پنجشنبه 22 مرداد 1405 شمسی /8/13/2026 5:31:56 PM

میهن خانم این روزها بیشتر از همیشه سراغ گوگل می‌رود. کارمند بازنشسته تأمین اجتماعی است؛ ۳۰ سال کار کرده، عرق ریخته و حق بیمه داده، با همان قرار نانوشته‌ای که میلیون‌ها کارگر و کارمند با تأمین اجتماعی دارند: امروز سهمی از حقوقت را بده تا فردا که بازنشسته شدی، مستمری پشتت باشد.
صندلی‌بازی مدیریتی در تأمین اجتماعی

اما آن فردایی که میهن خانم تصور می‌کرد، این‌طور از راه نرسید. تورم امان مستمری‌اش را بریده و دخل‌وخرج زندگی دیگر به‌سادگی با هم جور نمی‌شود. این روزها هم یک طلب دیگر دارد؛ مابه‌التفاوت افزایش حقوق فروردین و اردیبهشت.

برای همین مدام عبارت‌هایی شبیه «زمان واریز مابه‌التفاوت حقوق بازنشستگان» را در گوگل جست‌وجو می‌کند.
گوگل برایش جواب زیاد دارد، خبر اما کمتر.
یک روز «خبر فوری از واریز معوقات بازنشستگان»، روز دیگر «زمان جدید پرداخت» و فردایش «تصمیم مهم برای بازنشستگان». میهن خانم روی تیتر می‌زند، چند خط می‌خواند و آخر کار می‌فهمد همان چیزی را که می‌خواسته بداند، هنوز کسی نگفته است: پول چه روزی واریز می‌شود؟
خواهرزاده روزنامه‌نگارش بالاخره به او گفت دیگر دنبال این تیترها نرود و خبر را از منابع رسمی بخواند. توضیح داد بعضی سایت‌ها می‌دانند بازنشسته‌ها دنبال چه کلماتی می‌گردند و همان‌ها را در تیتر می‌گذارند تا مخاطب وارد صفحه شود؛ حتی وقتی خبر تازه‌ای برای گفتن ندارند.
میهن خانم با تعجب نگاهش کرد و گفت: «بازنشسته لنگ مستمری است، این هم شده ملعبه دست یک جماعت؟ یکی پولش را نمی‌دهد، یکی هم با خبر پولش کاسبی می‌کند؟»
از آن روز یاد گرفت اول سراغ سایت‌های رسمی برود.
اما امروز همان خبر رسمی هم دلش را خالی کرد.
میان خبرهایی که برای پیدا کردن نشانی از معوقات می‌خواند، چشمش به یک خبر افتاد: مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی تغییر کرد.
خبر در یک روز تعطیل منتشر شده بود؛ درست در روزهایی که مدیران همین سازمان می‌گفتند برای پرداخت مابه‌التفاوت حقوق بازنشستگان باید ۸۲ هزار میلیارد تومان منابع پیدا کنند.
دل میهن خانم هری ریخت.
«اینها که تا همین چند روز پیش دنبال پول بودند؛ حالا مدیرعامل هم عوض شد؟ پس پول ما چه می‌شود؟»
دوباره تلفن را برداشت و به خواهرزاده‌اش زنگ زد.
او گفت: «نگران عوض شدن مدیر نباش خاله. تأمین اجتماعی انگار ایستگاه قطار است؛ تقریباً هر ۲۰ ماه یک مدیر می‌آید و یکی می‌رود.»
میهن خانم پرسید: «این آدم جدید را می‌شناسی؟ می‌تواند پول پیدا کند؟»
خواهرزاده شروع کرد از سابقه مدیر تازه و برنامه‌ها و ایده‌هایی که ممکن است داشته باشد گفتن.
میهن خانم حرفش را برید:
«رویا به چه درد من می‌خورد؟ من تشنه واقعیتم.»
مسئله‌ای که با مدیر عوض نمی‌شود
