
امروز، با آغاز جام جهانی ۲۰۲۶، فوتبال وارد دورهای تازه شده است. برای نخستین بار در تاریخ، تعداد تیمهای حاضر در جام جهانی از ۳۲ به ۴۸ تیم افزایش پیدا کرده و تعداد مسابقات نیز به ۱۰۴ بازی رسیده است.
فیفا میگوید این تغییر باعث میشود کشورهای بیشتری فرصت حضور در جام جهانی را پیدا کنند و فوتبال جهانیتر شود. از نگاه حامیان این تصمیم، فرمت جدید میتواند به رشد فوتبال در آسیا، آفریقا و آمریکای شمالی کمک کند و سهم بیشتری از جهان را وارد مهمترین تورنمنت فوتبالی دنیا کند.
اما همزمان، روایت منتقدان هم پررنگ است؛ اینکه افزایش تعداد تیمها بیش از آنکه فوتبالی باشد، اقتصادی است.
تعداد بیشتر مسابقات به معنای روزهای بیشتر مسابقه، بلیتفروشی بیشتر، تبلیغات بیشتر، اسپانسرهای بیشتر و ساعتهای پخش بیشتر است. در واقع، هر مسابقه جدید یک فرصت اقتصادی تازه برای فیفا، شبکههای تلویزیونی و برندهای تجاری ایجاد میکند.
همین مسئله باعث شده برخی تحلیلگران بگویند جام جهانی بهتدریج از یک رویداد ورزشی به یک صنعت عظیم سرگرمی تبدیل شده است؛ صنعتی که در آن منطق درآمد روزبهروز پررنگتر میشود.
البته فیفا این انتقاد را قبول ندارد. مسئولان این نهاد میگویند فوتبال جهان نمیتواند برای همیشه محدود به چند قدرت سنتی باقی بماند و افزایش تعداد تیمها، فرصت دیدهشدن کشورهای بیشتری را فراهم میکند.
اما منتقدان هشدار میدهند مسابقات بیش از حد طولانی و فشرده میتواند کیفیت بازیها را کاهش دهد و فشار بیشتری به بازیکنان وارد کند. برخی باشگاههای اروپایی نیز پیشتر نسبت به تقویم فشرده فوتبال و فرسودگی بازیکنان هشدار داده بودند.
این بحث در واقع فقط درباره فوتبال نیست؛ بلکه درباره تغییری بزرگتر در اقتصاد ورزش است. بسیاری از رشتههای ورزشی در سالهای اخیر به سمت مدلهایی حرکت کردهاند که تعداد مسابقات، زمان پخش و ظرفیت تبلیغات را افزایش میدهد؛ فرمولی که در آن رشد بازار گاهی مهمتر از حفظ ساختار سنتی مسابقات میشود.
برای مخاطب ایرانی، جام جهانی ۴۸ تیمی میتواند نمونهای از تغییری باشد که در بسیاری از صنایع رخ میدهد؛ جایی که توسعه بازار، آرامآرام شکل اولیه محصول را تغییر میدهد. پرسش اصلی این است که فوتبال تا کجا میتواند بزرگتر شود، بدون آنکه هویت خودش را از دست بدهد؟
مطالب مرتبط

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

