پنجشنبه 28 خرداد 1405 شمسی /6/18/2026 10:12:31 PM

چند روز از آغاز جام جهانی ۲۰۲۶ گذشته و یک الگوی آشنا دوباره روی چمن دیده می‌شود؛ بسیاری از ستاره‌های تیم‌های حاضر، خود مهاجرند یا فرزندان مهاجران. اتفاقی که از نگاه اقتصاددانان فقط یک داستان فوتبالی نیست، بلکه روایتی از رقابت کشورها برای جذب و پرورش سرمایه انسانی است.
وقتی مهاجران برای کشورها گل می‌زنند

جام جهانی را معمولاً با گل‌ها، نتایج و ستاره‌ها می‌شناسند. اما اگر چند روز نخست جام جهانی ۲۰۲۶ را با دقت بیشتری نگاه کنیم، یک داستان دیگر هم در جریان است؛ داستان مهاجرانی که حالا پیراهن تیم‌های ملی را بر تن کرده‌اند و برای کشورهایی گل می‌زنند که گاهی هزاران کیلومتر با سرزمین مادری خانواده‌هایشان فاصله دارد.

این پدیده تازه‌ای نیست، اما هر دوره پررنگ‌تر می‌شود. در تیم‌هایی مانند فرانسه، بلژیک، کانادا، آمریکا، هلند و حتی مراکش، بخش قابل توجهی از بازیکنان ریشه مهاجرتی دارند. برخی خود مهاجر هستند و برخی دیگر فرزندان یا نوه‌های مهاجرانی‌اند که سال‌ها پیش به این کشورها آمده‌اند.
برای بسیاری از هواداران فوتبال، این فقط نشانه تنوع فرهنگی است. اما از نگاه اقتصاد، ماجرا عمیق‌تر از این حرف‌هاست.
اقتصاددانان سال‌هاست از مفهومی به نام «سرمایه انسانی» صحبت می‌کنند؛ یعنی مجموعه مهارت‌ها، دانش، استعداد و توانایی‌هایی که افراد با خود به اقتصاد یک کشور می‌آورند. در دنیای امروز، کشورها فقط برای جذب سرمایه مالی رقابت نمی‌کنند؛ آن‌ها برای جذب انسان‌های مستعد نیز رقابت دارند.
جام جهانی شاید یکی از ملموس‌ترین صحنه‌های نمایش این رقابت باشد.
فرانسه نمونه شناخته‌شده‌ای از این روند است. بسیاری از ستاره‌های فوتبال این کشور در دهه‌های اخیر ریشه خانوادگی در کشورهای آفریقایی داشته‌اند. مراکش در جام جهانی ۲۰۲۲ با اتکا به بازیکنانی که عمدتاً در اروپا رشد کرده بودند تا نیمه‌نهایی پیش رفت. کانادا و آمریکا نیز از متنوع‌ترین تیم‌های حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶ به شمار می‌روند.
طرفداران مهاجرت می‌گویند همین مثال‌ها نشان می‌دهد که جابه‌جایی انسان‌ها فقط یک پدیده اجتماعی نیست؛ بلکه می‌تواند به خلق فرصت‌های جدید برای کشورها منجر شود. از نگاه آن‌ها، کشورهایی که بتوانند استعدادها را جذب، آموزش و حفظ کنند، در نهایت در عرصه‌های مختلف از اقتصاد گرفته تا ورزش و فناوری موفق‌تر خواهند بود.
اما منتقدان نیز دیدگاه خود را دارند. آن‌ها می‌گویند موفقیت تیم‌های ملی را نمی‌توان صرفاً به مهاجرت نسبت داد. از نگاه این گروه، آنچه نتیجه می‌سازد نه صرفاً ورود مهاجران، بلکه کیفیت نظام آموزشی، باشگاه‌ها، زیرساخت‌های ورزشی و توانایی کشورها در تبدیل استعداد به موفقیت است.
شاید هر دو طرف بخشی از حقیقت را بگویند. مهاجرت به‌تنهایی موفقیت نمی‌آورد، همان‌طور که داشتن زیرساخت بدون دسترسی به استعدادهای متنوع نیز تضمین‌کننده موفقیت نیست.
اما آنچه جام جهانی ۲۰۲۶ دوباره به نمایش گذاشته، اهمیت روزافزون سرمایه انسانی در جهان امروز است. در گذشته، قدرت کشورها بیشتر با منابع طبیعی، جمعیت یا سرمایه مالی سنجیده می‌شد. امروز اما توانایی جذب، آموزش و به‌کارگیری استعدادها نیز بخشی از قدرت ملی محسوب می‌شود.
برای مخاطب ایرانی، این موضوع فقط به فوتبال مربوط نیست. همان‌طور که کشورها برای جذب سرمایه‌گذار رقابت می‌کنند، برای جذب و حفظ انسان‌های مستعد نیز رقابت دارند. جام جهانی شاید فقط یک زمین فوتبال باشد، اما روی همین زمین می‌توان یکی از مهم‌ترین رقابت‌های اقتصاد مدرن را هم دید؛ رقابت برای استعداد.
و شاید به همین دلیل است که بسیاری از گل‌های این روزهای جام جهانی، فقط نتیجه یک پاس یا یک شوت نیستند؛ بلکه حاصل سال‌ها سرمایه‌گذاری روی انسان‌ها هستند؛ انسان‌هایی که گاهی سفر خانواده‌هایشان از کشوری دیگر آغاز شده است.


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

آخرین عناوین