میهن خانم یک شخصیت در این گزارش است، اما قصه‌اش منحصر به خودش نیست. پشت جست‌وجوهای این روزهای بازنشستگان برای پیدا کردن «زمان واریز مابه‌التفاوت حقوق» مسئله بزرگ‌تری خوابیده است.
سازمان تأمین اجتماعی برای پرداخت مابه‌التفاوت فقط دو ماه افزایش حقوق بازنشستگان به ۸۲ هزار میلیارد تومان منابع نیاز دارد.
بنفشه محمودیان، مدیرکل امور مستمری‌های سازمان تأمین اجتماعی، گفته است مستمری‌های ماهانه عموماً از منابع حاصل از حق‌بیمه پرداخت می‌شود، اما پرداخت این مابه‌التفاوت نیازمند آن است که علاوه بر منابع نقدی ماهانه مورد استفاده برای مستمری‌ها، هزینه‌های درمانی و سایر تعهدات، منابع مازادی نیز تأمین شود.
او همچنین گفته است تأمین این مبلغ با همکاری دولت و مجلس در دست پیگیری است و هنوز زمان دقیق تأمین مالی و پرداخت نهایی نشده است.
همین چند جمله رسمی، ابعاد مسئله را روشن می‌کند. بحث فقط بر سر یک بدهی ۸۲ هزار میلیارد تومانی نیست؛ سازمانی که هر ماه حجم بزرگی از حق‌بیمه را دریافت و مستمری پرداخت می‌کند، برای انجام یک تعهد جاری خود نیازمند پیدا کردن منابعی خارج از جریان نقدی معمول شده است.
ناترازی تأمین اجتماعی سال‌هاست موضوع بحث کارشناسان و مدیران این سازمان است. اما وقتی فشار مالی از محاسبات مربوط به آینده صندوق خارج می‌شود و خودش را در تأمین پول یک تعهد جاری نشان می‌دهد، مسئله برای بازنشسته‌ای مثل میهن خانم دیگر یک مفهوم اقتصادی نیست.
او نتیجه ناترازی را در حساب بانکی‌اش می‌بیند.
هر ۲۰ ماه یک تغییر در رأس تأمین اجتماعی
درست در چنین شرایطی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی غلامحسین محمدی را به عنوان سرپرست سازمان تأمین اجتماعی منصوب کرد و دوره مدیریت مصطفی سالاری به پایان رسید.
محمدی سازمانی را تحویل می‌گیرد که مسئله‌اش فقط پیدا کردن ۸۲ هزار میلیارد تومان نیست. تأمین اجتماعی با مجموعه‌ای از مسائل انباشته در منابع و مصارف، تعهدات بیمه‌ای و درمانی، نسبت بیمه‌پردازان به مستمری‌بگیران و رابطه مالی خود با دولت روبه‌روست؛ مسائلی که راه‌حل بسیاری از آنها نه در چند ماه، بلکه در اصلاحاتی چندساله پیدا می‌شود.
اما درست همین‌جا یک تناقض دیگر ظاهر می‌شود.
بررسی تغییرات رأس سازمان تأمین اجتماعی در یک دهه اخیر نشان می‌دهد این سازمان بارها مدیر و سرپرست عوض کرده است. با در نظر گرفتن تغییرات مدیریتی این دوره، به‌طور متوسط تقریباً هر ۲۰ ماه یک تغییر در رأس سازمان اتفاق افتاده است.
یعنی سازمانی با مشکلات چندده‌ساله، عملاً با دوره‌های مدیریتی کوتاه اداره شده است.
مسئله‌های چندده‌ساله؛ مدیران کمتر از دوساله
هیچ محاسبه‌ای از تعداد مدیران نمی‌تواند ثابت کند تغییر مدیرعامل عامل ناترازی تأمین اجتماعی بوده است. ریشه مشکلات این سازمان بسیار قدیمی‌تر از مدیران امروز و حتی دولت‌های امروز است.
