزیع می‌شود.

 در چنین وضعیتی ممکن است شهرها روشن‌تر بمانند، اما این روشنایی الزاماً به معنای عبور از بحران نیست. بخشی از هزینه در جایی دورتر پرداخت می‌شود؛ در کاهش تولید، فرسایش صنعت، استهلاک زیرساخت‌ها و رشد اقتصادی ضعیف‌تر.

 معادله برق ایران شاید از همیشه روشن‌تر شده باشد: کشور برای آنکه امروز تاریک نشود، بخشی از فردای خود را می‌سوزاند.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

آخرین عناوین