اما پرسش دیگری می‌توان مطرح کرد: سازمانی که برای اصلاح خود به تصمیم‌های سخت و برنامه‌های چندساله نیاز دارد، با مدیریتی که تقریباً هر ۲۰ ماه تغییر می‌کند چگونه می‌تواند چنین اصلاحاتی را تا انتها دنبال کند؟
مدیر تازه باید سازمان را تحویل بگیرد، وضعیت مالی و تعهدات را بشناسد، تیم مدیریتی خود را شکل دهد، با دولت و مجلس و تشکل‌های کارگری و بازنشستگی تعامل کند و برای مسائل انباشته برنامه بریزد. بسیاری از این تصمیم‌ها نیز ماه‌ها و حتی سال‌ها زمان می‌خواهند تا نتیجه‌شان مشخص شود.
اما تقویم مدیریتی تأمین اجتماعی در یک دهه گذشته نشان می‌دهد زمان همیشه کالایی فراوان در اختیار مدیران این سازمان نبوده است.
هر مدیر می‌آید، برنامه‌ای روی میز می‌گذارد و دیر یا زود صندلی را به نفر بعدی تحویل می‌دهد؛ در حالی که بخش بزرگی از مسائل روی میز باقی مانده‌اند.
این همان نقطه‌ای است که «صندلی‌بازی مدیریتی» دیگر فقط مسئله انتصاب افراد نیست. هزینه احتمالی آن، از دست رفتن تداوم در سیاست‌گذاری و اجرای اصلاحاتی است که ذاتاً به زمان نیاز دارند.
از سازمان ثروتمند تا جست‌وجوی نقدینگی
تأمین اجتماعی در اقتصاد ایران سازمان کوچکی نیست. میلیون‌ها بیمه‌شده هر ماه حق‌بیمه می‌پردازند و این سازمان علاوه بر جریان مستمر درآمد بیمه‌ای، طی دهه‌ها صاحب مجموعه بزرگی از دارایی‌ها و بنگاه‌های اقتصادی شده است.
با این حال امروز یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های آن تأمین نقدینگی برای پرداخت مابه‌التفاوت دو ماه افزایش حقوق بازنشستگان است.
همین فاصله شاید بهتر از بسیاری از شاخص‌های پیچیده وضعیت امروز سازمان را نشان دهد: سازمانی که زمانی برخورداری از منابع و دارایی‌های گسترده یکی از ویژگی‌هایش بود، اکنون برای تأمین یک تعهد ۸۲ هزار میلیارد تومانی به دنبال منابع اضافی است.
مدیر تازه تأمین اجتماعی در چنین نقطه‌ای کلید اتاق مدیریت را تحویل گرفته است.
ممکن است برنامه داشته باشد، ممکن است اصلاحاتی را آغاز کند و شاید بتواند بخشی از مشکلات را حل کند. اما مسئله بزرگ‌تر از یک مدیر است. تجربه یک دهه گذشته یک سؤال را مقابل مدیریت جدید و وزارت کار قرار می‌دهد: آیا این بار مدیری که قرار است مشکلات بلندمدت تأمین اجتماعی را حل کند، فرصت کافی برای اجرای برنامه‌هایش خواهد داشت یا صندلی پیش از آن دوباره به نفر بعدی می‌رسد؟
پایین‌تر از همه این انتصاب‌ها، برنامه‌ها، اعداد و اصطلاحات اقتصادی، میهن خانم هنوز گوشی‌اش را کنار نگذاشته است.
او نه نسبت پشتیبانی می‌خواهد، نه برنامه اصلاح ساختار و نه وعده‌ای برای آینده‌ای دور.
میهن خانم ۳۰ سال سهم خودش را پرداخته است.
حالا منتظر سهم سازمان است.
و سؤالش همان سؤال قبل از تغییر مدیرعامل است:
«پول من چه زمانی واریز می‌شود؟»


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

آخرین عناوین